بنر وب سایت محبان مهدی (عج)



مادحین313

 

یافتن جهت‌های جغرافیایی را جهت‌یابی گویند. جهت‌یابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهت‌های جغرافیایی، می‌توانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفاده‌های مسلمانان از جهت‌یابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگل‌بانان و ... هم به دانستن روش‌های جهت‌یابی نیازمندند.

هرچند امروزه با وسایلی مانند قطب‌نما یا GPS می‌توان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌های دیگر جهت‌یابی مفید و کاراست.

 جهت‌های اصلی و فرعی

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

 

جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده

اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. این چهار جهت را جهت‌های اصلی می‌نامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلا نیمساز جهت‌های شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص می‌کند.

با دانستن یکی از جهت‌ها، بقیه‌ی جهت‌ها را می‌توان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.

 

 روش‌های جهت‌یابی

برخی روش‌های جهت‌یابی مخصوص روز، و برخی ویژه‌ی شب اند. برخی روش‌ها هم در همه‌ی مواقع کارا هستند. توجه شود که:

بسیاری از این روش‌ها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهت‌های اصلی را به صورت تقریبی‌ مشخص می‌کنند. برای جهت‌های دقیق باید از قطب‌نما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.

آن‌چه گفته می‌شود اکثراً مربوط به نیمکره‌ی شمالی است؛ به طور دقیق‌تر، بالای 23.5 درجه(بالای مدار رأس السرطان). در نیم‌کره‌ی جنوبی در برخی روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته می‌شود باشد.

 

 روش‌های جهت‌یابی در روز

 

 جهت‌یابی با سمت خورشید

1- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می‌کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می‌کند.

این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی‌ در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، ولی در زمان‌های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب می‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود 23.5 درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست. در واقع از آن‌جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.

تنها جایی که خورشید همیشه دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، استواست.

2- در نیمکره‌ی شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایه‌ی اجسام رو به شمال می‌افتد.

ظهر شرعی یا ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه‌ی خود در آسمان می‌رسد. در این زمان، سایه‌ی شاخص به حداقل خود در روز می‌رسد، و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد؛ همان زمان اذان ظهر.

برای دانستن زمان ظهر شرعی می‌توانید به روزنامه‌ها مراجعه کنید یا منتظر صدای اذان ظهر باشید. ظهر شرعی حدوداً نیمه‌ی بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

3- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می‌تواند روشی برای یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.

 

 جهت‌یابی با سایه‌ی چوب(شاخص)

شاخص، چوب یا میله‌ای نسبتاً صاف و راست است (مثلا شاخه‌ی نسبتا صافی از یک درخت به طول مثلا یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده است.

روش اول: نوک(انتهای) سایه‌ی شاخص روی زمین را [مثلا با یک سنگ] علامت‌گذاری می‌کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می‌کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه‌جا شود. حال محل جدید سایه‌ی شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامت‌گذاری می‌نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می‌کند. نقطه‌ی علامت‌گذاری اول سمت غرب، و نقطه‌ی دوم سمت شرق را نشان می‌دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ‌مان را روی نقطه‌ی اول و پای راستمان را روی نقطه‌ی دوم بگذاریم، روبروی‌مان شمال را نشان می‌دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.

از آن‌جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایه‌ی خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم‌کره‌ی شمالی سایه‌ها ساعتگرد می‌چرخند.

هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می‌شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از 60 درجه) استفاده از آن توصیه نمی‌شود.

در شب‌های مهتابی هم از این روش می‌توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه  استفاده کنید.

 

Drawing: Figure 18-1. Shadow-tip method

روش دوم(دقیق‌تر): محل سایه‌ی شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می‌کنیم. دایره‌ یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاری شده می‌کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می‌رود کوتاه‌تر می‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترین اندازه‌اش می‌رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سایه‌ی شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایه‌ی شاخص هم‌اندازه‌ی پیش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطه‌ی دوم علامت‌گذاری می‌کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطه‌ی پیشین سمت غرب را نشان می‌دهد.

در واقع هر دو نقطه سایه‌ی هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می‌کنند.

با این‌که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق‌تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.

برای کشیدن کمان مثلا طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می‌کشید دقیقاً به محل علامت‌گذاری شده برسد. نیم‌دایره‌ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.

وقتی سایه‌ی شاخص به حداقل اندازه‌ی خود می‌رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می‌دهد (بالای 23.5 درجه).

 

 جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار

ساعت مچی معمولی(آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربه‌ی ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربه‌ی ساعت‌شمار با عدد 12 ساعت می‌سازد(زاویه‌ی کوچکتر، نه بزرگتر)، جهت جنوب را نشان می‌دهد. یعنی مثلا اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمه‌ی راه میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و عدد 12 ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.

Drawing: Figure 18-2. Watch method.

 نکات

این که گفته شد عقربه‌ی کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلا چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربه‌ی ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایه‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربه‌ی ساعت‌شمارش موازی با سایه‌ی چوب باشد.

نیمساز، خطی است که یک زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند. در واقع باید میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12 را بیابید و با خطی فرضی به مرکز ساعت وصل نمایید.

دلیل این‌که زاویه(ی بین عقربه‌ی ساعت‌شمار و 12) را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا 12 ساعت). یعنی گرچه روز 24 ساعت است(و یک دور کامل را در 24 ساعت طی می‌کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در 12 ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت 24 ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به 24 قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربه‌ی ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد 12 ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.

این روش وقتی سمت صحیح را نشان می‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربه‌ی ساعت‌شمار را [به جای 12] با 1 حساب کنید). همچنین در همه‌ی سطح یک کشور معمولا ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلا در ایران حدود یک ساعت متغیر است(ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت 12 ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت 12 را نشان دهد.

روش ساعت مچی تا 24 درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین 40 و 60 درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی 5/23 تا 5/66 درجه [شمالی یا جنوبی]نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کرده‌ی جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجه‌ی آن دقیق‌تر خواهد بود. (کشور ایران دارای عرض جغرافیایی بین 36 و 39 درجه‌ی شمالی است.)

اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.

توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت 12) اجرا کنیم، جهت عقربه‌ی ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.

اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از 1 تا 12 بنویسید، و عقربه‌ی ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.

حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی‌شود هم گاه سایه‌ی خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایه‌ی آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.

به شکل عکس، اگر جهت‌های جغرافیایی را بدانیم، می‌توانیم زمان را در روز بدانیم. با همین روش ساعت‌های خورشیدی در گذشته ساخته می‌شدند. برای ساخت آن باید نیم‌دایره‌ای را روی زمین به طرف شمال رسم کنیم و از 6 تا 18 به شکلی شماره‌گذاری نماییم که عدد 12 آن رو به شمال، عدد 6 در سمت غرب و عدد 18 در سمت شرق باشد. حال اگر شاخصی در مرکز دایره قرار دهیم، سایه‌ی شاخص به منزله‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار ساعت است. چنین ساعتی کاملا دقیق نیست. ساعت‌های آفتابی‌ای ساخته شده است که دقت بسیاری دارند.

 

 روش‌های جهت‌یابی در شب

 

 جهت‌یابی با ستاره‌ی قطبی

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ی قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیاله‌ی دب اکبر را صحیح یا وارون یا به پهلو ببینید؛ و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را

در نیم‌کره‌ی شمالی زمین ستاره‌ی قطبی با تقریب بسیاری خوبی(حدود 0.7 درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود. برای یافتن ستاره‌ی قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:

به وسیله‌ی مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره‌ی آن تشکیل یک ذوزنقه را می‌دهند، و سه ستاره‌ی دیگر مانند یک دنباله در ادامه‌ی ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌ای که لبه‌ی بیرونی ملاقه را تشکیل می‌دهند(دو ستاره‌ی قاعده‌ی کوچک ذوزنقه؛ لبه‌ی پیاله‌ی ملاقه؛ محلی که آب از آن‌جا می‌ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و 5 برابر فاصله‌ی میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

به وسیله‌ی مجموعه ستاره‌های «ذات‌الکرسی»: صورت فلکی ذات‌الکرسی شامل 5 ستاره است که به شکل W یا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستاره‌ی وسط W (رأس زاویه‌ی وسطی) را حدود 5 برابرِِ «فاصله‌ی آن نسبت به ستاره‌های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.

 

 نکات

صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستاره‌ی قطبی تقریبا روبه‌روی یکدیگر، و دور ستاره‌ی قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. این دو صورت فلکی هیچ‌گاه غروب نمی‌کنند. این دو همیشه در یک شب صاف قابل رؤیت اند. ولی اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستاره‌ی قطبی را یافت. فاصله‌ی هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستاره‌ی قطبی تقریباً برابر است.

ستاره‌ی قطبی، خود آخرین ستاره‌ی دسته‌ی ملاقه‌ی صورت فلکی ملاقه‌ای شکل «دبّ اصغر» است. برخی ستاره‌های دبّ اصغر چندان پرنور نیستند، و گاه ممکن است به راحتی دیده نشوند.

اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از ستاره‌یاب(افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به‌خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی(طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.

زمین دور محوری فرضی که از شمال و جنوب کره‌ی زمین می‌گذرد می‌چرخد. این چرخش زمین موجب می‌شود که ما تصور کنیم همه‌ی ستاره‌های آسمان حول محوری می‌چرخند(حرکت ظاهری دارند)، که در محل محور گردش آن‌ها ستاره‌ی قطبی می‌درخشد؛ ستاره‌ی پرنوری که در راستای محور گردش زمین قرار داد، و بدین دلیل در آسمان ثابت به نظر می‌رسد.

هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستاره‌ی قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستاره‌ی قطبی در استوا (عرض جغرافیایی 0 درجه) تقریبا در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی 90 درجه) تقریباً بالای سر(سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی 70 درجه‌ی شمالی عملا نمی‌توان با ستاره‌ی قطبی شمال را پیدا کرد.

در شب هم می‌توان به وسیله‌ی ستاره‌ی قطبی و دب اکبر زمان را تشخیص داد؛ همان‌طور که در مدخل ساعت ستاره‌ای آمده است.

 

 جهت‌یابی با هلال ماه

در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد

اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید.

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد، و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمه‌ی دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه‌نمایی تقریبی را فراهم می‌سازد.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمه‌ی اول ماه قمری شکل p و در نیمه‌ی دوم شکل q خواهد داشت.

کره‌ی ماه در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند، و در نیمه‌ی دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.

پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک(تیزی) هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کره‌ی شمالی زمین] نشان می‌دهد.

وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه -که از مشرق به طرف مغرب است- جهت‌یابی کرد.

 روش‌های دیگر جهت‌یابی در شب

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.

خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده عدد) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ی پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.

ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها بطرف جنوب است.

کهکشان راه شیری توده‌ی عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.

 

 روش‌های جهت‌یابی، قابل استفاده در روز و شب

 

خودتان هم می‌توانید با یک نقشه‌ی خاورمیانه و یک نقاله زاویه‌ی بین شمال و قبله را به روش نشان داده شده در شکل بیابید

 

 جهت‌یابی با قبله

اگر جهت قبله را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلا اگر در تهران 37 درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه جهت قبله را بدانیم، اگر 37 درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر 143 درجه (37-180) در خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.

قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:

قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیله‌ی قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می‌کنیم!

محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.

بر خلاف تصور برخی، پای مرده در قبر رو به قبله نیست. بلکه پای محتضر (کسی که نزدیک به مرگ است) را رو به قبله می‌کنند. ولی مرده را طوری روی دست راست می‌خوابانند که بدنش رو به قبله باشد

* قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله است.

دستشویی: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولا توالت‌ها را عمود بر قبله می‌سازند. این هم -در جایی که اصول اسلامی ساخت رعایت شده- می‌تواند کمک‌کار باشد.

 

 جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز

اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده است.

با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن‌ربا -یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان-، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ی ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلا با ۳0 بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ی کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ی ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

این قطب‌نما را به سادگی می‌توانید بسازید

حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیمکره‌ی شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریبا رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.

روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلا سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می‌کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.

مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می‌شود.

به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلا می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلا با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می‌شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.

فیلم ساخت قطب‌نمای شناور را در این سایت می‌توانید ببینید.

 

 جهت‌یابی با نشانه‌های طبیعی

هرگونه‌ای از درختان برش‌ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می‌گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال-جنوب.

این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.

بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکره‌ی شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

1- جهت‌یابی با خزه‌ها و گلسنگ‌ها: سمت شمالی درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبی آن‌هاست.

خزه در جایی رشد می‌کند که دارای سایه و آب زیادی باشد؛ محل‌های خنک و نمناک. تنه‌ی درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه‌ها معمولا بیشتر در این سمت می‌رویند.

این روش همیشه نتیجه‌ی درست به ما نمی‌دهد. 1) هرچند سمت شمالی در سایه‌ی بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن‌جا بیشتر ماندگار است). 2) گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند. 3) در یک اقلیم بارانی(جنگل‌ها و بیشه‌های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده‌است). 4) ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود. 5) در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌ای وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان‌های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ. 2- جهت‌یابی با درختان: از آن‌جا که سمت شمالی درختان در معرض آفتاب کمتری است، درختان در این سمت‌شان شاخ‌وبرگ کمتری دارند.

به دلیل آن‌که آفتاب بیشتر از سمت جنوب می‌تابد، درختان جنوب بهتر و بیشتر رشد می‌کنند. وجود درختانی مانند صنوبر سیاه و سفید، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندی، افرا نروژی و درخت اقاقیا صحت این مسئله را ثابت می‌کند. این درخت‌ها در جنوب بیشتر دیده می‌شوند.

پوست درختان قدیمی در سمت رو به آفتاب(جنوب) معمولاً نازک‌تر است.

پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل، جهت شمال را به ما نشان می‌دهد؛ سمت پوسیده شمال است.

به خاطر نوع تابش خورشید، شاخه‌های جنوبی اکثر درختان افقی‌تر و شاخه‌های شمالی عمودی‌ترند.

در کوه‌های سنگی، کاج‌های انحناپذیر در شیب جنوبی، و صنوبرهای انگلمان در شیب شمالی می‌رویند.

معمولاً درختان برگ ریز در شیب‌های جنوبی تپه‌ها می‌رویند و سراشیب‌های شمالی همیشه سبز است.

زمینِ اطراف ریشه‌ی درختان، به سمت جنوب سست‌تر و توخالی‌تر از قسمت شمالی است. پس زمین به سمت شمال سفت‌تر بوده و به خشکی زمین جنوبی نیست.

رشد پوشش گیاهی در سمت جنوبی تپه‌ها بیشتر از سمت شمالی خواهد بود.

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

توجه کنید که: به درختی نگاه کنید که ریشه‌اش در زمین باشد، نه به کنده‌ای که بریده شده و بر زمین افتاده!

3- جهت‌یابی با تنه‌ی درختان بریده‌شده: اگر مقطع درخت بریده‌شده‌اى را نگاه کنید، تعدادى دایره‌ی هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می‌باشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه‌های سنی درخت به هم نزدیک‌تر باشد سمت شمال را مشخص می‌کند، و سمتی که خطوط حلقه‌های سنی از هم فاصله‌ی بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می‌دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن.

4- جهت‌یابی به کمک گل‌ها و گیاهان: گیاهان، و گل‌های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق.

برخی گیاهان برای جهت‌یابی اشتهار یافته‌اند. مثلاً در امریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت‌گیری شمالی-جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را «گیاه قطب‌نما(یا Compass Plant)» و یا «رُزینوید(Rosinweed)» می‌خوانند. نام علمی آن «سیلفیوم لاکینیاتوم» (Silphium laciniatum) است، و مسافران اولیه‌ی این سرزمین از این گیاه برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند.

اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت‌یاب است. این گیاه که در سرزمین‌های گرم و خشک می‌روید، برگ‌هایش رو به شمال یا جنوب است.

همچنین درختی به نام «نخل رهنوردان([ یا Traveler’s Palm])» وجود دارد که محور شاخه‌هایش شرقی-غربی اند.

همان‌طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می‌توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش‌های دیگر یافت -ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند.

5- جهت‌یابی به کمک باد غالب: بادها را از جهتی که می‌وزند، نام‌گذاری می‌کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه‌ای باد غالب و برجسته‌ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکمفرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی‌تر بوده و در جهت خاصی می‌وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می‌توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید.

معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده‌است، نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می‌وزد.

برای جهت‌یابی به کمک باد غالب، 1) ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. 2) سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقه‌ی ما باد غالب از شرق می‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت‌های اصلی هم به سادگی یافته می‌شوند.

نکته‌ی اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمی‌دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می‌وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی)

در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد.

در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می‌وزد.

نکته‌ی دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم:

در هر منطقه‌ای باد غالب ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می‌کند.

باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف‌های باد آورنده و در جهت علف‌های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد.

الف)درختان:

جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است. برای نمونه اگر درختان به طرف شمال منحرف و متمایل شده‌اند، باد غالب محتملا از سمت جنوب وزیده‌است.

اثر دیگری که باد غالب بر درختان دارد این است که: در جهتی که از وزش باد در امان است، شاخ و برگ بیشتری رشد کرده‌است.

در واقع باد ممکن است با صدمه زدن یا خشک کردن شاخه های جوان، رشد درخت را کند یا متوقف کند. معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان می‌شود؛ برعکسِ خورشید، که رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است، که باعث شکستن شاخه‌های جوان می‌شود.

درختی که برای تعیین جهت استفاده می‌شود، باید در محلی باز و وسیع باشد. نباید در پناه تپه، درختان دیگر یا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزدیک به هم را مورد آزمایش قرار دهید. مطمئن شوید که درختان هرس نشده باشند.

از آن‌جا که درختان تحت تأثیر عوامل زیادی هستند، و باید یافته‌های خود را با مشاهده‌ی درختان متعددی در همسایگی یکدیگر تأیید کنید.

ب)ماسه و برف:

امواج ماسه در بیابان‌ها، و امواج پستی-بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن باد غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند.

در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل‌یخ‌های قطب: در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

ج) نسیم: برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلا مردم کنار ساحل یا نسیم دریا مأنوس‌اند. معمولا بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می‌وزد. در شب هم معمولا جهت نسیم برعکس می‌شود و از خشکی به سمت دریا می‌وزد. نسیم مشابهی در دره‌ها و کوه‌ها می‌وزد: در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می‌گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می‌وزد. اگر -مثلاً به کمک نقشه- بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت‌مان است، می‌توانیم جهت‌های اصلی را بیابیم.

د) هوای گرم و سرد: در نیم‌کره‌ی شمالی زمین هوایی که از شمال می‌آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می‌آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است).

هـ) سایر موارد:

اگر گمان می‌کنید که بادی که در لحظه می‌وزد باد غالب منطقه است، می‌توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می‌توانید جهت باد را بفهمید.

می‌توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به‌ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می‌شوند.

در روی دریا و اقیانوس‌ها بادهای غالب دارای ویژگی‌ها و ابرهای خاص خود هستند.

6- جهت‌یابی به کمک رودخانه‌ها: بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کره‌ی شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلا رود نیل -که تماماً در نیم‌کره‌ی شمالی است- به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

7- جهت‌یابی به کمک حیوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانه‌ی خود را به سمت جنوب یا شرق می‌ریزند. مورچه‌ها چنین می‌کنند تا در هنگام روز خاکریز‌شان به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.

مورچه‌ها خانه‌های خود(مورتپه‌ها) را بر روی شیب‌های جنوب شرقی می‌سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت‌ها می‌تابد. آن‌ها مورتپه‌های خود را نزدیک درختان و صخره‌های جنوبی و جنوب شرقی بنا می‌کنند.

اگر شما در کنار برکه یا دریاچه‌ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند.

دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولا حفره‌هایش را در سمت شرقی درخت حفر می‌کند.

سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می‌گزینند.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

کارکردن با این نرم افزار برای اکثر کسانی که قبلاٌ با نرم افزارهای کامپیوتری کار کرده اند بسیار آسان است با اینحال در این متن توضیح کوتاهی در مورد قسمتهای مختلف این نرم افزار داده می شود .

با کلیک بر روی شکل می توانید توضیحات مربوط به آن را ببینید .

کلید 1 برای زوم کردن بر روی نقشه است . علامت مثبت آن برای دقیق تر شدن بر روی جزئیات نقشه و علامت منفی آن برای دید مساحت بیشتر ( نشان دادن کلیات نقشه ) می باشد .

کلید 2 مقیاس زوم روی نقشه را نشان می دهد ( به عبارت دیگر مسافتی که در صفحه مانیتور مطابق با نقشه واقعی دیده می شود ) با تغییر آن می توانید دید خود را وسیع تر کنید یا اینکه برعکس به جزئیات بیشتری از نقشه دست پیدا کنید .

کلید 3 برای نشان دادن جزئیات نقشه می باشد . اگر بر روی highest باشد نقشه با بیشترین مقدار جزئیات نمایش داده خواهد شد و به همین ترتیب لولهای ساده تری از نمایش نقشه را هم دارد . این برای زمانی است که بخواهید نقشه خلوتی داشته باشید تا بتوانید روی آن کار خاصی انجام دهید یا اینکه بخواهید تمام جزئیات موجود در نقشه را ببینید .

کلید 4 برای فرستادن اطلاعات از دستگاه جی پی اس شما به داخل نرم افزار است . به این صورت که شما ابتدا باید دستگاه خود را از طریق کابل آن ( سریال یا USB ) به کامپیوتر وصل کرده و دستگاه خود را روشن کنید و این گزینه را انتخاب کنید و طبق دستور العمل آن می توانید کلیه اطلاعات موجود در دستگاهتان را وارد نقشه کنید .

کلید 5 برای فرستادن اطلاعات از نقشه به داخل دستگاه شما است . به این صورت که شما یا می خواهید نقشه دستگاه خودتان را آپگرید کنید یا اینکه می خواهید یک Track که خودتان طراحی کرده اید به داخل دستگاه بریزید . در این حالتها باید از این دکمه استفاده کنید .

کلید 6 برای انتخاب قسمتی از نقشه است . با کلیک کردن بر روی آن نشانگر موس شما زرد شده و روی نقشه را به مناطق مختلفی تقسیم می کند و با کلیک کردن بر روی هر منطقه آن منطقه انتخاب می شود .

کلید 7 نیز برای زوم استفاده می شود .

کلید 8 برای بالا ، پایین ، چپ و راست رفتن بر روی نقشه استفاده می شود .

کلید 9 برای زدن Waypoint از طریق نرم افزار در یک قسمت نقشه استفاده می شود .

کلید 10 برای ایجاد مسیر از پیش تعیین شده ( بر روی نقشه ) استفاده می شود .

کلید 11 برای انتخاب Track یا Waypoint یا یک نقطه خاص است .

کلید 12 ( خط کش ) برای اندازه گیری فاصله بین دو نقطه است . به این صورت که در نقطه اول کلیک کرده و سپس بر روی نقطه دوم کلیک نمایید . فاصله بین این دونقطه را نشان می دهد این کار را برای حساب کردن فاصله های بیشتر نیز می توانید تکرار کنید .



شکل 2 (برای رویت شکل اینجا کلیک کنید)

گزینه 1 New برای ایجاد یک فایل جدید است

گزینه 2 open برای دسترسی به فایلهای ایجاد شده می باشد .

گزینه 3 Save برای ذخیره کردن اطلاعات موجود است .

گزینه 4 Save as برای ذخیره کردن اطلاعات با نام دیگر ( گرفتن بک آپ ) است .

گزینه 5 Print برای پرینت گرفتن از اطلاعات موجود استفاده می شود .

گزینه 6 و 7 نیز مربوط به تنظیمات پرینتر می باشد ( این دو گزینه در اکثر نرم افزارها وجود دارند . )

گزینه 8 Exit هم برای خارج شدن از برنامه می باشد .



شکل 3 (برای رویت شکل اینجا کلیک کنید)

پنل 1 برای کپی کردن ، لغو کردن آخرین فرمان ، یک فرمان به جلو ، یک فرمان به عقب ، کات کردن و ... بکار می رود .

کلید 2 برای انتخاب کلیه مطالب موجود در نقشه بکار می رود .

کلید 3 برای ایجاد Waypoint جدید استفاده می شود .

کلید 4 برای ایجاد یک Route مسیر جدید استفاده می شود .

کلید 5 برای ایجاد یک Route جدید با استفاده از Waypoint های موجود استفاده می شود .

کلید 6 برای ایجاد یک Track جدید استفاده می شود .

کلید 7 برای کپی برداشتن از مسیر استفاده می شود .

کلید 8 برای برداشتن waypoint ها از مسیر استفاده می شود .

کلید 9 برای انتخاب نقشه اطراف Waypoint ها و Track ها استفاده می شود .

کلید 10 برای تنظیم مشخصات نقشه استفاده می شود .

کلید 11 هم برای تنظیم مشخصات خود نرم افزار استفاده می شود ( در مورد آن مفصلاٌ صحبت می کنیم )

شکل 4 (برای رویت شکل اینجا کلیک کنید)

کلید 1 برای پیدا کردن یک نقطه با نام خاص

کلید 2 برای پیدا کردن نزدیکترین نقاط

کلید 3 برای پیدا کردن آخرین نقاطی که Search شده اند .



شکل 5  (برای رویت شکل اینجا کلیک کنید)

کلید 1 برای فرستادن اطلاعات به دستگاه

کلید 2 برای گرفتن اطلاعات از دستگاه



شکل 6 (برای رویت شکل اینجا کلیک کنید)

کلید 1 – موارد انتخاب شده را روی نقشه نمایش می دهد .

کلید 2 –به یک موقعیت خاص می رود (موقعیتی که توسط شما با طول و عرض جغرافیایی تعیین می شود . )

کلید 3 – برای زوم کردن به مقدار دلخواه

کلید 4 – برای زوم کردن به بیشترین مقدار ممکن

کلید 5 – نشان ندادن جزئیات نقشه

کلید 6 – نشان دادن نشانه گیر نقشه

کلید 7 – انتخاب حالت نقشه یا بدون نقشه

کلید 8 – تغییر مقیاس نقشه

کلید 9 – تعیین میزان جزییات نقشه

کلید 10 – نشان دادن تولبار خاص

کلید 11 – مخفی کردن میله نشان دهنده موقعیت در پایین صفحه

کلید 12 – مخفی کردن دیتاهای وارد شده توسط شما در سمت چپ

کلید 13 – نمایش Track و Waypoint های گرفته شده در نرم افزار Google earth



کلیه گزینه های بخش TOOLS به صورت ICON در میله اصلی نرم افزار وجود دارد و قبلاٌ توضیح داده شد .

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

مقدمه:

امروزه با بالا رفتن علاقه مردم به طبیعت گردی و کوهنوردی، یافتن روشهایی که باعث انجام موفق و دور از سانحه این فعالیتها می گردد، امری قابل توجه می باشد. ناوبری (Navigation ) در این زمینه نقش بسیار مهمی را ایفا می کند، بطوریکه امروزه مباحث آن تبدیل به موضوع بسیار مورد توجه جوامع علاقمند به سیاحت و ماجراجویی در طبیعت گردیده است. طبیت پر رمز وراز و جذاب کشور ما ایران نیز دلیل بسیار خوبی برای وارد شدن به این موضوع می باشد و GPS یکی از وسایل مدرنیست که کمک شایانی در امر ناوبری می نماید.

در این مقاله قصد نداریم که به تکنولوژی GPS بپردازیم ، چراکه در مقالات متعدد راجع به آن صحبت شده است. آنچه در اینجا سعی خواهد شد که بیان شود، معرفی قابلیتها و کاربرد گیرنده GPS در کوه و دیگر جوانب طبیعت می باشد.


فواید GPS :

اگر از گیرنده GPS استفاده میشود، همیشه باید آمادۀ ناوبری بدون آن نیز بود ( همراه داشتن نقشه و قطب نما و...)؛ اما سؤال اینجاست که اگر بتوان بدون GPS هم ناوبری کرد، چرا یکی از آنها را داشته باشیم؟ پاسخ این است که GPS امر ناوبری را دقیق و مطمـئن می سازد. گیرنده GPS در تپه های ماسه ای ، بیابانها یا سایر فضاهای باز و پهناور که لندفرم های مشخصی ندارند، وسیله ای ضروری میباشد و مشکل برگشت را حل خواهد کرد؛ در کوهستان اگر هوا مساعد باشد شخص بجای مقایسه مداوم و وقت گیر نقشه با توپوگرافی، میتواند از مناظر اطراف لذت بیشتری ببرد، اما ارزش واقعی آن در کوهستان، در هوای نامساعد آشکار می گردد؛ زمانی که علایم زمینی به سبب وجود مه و بارش باران یا برف، مبهم و نا مشخص می شوند و شخص مجبور می شود برای باز شدن هوا توقف اجباری داشته باشد. در این گونه موارد GPS میتواند شخص را از انتظار در آورد.

قابل ذکر است که مه و ابر و بارش،تأثیری بر سیگنالهای GPS ندارند و تا زمانیکه گیرنده بتواند آسمان بالای سر خودرا بطوریکه حداقل با 3 ماهواره در ارتباط باشد، ببیند ، قابل استفاده خواهد بود. بنابراین این دستگاه برای غارها، جنگلهای انبوه، تنگه ها یا دره های باریک و مانند آنها ، قابل استفاده نیست.

معرفی قابلیتهای GPS :

گیرنده های GPS انواع مختلفی دارند، اما معمولاً علائم و اصطلاحات آنها شبیه هم است. بعنوان مثال، صفحات اصلی یک گیرنده GPS مدل eTrex Summit از کمپانی Garmin در شکل 1 قابل مشاهده است. در صفحهُ Sky View ، موقعیت ماهواره ها و قدرت سیگنالهای دریافتی از آنها را می توان دید. در صفحهُ Map ، موقعیت مکانی خود و نقاط مورد نظر و یا مسیر طی شده ( Track ) ، قابل مشاهده است. در صفحهُ Pointer ، جهت حرکت بهمراه سایر اطلاعات جغرافیایی بیان می شود. در صفحهُ Trip Computer ، سایر اطلاعات سفر مثل زمان و سرعت و... و در صفحهُ Elevation ، اطلاعات مربوط به ارتفاع و در صفحهُ Menu ، تنظیمات دستگاه و داده ها ، قابل بررسی می باشد.



 

شکل1

تعریف واژه ها:

Waypoint: نقطه ایست شامل مختصات جغرافیایی مشخص که شخص آنرا علامت زده و می تواند به آن یک نام اختصاص دهد و برای مراجعه به آن از GPS استفاده کند.

Route : مسیری است تشکیل شده از چند waypoint که از بهم ارتباط دادن آنها بوجود می آید.

Track : مسیر طی شده توسط شخص (رد پا ) که بطور اتوماتیک توسط گیرندهُ GPS ثبت می شود.

Bearing : جهت حرکت را بین نقطهُ شروع و مقصد نشان می دهد.

1) عملکرد Go To : با استفاده از این عملکرد ، گیرنده شخص را به یک waypoint که قبلاً مشخص کرده است هدایت می کند. به این صورت که صفحه نمایش ، جهت صحیح حرکت به آن نقطه را نشان می دهد و اطلاعات دیگری که بیان می دارد که حرکت تا چه حد در مسیر صحیح صورت می گیرد(شکل2) . دنبال کردن صفحه نمایش راهنما بسیار آسان است زیرا کافیست در جهتی که اشاره می کند ، حرکت صورت گیرد. همچنین اطلاعات دیگر مانند فاصله تا مقصد و زمان رسیدن به آن و... قابل مشاهده است.

رجوع به شکل2

2) عملکرد Route : همانطور که گفته شد، Route تشکیل شده از چند waypoint است که بدنبال هم آمده اند. با انتخاب عملکرد Route برای ناوبری، شخص این امکان را می یابد که بعد از رسیدن به waypoint اول، بطور اتوماتیک به waypoint بعدی که قبلاَ در Route تعریف شده ، هدایت شود. بدین صورت می توان مسیرهایی که خط مستقیم نیستند و نقاطی دارند که لازم است تغییر جهت داده شود را بصورت Route تعریف کرد و با استفاده از GPS در آن مسیر حرکت نمود.

رجوع به شکل 3

3) عملکرد Track back : از آنجا که دستگاه GPS می تواند مسیری را که طی کرده اید بصورت اتوماتیک ثبت کند(Auto Tracking ) ، برای استفاده از عملکرد Track back ، می توان از یک Track که قبلاَ ذخیره شده است استفاده نمود؛ بطوریکه میتوان دوباره آن مسیر طی شده را از مبداَ تا مقصد یا برعکس با کمک GPS طی نمود و دستگاه در این حالت ، شما را در مسیر قبلاً طی شده هدایت کرده و میزان انحراف از مسیر را مشخص می سازد.(شکل ۴ )

رجوع به شکل 4 و 5

ضمناً اگر دستگاه شما قادر باشد که نمودار ارتفاع را هم نمایش دهد( مانند eTrex Summit ) ، می توانید در صفحه Track Log مربوط به ارتفاع، مسیر طی شده را از لحاظ ارتفاع بررسی کنید(شکل5)

4) عملکرد Sight ‘N Go : با استفاده ازاین عملکرد، شخض می تواند که جهت حرکت مستیم به یک عارضه طبیعی ( مثل یک قله) را بصورت چشمی بوسیله GPS علامت گذاری کرده(شکل6) و با قفل شدن این گرا در GPS ، گیرنده شما را همیشه در آن جهت هدایت کرده و همزمان میزان انحراف شما را از مسیر مستقیم منتهی به آن نقطه ( Off Course ) بر روی صفحه Pointer ، نشان می دهد.(شکل7)

رجوع به شکل 6 و 7

قطب نما و ارتفاع سنج:

در اغلب گیرنده های معمولی GPS ،اطلاعات جهت حرکت و میزان ارتفاع، توسط سیگنالهای ماهواره بدست می آیند؛ بطوریکه برای داشتن اطلاعاتی مانند قطب نما، حتماً بایستی شخص حرکت کند ( حداقل چند متر) تا گیرنده بتواند جهت شمال و جنوب را بطور صحیح نشان دهد. اما گیرنده هایی هم هستند که مجهز به قطب نمای الکترونیکی مغناطیسی هستند و بدون نیاز به سیگنال ماهواره و حرکت کردن، جهت شمال و جنوب را نشان می دهند.

در مورد سنجش ارتفاع، گیرنده باید حداقل با 4 ماهواره در ارتباط باشد تا بتواند ارتفاع را محاسبه کند که البته معمولاً دقت آن کمتر از مختصات افقی می باشد؛ اما گیرنده هایی هم تولید شده اند که دارای سنسور ارتفاع سنج بارومتریک هستند و می توانند بدون نیاز به ماهواره هم ارتفاع را نشان داده و حتی با وارد کردن ارتفاع صحیح نقاطی که برای ما مشخص است، کالیبره شوند.

گیرنده GPS پیشنهادی مناسب کوه و طبیعت:

اگر تمایل داشتید که قابلیتهای فوق( قطب نمای مغناطیسی و ارتفاع سنج بارومتریک) در گیرنده GPS انتخابی شما وجود داشته باشد و قیمت دستگاه هم چندان بالا نباشد، مدل پیشنهادی نویسنده ، eTrex Summit از کمپانی Garmin (شکل8) می باشد که مزیت دیگر آن ثبت و نمایش نمودار ارتفاع می باشد که برای کوهنوردی ، جالب و کاربردی می باشد.


نويسنده : همنورد بزرگوار جناب آقاي وحيد سپنج  -  http://sepanjkooh.persianblog.ir

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

سيستم مكان يابي جهاني ( Global Positioning System ) يك سيستم هدايت ( ناوبري) ماهواره اي اســت شـامل شبكه اي از 24 ماهواره درگردش كه درفاصله 11 هزارمايلي ودر شش مدارمختلف قراردارند .

در واقع یک سیستم راهبری و مسیریابی ماهواره ای است که از شبکه ای با 24 ماهواره تشکیل شده است و این ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته و در مدار قرار داده شده اند. این سیستم در ابتدا برای مصارف نظامی تهیه شد ولی از سال 1980 استفاده عمومی آن آزاد و آغاز شد.

خدمات این مجموعه در هر شرایط آب و هوایی و در هر نقطه از کره زمین در تمام ساعت شبانه روز در دسترس است. پدید آوردنگان این سیستم، هیچ حق اشتراکی برای کاربران در نظر نگرفته اند و استفاده از آن رایگان است.

24 ماهواره که دور زمین در گردش هستند

ماهواره ها درحال حركت مي باشند و درعرض 24 ساعت دوباركامل بـــرگرد زميــن مي گردنــــــد . (هرروز دوبار )

باسرعتي درحدود 108 مايل درثانيه ) ماهواره هاي GPS به نام NAVSTAR شناخته مي شوند...

لازمه هرگونه آشنايي با GPS فراگيري ماهيت اصلي اين ماهواره ها مي باشد . اولين ماهواره GPS درفوريه 1978 پرتاب شد . وزن هرماهواره تقريباً / 2000 پاوند وداراي صفحات آفتابي به پهناي 17­f مي باشد . و قدرت فرستنده آن 50 وات ويا كمتر است. هر ماهواره 2 سيگنال ارسال مي كند: L1 و L2 . GPS هاي غير نظامي از فركانس 42MHZ.1575 :L1 اسـتــفــاده مي كننند .

هر ماهواره حدوداً 10 سال فعال مي ماند وجايگزيني ماهواره ها بموقع انجام گشته و ماهواره هاي جايگزين به فضا پرتاب مي گردند . برنامه شبكه GPS هم اكنون تا سال 2006 تنظيم وجايگزيني هاي لازمه ترتيب داده شده اند.مسير گردش ماهواره ها آنها را بين عرض جغرافيايي 60 درجه شمالي و60 درجه جنوبي قرارمي دهد . اين امر به معني آن است كه درهرنقطه از زمين ودرهرزمان مي توان سيگنال هاي ماهواره أي را دريافت نمود. وهرچه به قطبهاي شمال – جنوب نزديك شويم نيز همچنان ماهواره هاي GPS را خواهيم ديد . هرچند دقيقاً در بالاي سرما نخواهند بود واين در دقت وصحت عمل آنها در اين نقاط تاثيرمي گذارد .

يكي از بزرگترين مزاياي رهيابي بوسيله GPS نسبت به روشهاي ديگر زميني آن است كه اين سيستم درهر شرايط جوي و بدون توجه به نوع كاربرد گيرنده GPS بخوبي كارمي كند .

ماهواره های GPS



24 عدد ماهواره GPS در مدارهایی بفاصله 24000 هزار مایل از سطح دریا گردش می کنند. هر ماهواره دقیقا طی 12 ساعت یک دور کامل بدور زمین می گردد. سرعت هریک 7000 مایل بر ساعت است. این ماهواره ها نیروی خود را از خورشید تامین می کنند. همچنین باتری هایی نیز برای زمانهای خورشید گرفتگی و یا مواقعی که در سایه زمین حرکت می کنند بهمراه دارند. راکتهای کوچکی نیز ماهواره ها را در مسیر صحیح نگاه می دارد. به این ماهواره ها NAVSTAR نیز گفته می شود.

در اینجا به برخی مشخصه های جالب این سیستم اشاره می کنیم:

• اولین ماهواره GPS در سال 1978 یعنی حدود 35 سال پیش در مدار زمین قرار گرفت.

• در سال 1994 شبکه 24 عددی NAVSTAR تکمیل گردید.

• عمر هر ماهواره حدود 10 سال است که پس از آن جایگزین می گردد.

• هر ماهواره حدود 2000 پاوند وزن دارد و طول باتری های خورشیدی آن 5.5 متر است.

• انرژی مصرفی هر ماهواره، کمتر از 50 وات است.

GPS چگونه کار می کند؟

ماهواره های این سیستم، در مداراتی دقیق هر روز 2 بار بدور زمین می گردند و اطلاعاتی را به زمین مخابره می کنند. گیرنده های GPS این اطلاعات را دریافت کرده و با انجام محاسبات هندسی، محل دقیق گیرنده را نسبت به زمین محاسبه می کنند. در واقع گیرنده زمان ارسال سیگنال توسط ماهواره را با زمان دریافت آن مقایسه می کند. از اختلاف این دو زمان فاصله گیرنده از ماهواره تعیین می گردد. حال این عمل را با داده های دریافتی از چند ماهواره دیگر تکرار می کند و بدین ترتیب محل دقیق گیرنده را با اختلافی ناچیز، معین می کند.

گیرنده به دریافت اطلاعات همزمان از حداقل 3 ماهواره برای محاسبه 2 بعدی و یافتن طول و عرض جغرافیایی، و همچنین دریافت اطلاعات حداقل 4 ماهواره برای یافتن مختصات سه بعدی نیازمند است. با ادامه دریافت اطلاعات از ماهواره ها گیرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت، مسیرپیموده شده، فواصل طی شده، فاصله باقی مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشید و بسیاری اطاعات مفید دیگر، می نماید.

گیرنده GPS

بسته به نوع مصرف و بودجه می توانید از طیف وسیع گیرنده های GPS بهره ببرید. همچنین، باید از در دسترس بودن نقشه مناسب و بروزجهت ناحیه مورد استفاده تان، اطمینان حاصل کنید. امروزه بهای گیرنده های GPS بطور چشمگیری کاهش پیدا کرده است و هم اکنون در کشور ما (ایران) با بهایی معادل یک عدد گوشی متوسط موبایل نیز می توان گیرنده GPS تهیه کرد. در کشورهای توسعه یافته از این سیستم جهت کمک به راهبری خودرو، کشتی و انواع وسایل نقلیه بهره گیری می شود.

هر چه نقشه های منطقه ای که در حافظه گیرنده بارگذاری می شود دقیق تر باشد، سرویسهایی که از GPS می توان دریافت داشت نیز ارتقا می یابد. برای مثال، می توان از GPS مسیر نزدیکنرین پمپ بنزین، تعمیرگاه و یا ایستگاه قطار را سوال نمود و مسیر پیشنهادی را دنبال کرد. دقت مکانیابی این سیستم در حد چند متر می باشد، که بسته به کیفیت گیرنده تغییر می کند. از سیستم محلیابی جهانی می توان در کارههایی چون نقشه برداری و مساحی، پروژه های عمرانی، کوهنوردی، کایت سواری، سفر در مناطق ناشناخته، کشتی رانی و قایقرانی، عملیات نجات هنگام وقوع سیل و زمینلرزه و هر فعالیت دیگر که نیازمند محل یابی باشد، بهره برد.

هر کس که بخواهد بداند کجاست و بکجا می رود به این سیستم نیازمند است، با توجه به نزول شدید بهای گیرنده های این سیستم، و افزایش امکانات آنها، این تکنولوژی در آینده نزدیک بیش از پیش در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

اطلاعاتي كه يك ماهواره GPS ارسال مي كند چيست ؟

سيگنـال GPS شـــــامــل : يـــك كد شبه تصادفي Pseudo Random Code ، داده اي بنام ephemeris ويك داده تقويــــمي بنام almanac مي باشد. كد شبه تصادفي مشخص كننده ماهواره ارسال كننده اطلاعات ( كد شتاسايي ماهواره ) مي باشد.

هرماهواره باكدي مخصوص شناسايي مي شود : RPN Random Code Pseudo اين عددي است بين 1و 32 . اين عدد درگيرنده هر GPS نمايش داده ميشود .دليل اينكه تعداد اين شناسه ها بيش از 24 مي باشد امكان تسهيل درنگهداري شبكه GPS باشد . زيرا ممكن است يك ماهواره پرتاب شود و شروع بكار نمايد قبل از اينكه ماهواره قبلي از رده خارج شده باشد . به اين دليل ازيك عدد ديگر بين 1و 32 براي شناسايي اين ماهواره جديد استفاده مي شود .

داده Ephemeris دائماً بوسيله ماهوارها ارسال ميگردد وحاوي اطلاعاتي درمورد : وضعيت خود ماهواره (سالم يا ناسالم) و تاريخ وزمان فعلي مي باشد . گيرنده GPS بدون وجود اين بخش از پيام درمورد زمان وتاريخ فعلي دركي ندارد . اين بخش پيام نكته اساسي براي تعين مكان مي باشد.

Almanac داده أي را انتقال مي دهد كه نشان دهنده اطلاعات مداري براي هرماهواره وتمام ماهوارهاي ديگر سيستم مي باشد .

حال ميتوان شيوه كار GPS را بهتر بررسي كرد . هرماهواره پيامي را ارسال مي كند كه بــطور ســــــاده مي گويد :

من ماهواره شماره X هستم ، موقعيت فعلي من Y است ، و اين پيام در زمان Z ارسال شده است
هر چند كه اين شكل ساده شده پيام ارسالي است ولي مي تواند كل طرز كار سيستم را بيان نمايد . گيرنده GPS پيام را مي خواند و داده هاي almanac و ephemeris را جهت استفاده بعدي ذخيــره مي نمايد . اين اطـلاعـات مي توانند براي تصحيح و يا تنظيم ساعت دروني GPS نيز به كار روند .

حال براي تعيين موقعيت ، گيرنده GPS زمانهاي دريافت شده را با زمان خود مقايسه مي كند . تفاوت اين دو مشخص كننده فاصله گيرنده GPS از ماهواره مزبور مي باشد . اين عملي است كه دقيقاً يك گيرنده GPS انجام مي دهد . با استفاده از حداقل سه ماهواره يا بيشتر ، GPS مي تواند طول و عرض جغرافيايي مكان خود را تعيين نمايد . ( كه آن را تعيين دو بعدي مي نامند . ) و با تبادل با چهار ( و يا بيشتر ) ماهواره يك GPS مي تواند موقعيت سه بعدي مكان خود را تعيين نمايد كه شامل طول و عرض جغرافيايي و ارتفاع مي باشد . با انجام پشت سر هم اين محاسبات ، GPS مي تواند سرعت و جهت حركت خود را نيز به دقت مشخص نمايد .



يكي از عواملي كه بر روي دقت عمل يك GPS اثــر مي گذارد . شكل قرار گرفتن ماهواره ها نسبت به يكديگر مي باشد . (از نقطه نظر GPS )

اگر يك GPS با چهار ماهواره تبادل نمايد و هر چهار ماهواره در شمال و شرق GPS باشند طرح و هندسه اين ماهوارها براي اين GPS بسيار ضعيف ميباشد و شايد GPS قادر نباشد مكان يابي نمايد. زيرا تمام اندازه گيريهاي فاصله در يك جهت عمومي قرار دارند. مثلث سازي ضعيف است وناحيه مشترك بدست آمده ازاشتراك اين مسافت سنجي ها وسيع مي باشد ( مكاني كه GPS براي مكان خود تصورمي كند بسيار وسيع مي باشد ودر نتيجه تعيين دقيق محل آن ممكن نيست ) دراين موقعيتها حتي اگر GPS مكان يابي را انجام دهد وموقعيتي راگزارش نمايد دقت آن نمي تواند زياد خوب باشـــــــد ( كمتر از500-300 فيت ). اگر همين چهارماهواره درچهارجهت ( شمال ، جنوب ، شرق ، غرب ) وبا زواياي 90 درجه قرارداشته باشند طرح اين چهار ماهواره براي GPS مزبور بهترين حالت مي باشد چراكه جهات مسافت سنجي چهار جهت متفاوت و نقطه اشتراك اين مسافت سنجي ها بسيار كوچك مي باشد . وهرچه اين نقطه اشتراك كوچكتر باشد به معني آن است كه بيشتر به نقطه واقعي حضورخود نزديك شده ايم . دراين موقعيت دقت عمل كمتر از100فيت مي باشد .

طرح وهندسه قرارگرفتن ماهواره ها هنگاميكه GPS نزديكي ساختمانهاي بلند، قلل كوهها ، دره هاي عميق ويا در وسايل نقليه قرارگرفته باشد به مساله مهمتري تبديـل مي گردد .اگر مانعي در رسيدن سيگنالهاي بعضي از ماهواره ها وجود داشته باشد GPS مي تواند از بقيه ماهواره ها بـــراي مكان يابي خود استفاده نمايد. هرچه اين موانع بيشتر و شديدتر شوند مكان يابي نيز مشكل تر مي گردد .
يك گيرنده GPS نه تنها ماهواره هاي قابل استفاده را تشخيص مي دهد بلكه مكان آنها را درآسمان نيز تعيین مي كند . ( ارتفاع و زاويه ) منبع ديگرايجاد خطا " چند مسيري " مي باشد ." چند مسيري" نتيجه انعكاس سيگنال راديويي به وسيله يك شي مي باشد . اين پديده باعث ايجاد تصاوير سايه دار در تلويزيونها مي گردد هر چند در آنتنهاي جديد اين شكل به وجود نمي آيد ، اين پديده در آنتنهاي رو تلويزيوني قديمي به وجود مي آمد.

بروز اين اختلال براي GPS ها به اين شكل است كه امواج بعد از انعكاس به وسيله اشياء ( مانند ساختمانها يا زمين ) به آنتن GPS برسند . در اين صورت سيگنال مسير بيشتري را تا رسيدن به آنتن GPS طي مي كند و اين باعث مي شود كه GPS فاصله ماهواره را بيشتر از آنچه هست محاسبه نمايد. كه باعث ايجاد خطا در مكان يابي نهايي مي گردد. در صورت بروز اين اختلال تقريباً 15 فيت بر خطاي نهايي افزوده مي شود .منبع ديگري نيز براي ايجاد خطا ممكن است وجود داشته باشند . افزايش تاخير ( delay ) به دليل اثرات جوي نيز مي تواند برروي دقت كار اثر بگذارد . همچنين خطاهاي ساعت داخلي GPS . در هر دو اين موارد گيرنده GPS طوري طراحي شده است كه اين اثرات را جبران نمايد . ولي خطاهاي كوچكي بر اساس همين اثرات همچنان بروز خواهند كرد .

در عمل ، دقت كار يك GPS غير نظامي معمولي ، با توجه به تعداد ماهواره هاي تبادلي و طرح قرار گرفتن آنها بين 60 تا 225 فيت مي باشد. GPS هاي پيچيده تر و گرانتر مي توانند با دقتهايي در حد سانتيمتر كاركنند . ولي دقت يك GPS معمولي نيزمي تواند به كـــمك پـــردازشي بـــه نـــام DGPS Differential GPS به حدود 14 فيت يا كمتر برسد .سرويسهاي DGPS با هزينه كمي قابل اشتراك مي باشند . سيگنال تصحيحات DGPS توسط سازمان Army Corps Of Engineers و از ايستگاههاي مخصوص ارسال مي گردد . اين ايستگاهها در فركانس KHZ .325- 283.5 كار مي كنند تنها هزينه استفاده از اين سرويس خريدن يك دامنه از اين سيگنالها مي باشد . با اين كار يك گيرنده ديگر به GPS ما متصل مي شود ( از طريق يك كابل سه رشته اي ) و عمل تصحيح را طبق يك روش استاندارد به نام ( RTCM SC-104 ) انجام مي دهد . اشتراك سرويسهاي DGPS از طريق امواج راديويي FM نيز ممكن مي باشد .

چه كساني از GPS استفاده مي كنند ؟

GPS ها داراي كاربردهاي متنوعي در زمين ، دريا و هوا مي باشند ، اساساً GPS هر جايي قابل استفاده است مگر در نقاطي كه امكان وصول امواج ماهواره درآنها نباشد مانند داخل ساختمانها ، غارها ونقاط زيرزميني ديگر و يا زير دريا ، كاربردهاي هوايي GPS در رهيابي براي هوانوردي تجاري ميباشد . در دريا نيز ماهيگيران ، قايقهاي تجاري ، ودريا نوردان حرفه أي از GPS براي رهيابي استفاده مي كنند .

استفاده هاي زميني GPS بسيار گسترده تر مي باشد . مراكز علمي از GPS براي استفاده از قابليت و دقت زمان سنجي اش واطلاعات مكاني اش استفاده مي كنند . نقشه برداران از GPS براي توسعه منطقه كاري خود بــــهره مي گيرند . سايتهاي گرانقيمت نقشه برداري دقتهايي تا يك متر را فراهم مي آورند . GPS ها علاوه بر صرفه جويي دقتهاي بهتري را براي اين سايتها به ارمغان مي آورند . استفاده هاي تفريحي از GPS نيز به تعداد تمام ورزشهاي تفريحي متنوع است . به عـنوان مثال براي شكارچيان ، برف نوردان ، كوهنوردان وسياحان و…

در نهايت بايد گفت هركسي كه مي خواهد بداند كه دركجا قراردارد ، راهش به چه سمتي است ، ويا با چه سرعتي درحركت است مي تواند از يك GPS استفاده كند . در خودروها نيز وجود GPS به امري عادي بدل خواهد شد.سيستم هايي درحال تهيه است تا دركنار هر جاده اي با فشار دادن يك كليد موقعيت به يك مركز اورژانس انتقال يابد . ( بوسيله انتقال موقعيت فعلي به يك مركز توزيع ) سيستم هاي پيچيده ديگري موقعيت هر خودرو را دريك خيابان ترسيم مي كنند اين سيستمها به راننده بهترين مسير براي رسيدن به يك هدف خاص را پيشنهاد مي كنند .

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


24 ماهواره که دور زمین در گردش هستند سیستم محل یابی جهانی (Global Positioning Systems)، بک سیستم راهبری و مسیریابی ماهواره ای است که از شبکه ای با 24 ماهواره تشکیل شده است. این ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته و در مدار قرار داده شده اند. این سیستم در ابتدا برای مصارف نظامی تهیه شد ولی از سال 1980 استفاده عمومی آن آزاد و آغاز شد.


خدمات این مجموعه در هر شرایط آب و هوایی و در هر نقطه از کره زمین در تمام ساعت شبانه روز در دسترس است. پدید آوردنگان این سیستم، هیچ حق اشتراکی برای کاربران در نظر نگرفته اند و استفاده از آن رایگان است.

GPS چگونه کار می کند؟
ماهواره های این سیستم، در مداراتی دقیق هر روز 2 بار بدور زمین می گردند و اطلاعاتی را به زمین مخابره می کنند. گیرنده های GPS این اطلاعات را دریافت کرده و با انجام محاسبات هندسی، محل دقیق گیرنده را نسبت به زمین محاسبه می کنند. در واقع گیرنده زمان ارسال سیگنال توسط ماهواره را با زمان دریافت آن مقایسه می کند. از اختلاف این دو زمان فاصله گیرنده از ماهواره تعیین می گردد. حال این عمل را با داده های دریافتی از چند ماهواره دیگر تکرار می کند و بدین ترتیب محل دقیق گیرنده را با اختلافی ناچیز، معین می کند.

گیرنده به دریافت اطلاعات همزمان از حداقل 3 ماهواره برای محاسبه 2 بعدی و یافتن طول و عرض جغرافیایی، و همچنین دریافت اطلاعات حداقل 4 ماهواره برای یافتن مختصات سه بعدی نیازمند است. با ادامه دریافت اطلاعات از ماهواره ها گیرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت، مسیرپیموده شده، فواصل طی شده، فاصله باقی مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشید و بسیاری اطاعات مفید دیگر، می نماید.

ماهواره های GPS

صفحه GPS 24 عدد ماهواره GPS در مدارهایی بفاصله 24000 هزار مایل از سطح دریا گردش می کنند. هر ماهواره دقیقا طی 12 ساعت یک دور کامل بدور زمین می گردد. سرعت هریک 7000 مایل بر ساعت است. این ماهواره ها نیروی خود را از خورشید تامین می کنند. همچنین باتری هایی نیز برای زمانهای خورشید گرفتگی و یا مواقعی که در سایه زمین حرکت می کنند بهمراه دارند. راکتهای کوچکی نیز ماهواره ها را در مسیر صحیح نگاه می دارد. به این ماهواره ها NAVSTAR نیز گفته می شود.

در اینجا به برخی مشخصه های جالب این سیستم اشاره می کنیم:

• اولین ماهواره GPS در سال 1978 یعنی حدود 35 سال پیش در مدار زمین قرار گرفت.
• در سال 1994 شبکه 24 عددی NAVSTAR تکمیل گردید.
• عمر هر ماهواره حدود 10 سال است که پس از آن جایگزین می گردد.
• هر ماهواره حدود 2000 پاوند وزن دارد و طول باتری های خورشیدی آن 5.5 متر است.
• انرژی مصرفی هر ماهواره، کمتر از 50 وات است.

گیرنده GPS
بسته به نوع مصرف و بودجه می توانید از طیف وسیع گیرنده های GPS بهره ببرید. همچنین، باید از در دسترس بودن نقشه مناسب و بروزجهت ناحیه مورد استفاده تان، اطمینان حاصل کنید. امروزه بهای گیرنده های GPS بطور چشمگیری کاهش پیدا کرده است و هم اکنون در کشور ما با بهایی معادل یک عدد گوشی متوسط موبایل نیز می توان گیرنده GPS تهیه کرد. در کشورهای توسعه یافته از این سیستم جهت کمک به راهبری خودرو، کشتی و انواع وسایل نقلیه بهره گیری می شود.


هر چه نقشه های منطقه ای که در حافظه گیرنده بارگذاری می شود دقیق تر باشد، سرویسهایی که از GPS می توان دریافت داشت نیز ارتقا می یابد. برای مثال، می توان از GPS مسیر نزدیکنرین پمپ بنزین، تعمیرگاه و یا ایستگاه قطار را سوال نمود و مسیر پیشنهادی را دنبال کرد. دقت مکانیابی این سیستم در حد چند متر می باشد، که بسته به کیفیت گیرنده تغییر می کند. از سیستم محلیابی جهانی می توان در کارههایی چون نقشه برداری و مساحی، پروژه های عمرانی، کوهنوردی، کایت سواری، سفر در مناطق ناشناخته، کشتی رانی و قایقرانی، عملیات نجات هنگام وقوع سیل و زمینلرزه و هر فعالیت دیگر که نیازمند محلیابی باشد، بهره برد.

هر کس که بخواهد بداند کجاست و بکجا می رود به این سیستم نیازمند است، با توجه به نزول شدید بهای گیرنده های این سیستم، و افزایش امکانات آنها، این تکنولوژی در آینده نزدیک بیش از پیش در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

( وبلاگ کمیل هیچ مسوولیتی در قبال محصولات معرفی شده ندارد و صرفا نمونه هایی که در بازار ایران موجود می باشد جهت راهنمائی معرفی می شوند )



Rino 120
 
تنها GPS بی سیم دار دنیا، دارای نقشه کل ایران و جهان، توانائی کارکرد با سیستم WAAS، قابلیت ارسال اطلاعات بر GPS متناظر، با برد بی سیم حدود 3 کیلومتر، دارای دو دستگاه مجزا،قابلیت تنظیم و تغییر کانالها، طراحی بدنه بسیار زیبا و شیک

Etrex Summit
 
دارای کمپاس (قطب نمای) دیجیتال، مجهز به ارتفاع سنج و فشارسنج مجزا، 12 کاناله با قبلیت کارکرد در حالت DGPS با فرمت RTCM، دارای اطلاعات جغرافیائی شهرهای ایران و جهان
دارای سیستم نمایش طلوع و غروب محلی خورشید و ماه، قابلیت رسم نمودار تغییر ارتفاع و فشار بر مبنای زمان، منبع تغذیه: 2 عدد باطری، همراه با کیف حمل و نرم افزار و دفترچه راهنمای فارسی

Etrex Vista
 
دارای کمپاس (قطب نمای) دیجیتال، مجهز به ارتفاع سنج و فشارسنج مجزا، 12 کاناله با قبلیت کارکرد در حالت DGPS با فرمت RTCM، دارای نقشه کل ایران و جهان، دارای 24 مگابایت حافظه جهت انتقال نقشه دلخواه به آن از طریق سی دی Map Source، قابلیت کارکرد با آنتن مغناطیسی اکسترنال از نوع بازتابشی، دارای سیستم نمایش طلوع و غروب محلی خورشید و ماه، نشان دهنده پارامترهای Jumpmaster (جدید)، دارای دقتی بین 3 تا 5 متر،همراه با کیف حمل و نرم افزار و دفترچه راهنمای فارسی و کابل اتصال به کامپیوتر

Quest
 
مخصوص استفاده در اتومبیل، دارای کمپاس (قطب نمای) دیجیتال، دارای نقشه کل ایران و جهان، دارای 243 مگابایت حافظه جهت انتقال نقشه دلخواه به آن از طریق سی دی Map Source، با آنتن BNC استاندارد قابل اتصال، دارای دقتی بین 3 تا 5 متر، همراه با پایه نگهدارنده و نرم افزار و دفترچه راهنمای فارسی انتن شارژر خودرویی و کابل اتصال به کامپیوتر، صفحه نمایش 256 رنگ TFT، باتری لیتیم داخلی قابل شارژ

GPS V
 
مخصوص استفاده در اتومبیل، دارای کمپاس (قطب نمای) دیجیتال، دارای نقشه کل ایران و جهان، دارای 19 مگابایت حافظه جهت انتقال نقشه دلخواه به آن از طریق سی دی Map Source، با آنتن BNC استاندارد قابل اتصال، دارای دقتی بین 3 تا 5 متر، همراه با پایه نگهدارنده و نرم افزار و دفترچه راهنمای فارسی انتن شارژر خودرویی و کابل اتصال به کامپیوتر، منبع تقذیه 4 باتری AA

Geko 101
 
12 کاناله ، دارای 4 صفحه ناوبری ، قابلیت ثبت 250 نقطه ، منبع تغذیه: 2 عدد باطری سایز AAA ، همراه با کیف حمل ، دارای یکسال گارانتی ، تجهیزات جانبی: شارژر برقی، نگهدارنده خودروئی، آنتن خارجی

Etrex
 
12 کاناله ، دارای 5 صفحه ناوبری ، قابلیت ثبت 500 نقطه ، منبع تغذیه: 2 عدد باطری سایز AAA ، همراه با کیف حمل و نرم افزار
دارای یکسال گارانتی ، تجهیزات جانبی: کابل اتصال به کامپیوتر، شارژر برقی، نگهدارنده خودروئی، آنتن خارجی
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

gps موقيت ياب ميباشد يعني بر روي صفحه ديجيتالي كه دارد هر لحظه توسط ماهواره به شما نشان ميدهد كه در كجا ايستاده ايد حتي اگر در كوه جنگل ويا دريا باشيد شما با زدن دكمه go ميتوانيد حركت كنيد تمام حركت شما بر روي اين صفحه ثبت و ظبط ميشود شما حين حركت ميتوانيد هر نقطه را ثبت كنيد چه در دريا باشد وچه در كوه حال در مسير برگشت نيز شما ميتوانيد هم از مسير ميانبر كه جي پي اس به شما نشان ميدهد استفاده كنيد هم به هر نقطه ايي كه خودتان ثبت كرديد حركت كنيد.
 ما برخي از جي پي اسها را به شما معرفي نموده ايم كه در ميان آنها برخي قابليت كاركردن در ايران را ندارد و برخي با دارا بودن قابليت كار كرد به زودي از رده خارج ميشوند واز كار ميفتند از جمله جي پي اسهايي كه در ايران بيشترين طرفدار را دارد Garmin12و Extrax vista ميباشد كه هر دو قابليت خوبي را دارا ميباشند .ادامه دارد..... Fish finder ماهي ياب اين وسله نيز هم كاربرد عمومي دارد و هم كاربرد بسزايي در صيادي ماهي ياب نيز با اتصال به آب دريا يا رودخانه ميتواند ماهي هاي بالاي پانزده سانتي متر را در صفحه نشان دهد همچنين دما وفاصله ماهي را در عمق نشان ميدهد فيش فايندر هاي حرفه ايي نيز وجود دارد كه ماهي هاي كوچكتر از پانزده سانت را نشان ميدهد صيادان با اين وسيله ميتوانند راندمان كار صيادي را بسيار بالا ببرند
.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

عنکبوتها لانه خود را درمقابل باد نمي سازند. يک لانه پاره شده و دوباره ساخته شده نشان دهنده اين است که باد وزيده شده، باد غالب نبوده است.
* اغلب حيوانات، پرندگان و حشرات لانه هاي خود را خارج از مسير باد و ايمن مي‌سازند.
* در بالاي عرض جغرافيايي شمالي، قسمت شرقي تپه ها و کوهها بهتر و مناسبتر است. ميتوان به راحتي لانه هاي زيرزميني موشها را زير کنده هاي مرده درختان، لانه دارکوبها و پرندگان پيدا کرد. اينها نشان دهنده جهت شرقي، جنوب شرقي و جنوب هستند.

نشانه هاي مور تپه ها
مورچه هاي جنوبي، مور تپه ها يا خانه هاي خود را بر روي شيبهاي جنوب شرقي ميسازند زيرا خورشيد در پاييز و زمستان بيشتر به اين قسمتها مي تابد.
مور تپه هاي خود را نزديک درختان و صخره هاي جنوبي و جنوب شرقي بنا ميکنند. تنها مورچه دروگر غرب آمريکايي است که فقط وروديه مور تپه را در پايين جنوب شرقي و جنوبي مي‌سازد. البته لانه مورچه نقره اي هم در مناطق کوهستاني بلند کولورادو به همين شکل است.
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

هرگونه اي از درختان برشها و خصوصيات خاص خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثير ميگذارند و اين سرنخي است براي محاسبه جهت شمال- جنوب.

تأثيرات باد بر درختان:
* جهت خم شدن اغلب درختان منطقه نشان دهنده جهت وزش باد غالب منطقه است.
* با دانستن جهت بادهاي شديد و با نگاه کردن به درختان در مسير باد ميتوانيد چهار جهت اصلي را تشخيص دهيد.
* باد ممکن است با صدمه زدن يا خشک کردن شاخه هاي جوان، رشد درخت را کند يا متوقف کند.
* درختي که براي تعيين جهت استفاده ميشود بايد در محلي باز و وسيع باشد. نبايد در پناه تپه، درختان ديگر يا ساختمانها باشد. چند تا از درختان نزديک به هم را مورد آزمايش قرار دهيد. مطمئن باشد که درختان هرس نشده باشند.

اثرات خورشيد بر درختان:
معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان ميشود برعکس که خورشيد رشد شاخه ها و برگها را زياد ميکند.
* در نيم کره شمالي، قوس خورشيد به سمت جنوب است به همين دليل درختان جنوب بهتر و بيشتر رشد ميکنند وجود درختاني مثل: صنوبر سياه و سفيد، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندي، افرا نروژي و درخت اقاقيا صحت اين مسئله را ثابت ميکنند. اين درختها در جنوب بيشتر ديده ميشود. (مطمئن باشيد که اين درختان درمعرض بادهاي شديد هستند.)
* به خاطر نوع تابش خورشيد، شاخه هاي جنوبي درختان افقي تر و شاخه هاي شمالي عمودي‌ترند.
* درختان مثل کاج، سرو، صنوبر راست رشد ميکنند.
* بعضي انواع درختان نيز بدون نور خورشيد رشد ميکنند.
* خزه و گل سنگ در سايه بهتر رشد ميکنند و در مکانهاي مربوط عمرشان بيشتر است. در آمريکاي شمالي يک اصول کلي وجود دارد که تبخير در درختان و صخره هاي قسمت شمالي خيلي کمتر است. خزه در نور آفتاب خرمايي رنگ است و در مکانهاي سايه و مرطوب سبز يا طوسي رنگ.
* در نيم کره شمالي، معمولاً درختان برگ ريز در شيب هاي جنوبي تپه ها مي رويند و سراشيب‌هاي شمالي هميشه سبز است.
* در کوههاي سنگي، کاجهاي انحناپذير در شيب جنوبي صنوبر انگلمان در شيب شمالي مي‌رويند.
* کاکتوسهاي شبکه اي به سمت جنوب تمايل دارند.
* به خاطر درجه حرارت شمال، گلها و گياهان به سمت جنوب و شرق تمايل دارند.
* نوعي درخت با نام علمي سينوم لاکيناتوم وجود دارد که رشد برگهايش به سمت خط شمال- جنوب است ودر نور آفتاب مي‌رويد.

نشانه هايي که سرخپوستان به کار ميگيرند
* جهت رويش بعضي از درختان به سمت جنوب است زيرا به سمت خورشيد رشد ميکنند.
* پوست بعضي درختان به سمت شمال تيره تر و خشن تر است.
* حلقه هاي تنه درخت به سمت شمال ضخيم تر از قسمت جنوبي هستند.
* زمين اطراف ريشه درختان به سمت جنوب سست تر و توخالي تر از قسمت جنوبي است پس زمين به سمت شمال سفت تر بوده و به خشکي زمين جنوبي نيست

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


بادها را از جهتي که مي‌وزند، نامگذاري ميکنند مانند باد شمالي از شمال.
هر منطقه اي باد غالب و برجسته اي دارد که در فصل خاص يا گاهي در تمام فصول مي‌وزد. باد غالب، باد خاصي است که وزش آن طولاني تر بوده و در جهت خاصي مي وزد.
باد غالب بر رشد درختان و گياهان، جهت جمع شدن برفهاي باد آورنده و در جهت علفهاي بلند تأثيرگذار است.
* در هر منطقه اي باد غالب ويژگي هاي خاص خود را دارد مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغيير ميکند.
* در روي دريا و اقيانوسها بادهاي غالب داراي ويژگيها و ابرهاي خاص خود هستند.

جهت يابي از روي باد غالب منطقه
نواحي معتدل: از غروب مي وزد. (در هر دو نيم کره شمالي و جنوبي)
نواحي گرمسيري: بين مناطق شمال شرقي و جنوب شرقي جريان دارند.
* خط استوا: معمولاً از سمت شرق مي وزد.
* نيم کره شمالي: بادهاي شمالي از بادهاي جنوبي سردتر است.

تأثيرات خاص بادها
بادهاي صحرايي يا بياباني: همگي خشک و معمولاً همراه با ابر و باران است.
نواحي قطبي: اگر دماي باد گرمتر از محيط باشد جهت آب را نشان ميدهد. افت ناگهاني دما بدون تغيير جهت، امکان وجود يک کوه يخي شناور را نشان ميدهد.
روي زمين: براي پيدا کردن جهت حرکت مستقيم ميتوان از باد غالب استفاده کرد. باد به همان سمتي که بايد بوزد مي‌وزد. بنابراين مواظب هرگونه تغيير دما، رطوبت و قدرتي که باعث تغيير جهت باد شود، باشيد.
در جنگلها: به تغيير جهت ابرها دقت کنيد. مخصوصاً ابرهاي بلندي که توسط بادهاي غالب آورده ميشوند. با نگاه به نوک درختان ميتوانيد جهت باد را بفهميد.

جهت يابي باد غالب
درختان تنها در مناطق باز و سريع، مخصوصاً مناطق معتدل به بادهاي غالب عادت ميکنند. در زمستان باد غالب معمولاً با برف و تگرگ همراه است که باعث شکستن شاخه هاي جوان ميشود.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


مناطق قطبي و مناطق صحراي گرم شني به هم شبيه هستند.
* تپه هاي برقي شبيه تپه هاي شني است. با اين تفاوت که تپه هاي برفي کمي کوچکتر و بي‌ثبات‌ترند.
تپه هاي معمولي برفي بسيار شبيه اند به تپه هاي شني که موازي باد غالب هستند.
Sastrugi بين چند اينچ تا 3 فوت ارتفاع دارد و هميشه نزديک به هم هستند. اينها براي جهت‌يابي در روزهاي ابري کاربرد دارند. در نزديکي قطب شمال جايي که قطب نما کار نميکند بسيار مفيد هستند. برف تازه را سوراخ کنيد تا جهت sastrugi را بفهميد.
* سطح برف و يخ را بادهاي غالب پاک ميکنند.
* فرسايش ناشي از يخ زدگي در شيبهاي جنوبي بيشتر است زيرا در شب سردتر و در روز گرمتر است.
* وقتي که باد قوي گرم قدرت ذوب کردن سريعتر برفها را نسبت به خورشيد دارد. جهت باد خيلي مهم است. اما ممکن است در تعيين جهت دچار اشتباه شويم.
* در دامنه هاي جنوبي، گرماي خورشيد، سايه هاي ذوب شده برجاي ميگذارد. سايه هاي ذوب شده درختان و سنگها بر روي برف انباشته ميشود. اين پديده بخصوص در بهار ديده ميشود.
* جهت باد بسيار مهم است. زيرا يک باد گرم و شديد برفها را زودتر از خورشي دآب ميکند، که اين پديده ميتواند شما را در جهت يابي گيج کند.

يخ زدگي دريا و جهت يابي
تکه هاي کوچک يخ صاف، مسافت احتمالي شما را از ساحل نشان ميدهد. اگر تکه هاي يخ مانند پازل نزديک هم هستند، نشان ميدهد که شما از خشکي خيلي دور نيستيد. اگر لبه هاي تکه هاي يخ تيز و برنده است، بيانگر نزديکي به ساحل ميباشد اما اگر قطعات يخ گرد و از هم دور هستند، نشان اين است که از ساحل دوريد.

جهت يابي توسط يخچالها
يخچالها با سنگها يا مانعي بزرگ، ميز يخچالي را تشکيل ميدهند. صخره هاي بزرگ از آب شدن يخ زيرشان ممانعت ميکند. بنابراين سنگ همچنان روي سطح يخ باقي ميماند. سنگها يا موانع تدريجاً به عنوان محور قرار ميگيرند. پايه ها نشان دهنده جنوب هستند به دليل تابش خورشيد بيشترين مقدار ذوب را دارد و به سمت جنوب خم شده و حالت ميگيرد. بعد از مدتي اين پايه‌ها آب ميشود و خورشيد اين فرآيند را همچنان انجام ميدهد.

تأثيرات خورشيد و باد
* فرسايش يخ در شيبهاي جنوبي به خاطر سرماي بيشتر در شب و گرماي بيشتر در روز چشمگيرتر است.
* در نيمه گرمتر سال فرسايش در شيبهاي شمالي تپه ها نامحسوس تر است.
* در شيب هاي جنوبي گرماي خورشيد بر روي توده هاي برفي، درختان، بوته ها و سنگها سايه‌هاي جذاب مي سازد.
* توجه کنيد که جهت باد بسيار مهم است زيرا يک باد گرم و قوي برف را سريعتر از خورشيد ذوب ميکند.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

ابرها بعضي از عناصر خاص روي سطح زمين را منعکس ميکند.
* روي زمين نزديک به آبهاي پوشيده از يخ ابرها تصوير آب آزاد را منعکس ميکند زيرا در اين جا آب تيره نسبت به مناطق يخ زده نور کمتري را منعکس ميکنند.
* اين بازتاب به شکل نقطه اي سياه بر روي سطح زيرين ابر ميباشد. اين نقطه سياه درواقع اندازه آب موجود را نشان نميدهد چون منطقه اي کوچک ميتواند بازتابي وسيع بر روي ابر از خود داشته باشد. اين اتفاق در مناطق قطب شمال رخ ميدهد که بخار موجود در هوا بر روي عمل انعکاس تأثير گذاشته و نقطه سياه روي ابر را بزرگتر ميکند به اين پديده «آب آسماني» ميگويند.
* جريان درحال حرکت يخ و يا کوه يخ را از طريق درخشش آنها در هواي ابري تشخيص داد. يک تکه کوچک يخ گاهي منطقه بزرگي از «يخ هاي چشمک زن» را خلق ميکند.
* روي زمين، ابرها آلودگي اندک شهرها را نشان ميدهند شهرهايي که زير خط افق هستند از فاصله 48 تا 80 کيلومتر ديده ميشوند.
* در کشورهاي قطبي يا کشورهايي با کوههاي برفي شکل کلي زمين در آسمان ابري منعکس ميشود. ازطريق آن ميتوان زمينهاي برفي، آبهاي آزاد مناطق صخره اي، يخهاي تازه (رنگ سبز- آبي) و تکه زمينهاي گياهي که «برف صورتي» ناميده ميشوند يعني به رنگ متمايل به صورتي بازتاب داده ميشوند را تشخيص داد.
* در مناطق پوشيده از گياه، تکه هاي يخي و زمينهاي برفي که رنگ آبي پولادي روي سطح زيرين ابرها بازتاب داده ميشوند.
* در صحراهاي بدون ابر، «درخشش صحرا» وجود دارد، درخششي که ناشي از انعکاس گرماست.
* به خاطر قدرت انعکاس ضعيف تر در ناطق پوشيده از گياه، آباديهاي کويري ايجاد درخشش در صحرا ميکنند.
* در صحرا فاصله شتربان از زمين تقريب 3 متر است و آباديها معمولاً با تپه هايي تا ارتفاع 305 متر محصور شده اند. شتربان گرد و غبار ايجاد شده توسط گرماي خورشيد را بر روي درختان آبادي از دور مي‌بينيد.
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

بوميان گرينلند از صداي نر پرنده اي به نام درسه برفي (snow-hunting) به عنوان راهنما در مه استفاده ميکنند. هر پرنده نر صداي به خصوصي دارد که اسکيموها اين صداها را از بالاي آبدره ها به راحتي مي‌شنوند. در مه از صدا را دنبال کرده و به راحتي به خانه مي‌رسند.
* هنگام راه رفتن سر خود را به دنبال اين صدا به جهات مختلف بچرخانيد به محيط اطراف گوش کنيد: صداي نهر، رودخانه، ترافيک بزرگراه، باد ته دره ها يا امواج.
* هنگام مه يا در شيب، در منطقه اي کوهستاني يا تپه اي، صداي فرياد يا صوت منعکس ميشود. 5 ثانيه طول ميکشد که صدا مسافت يک مايل (KM 6/1) را طي کند. از اين طريق موقعيت تقريبي خود را ميتوانيد با گوش دادن به صداها تخمين بزنيد. از اين روش در کشتي‌ها هنگام مه استفاده شود. آنها از صداي زنگ، شليک تفنگ، آژير خطر، يا فرياد زدن استفاده ميکنند. هر ثانيه که از توليد تا بازگشت صدا بگذرد يعني صدا مسافتي حدود 560 فوت (170 متر) را از منبع صدا طي کرده است.
* قايقرانان نيز ميتوانند به صداي پرنده هاي دريايي يا امواج گوش کنند. وقتي صداي شکسته شدن امواج شنيده ميشود يعني به کناره ها يا خليج نزديک هستند.
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

اگر مقطع درخت بريده‌شده‌اى را نگاه کنيد، تعدادى دواير هم مرکز را مشاهده خواهيد کرد. که هر يک از آنها نشان يکسال عمر درخت ميباشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دايره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در يک سمت به هم نزديکتر شده و در سمت ديگر از هم دور خواهند بود. سمتى که دوايرش از هم دورتر هستند، سمت جنوب است (بعلت تابش زياد آفتاب و رشد بيشتر آن) و سمتى که دوايرش بهم نزديکتر‌ند‌، سمت شمال ميباشد. لازم به ياد‌آورى است که در نيمکره جنوبى سمت‌ها عکس اين وضعيت خواهد بود.
 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

چوبی را به طور عمودی در زمین فرو کنید و انتهای سایه چوب را علامت گذاری کنید. پس از چند دقیقه راس سایه دوم را نیز نشانه گذاری کنید. اگر از نقطه اول به نقطه دوم خطی بکشید و امتداد دهید به سمت شرق می‌‌رود. رو به خورشید جنوب است.
 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

  

ساعت شما به كمك خورشيد مي‌تواند مانند يك قطب‌نماي ساده برايتان عمل كند.
در ساعت‌هاي عقربه‌دار دو عامل «ساعت 12» و «عقربه ساعت شمار» مي‌توانند در جهت‌يابي به شما كمك كنند.
اگر عقربه ساعت شمار را طوري بگيريد كه سايه آن منطبق بر خودش باشد، (يعني درست به سمت خورشيد باشد) نيم‌ساز زاويه‌اي كه عقربه ساعت شمار با ساعت 12 مي‌سازد جنوب را به شما نشان مي‌دهد. (اين در صورتي است كه در نيم‌كره شمالي باشيد.) در اين صورت پشت سر شما شمال، دست چپ شما شرق و دست راست شما غرب است.
به اين ترتيب جهت تقريبي قبله را هم تشخيص داده‌ايد. اگر كمتر از 10 درجه به غرب منحرف شويد جهت قبله را هم تشخيص داده‌ايد.
 

جهت يابي با ساعت


محدوده شمالي بين N 5/23-N 5/66
پيدا کردن شمال با استفاده از ساعت
* عقربه ساعت شما را به سمت خورشيد بگيريد.
* نصف فاصله بين عقربه ساعت شمار و ساعت 12 ظهر، جنوب است و نقطه مقابل آن شمال است.
* (اگر ساعت به روي رقم ديگرست ساعت 13 را به جاي 12 انتخاب کنيد.)
محدوده جنوبي بين N 5/23-N 5/66
* عدد 12 را رو به خورشيد بگيريد.
* نصف فاصله بين ساعت 12 و عقربه ساعت شمار، شمال است.

 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

اگر قطب‌نما همراه نداشته باشيد و هوا هم ابري باشد مورچه‌ها مي‌توانند جهت‌ها را به شما نشان دهند.
مورچه‌ها خاك لانه‌ خود را به سمت شرق مي‌ريزند تا هنگام روز به عنوان سايه‌باني برايشان عمل كند. مورچه‌ها خاك را از لانه بيرون مي‌ريزند تا ذخيره‌گاه خود را وسيع‌تر كنند و آن را سمت شرق مي‌ريزند تا هنگام روز راحت‌تر كار خود را انجام دهند.
بديهي است با شناختن شرق جهات ديگر را نيز به راحتي تشخيص مي‌دهيد.
 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

مسير‌يابي در طبيعت به معني موثر عمل كردن روي مسير در حد توان افراد گروه از نقاط پاكوب تا روي قله است. به جز تجربيات مربوط به مكان‌يابي و ناوبري، كوهنوردان بايد قادر به تعبير وضع هوا و شرايط برف (قبل و طول سفر) باشند تا با مهارت كامل از روي نقاط مختلف عبور كنند و سرنخ‌هايي را كه طبيعت حين حركت به آنها مي‌دهد درك كنند.

جمع‌آوري اطلاعات در مورد راه
بهتر است قبل از عزيمت، تا مي‌توانيد اطلاعات بيشتري در مورد راه جمع كنيد. با جغرافيا و آب و هوا و حتي تاريخچه منطقه‌اي كه تيم عازم آن است آشنا شويد. مخصوصاً اگر تيم مي‌خواهد مدتي در منطقه بماند. هر رشته كوه ويژگي‌هاي خاص خود را دارد كه روي مسير‌يابي تاثير مي‌گذارد. كتاب‌هاي راهنماي كوهنوردي هم با گذشت زمان، قديمي مي‌شوند. سعي كنيد آخرين چاپ آنها را تهيه كنيد به آخرين اطلاعات پيش‌بيني وضع هوا و شرايط برفي توجه داشته باشيد.
كوهنورداني كه قبلاً در منطقه بوده‌اند، مي‌توانند اطلاعات خوبي در مورد مسير و مشكلات مسير‌يابي بدهند. بررسي سايت‌هاي كوهنوردي هم بد نيست. در نقشه‌هاي مختلف نظير نقشه‌هاي اداره خدمات جنگل‌ها، نقشه راه‌ها، نقشه هوايي، كروكي‌ها و يا نقشه‌هاي توپوگرافي منطقه، جزييات مفيدي را مي‌توان يافت. مناطق صعود پر طرف‌دار ممكن است استراحتگاه‌هايي براي كوهنوردان داشته باشند كه حاوي اطلاعات منظمي در مورد منطقه هستند.
پاره‌اي از اطلاعات را مي‌توان از افراد محلي گرفت. در آغاز فصل زمستان، خطر ريزش بهمن روي شيب‌ها زياد است.
با مقامات و ادارات گوناگون در مورد راه‌ها و مسيرها، مخصوصاً در نقاط محدود و جهت قوانين عبور و شرايط كمپ زدن تماس بگيريد.

مشاهده راه‌هاي دسترسي
با چشم باز و با توجه، به طور دائم كوهستان را از نظر مسيرهاي صعود بررسي كنيد. يك چشم‌انداز كوهستان مي‌تواند مجموعه‌اي مثل يال‌ها، صخره‌ها، برف چال‌ها و درجه شيب كوه را نشان دهد. هميشه سرنخ‌هايي براي راه‌ها جستجو كنيد، مثل انتخاب يال‌هايي با درجه شيب پايين‌تر، به جاي ديواره‌هايي كه داراي گسل، شكاف، سكو و يا تنوره‌هايي از ميان خود به طرف بالا هستند. نقاط قابل صعود را جستجو كرده و سعي كنيد آنها را به يكديگر وصل نماييد.
اگر راه دسترسي در پاي كوه است از چشم‌اندازهاي مختلف آن را بررسي كنيد.
گاهي حضور برف بيانگر شيبي با زاويه مناسب صعود است، چرا كه برف روي مسيرهايي با زوايه بالاتر از 50 درجه باقي نمي‌ماند. برف و بوته‌هايي كه روي صخره‌هاي دورتر قرار دارند. محل خوبي براي پياده‌روي بين تاقچه‌هاي كوچك روي خود هستند. برفي كه گاهي در فاصله دور روي كوه به نظر مي‌رسد ممكن است يخ باشد.

مواظب خطر باشيد.
برف چال‌ها و يخچال‌ها را از نظر خطر ريزش بهمن و صخره‌ها را از نظر ريزش احتمالي سنگ بررسي كنيد. از مسيرهايي با نقاط بهمني و يا خطر ريزش سنگ، در ساعات سرد شب و يا صبح زود سريعاً بگذريد. از اين مناطق به هنگام ريزش باران عبور نكنيد.
اگر عبور از مسير انتخابي مشكل است قبل از دير شدن، راه‌هاي احتمالي ديگر را بررسي كنيد.

در مورد بازگشت فكر كنيد.
هميشه مسئله بازگشت را در نظر بگيريد. اگر بالا رفتن از جايي آسان است، لزوماً پايين آمدن آن آسان نخواهد بود. همچنين ممكن است پيدا كردن راه بازگشت نيز آسان نباشد. از جي پي اس و ارتفاع‌سنج استفاده كنيد و در صورت نياز، راه را علامت‌گذاري كنيد. به اين فكر كنيد كه اگر هوا تاريك شد گروه كجا خواهد بود و آيا مي‌شود در آن ساعت از چراغ پيشاني استفاده كرد. به نقاط كمپ اضطراري، منابع آب و عوامل ديگري كه بازگشت را راحت‌تر و مطمئن‌تر مي‌سازد، فكر كنيد.

راه رفتن
رسيدن به قله اغلب با راه رفتن است تا صعود فني و مهارت در راه رفتن اهميت دارد.
قبل از رسيدن به پاكوب، به پاها، باسن و كمر و شانه‌هاي خود تمرين كششي دهيد. مقداري آب بنوشيد. كوله‌پشتي و كفش‌ها را مناسب بدن خود سازيد تا از بروز توقف‌هاي اجباري بعدي جلوگيري كنيد.
از جيب‌هاي بيروني كوله‌پشتي براي قرار دادن وسايلي كه مكرراً در طول روز استفاده خواهند شد مثل آب، بلوز، تنقلات، كلاه، دستكش، گتر، عينك آفتابي و چراغ پيشاني استفاده كنيد. كلنگ و باتون‌هاي خود را در قسمت خارجي كوله‌پشتي قرار دهيد تا براي عبور از نقاط دشوار در دسترس باشد.
در آغاز، آهسته حركت كنيد تا بدن گرم شود و قبل از شروع به عرق كردن لباس‌هاي خود را كم كنيد.
صعود از ارتفاعات را آهسته و با استيل انجام دهيد و در شيب كم سرعت را بالا ببريد.

گام استراحت
سرعت آرام و يكنواخت، انسان را به قله مي‌رساند. در مسيرهاي شيب‌دار، روي برف و در ارتفاعات، گام استراحت، سرعت قدم‌ها را كنترل كرده و خستگي را كاهش مي‌دهد. جاي توقف‌هاي ممتد در مواقعي كه پاها و شش‌ها احتياج به وقفه دارند، از اين تكنيك استفاده كنيد.
بدين منظور، هر گام را به يك لحظه كوتاه توقف كامل خاتمه دهيد تا استراحتي به پاي خود داده باشيد. يك پاي خود را براي قدم بعدي به جلو حركت دهيد. صاف بايستيد و در حالي كه به پاي پشتي اجازه مي‌دهيد كه تمام وزن بدن را تحمل كند، نفس خود را بيرون دهيد.
پاي عقبي خود را بكشيد و راست كنيد تا توسط استخوان پا حمايت شويد، نه توسط ماهيچه‌ها، احساس كنيد كه وزن شما روي استخوان‌ها و پا قرار گرفته است. اكنون كاملاً استراحت كرده و به ماهيچه‌هاي پاي جلوي خود اجازه استراحت بدهيد. مخصوصاً ماهيچه‌هاي ران، اين لحظه آني استراحت، هر چقدر هم كه كوتاه باشد باعث رفع خستگي ماهيچه‌ها مي‌شود.
سپس يك نفس بگيريد و پاي عقبي خود را براي گام بعدي به جلو بياوريد. و تمام اعمال را براي پاي ديگر خود تكرار كنيد.
تنفس خود را با حركات پا هماهنگ كنيد با هر گام، يك بار تنفس كنيد. نفس بگيريد و گام برداريد. در حيني كه در حال استراحت دادن به پاي جلوي خود هستيد و روي پاي عقب قرار داريد، نفس را بيرون دهيد. اين شكل تكراري را در طول صعود حفظ كنيد. تعداد تنفس در هر گام بستگي به سختي كار و درجه خستگي شما دارد.

استراحت‌ها
استراحت‌ها سرعت و آمادگي بيشتري به بدن مي‌دهد. فقط هنگام خستگي توقف كنيد. در غير اين صورت روحيه گروه را براي رسيدن به قله پايين مي‌آوريد.
در ساعات اوليه حركت كه بدن سر زنده و آماده است فاصله بين استراحت‌ها را هر 1 تا 5/1 ساعت انتخاب كنيد. در حالت ايستاده و يا تكيه داده استراحت كنيد و كوله خود را از روي دوش پايين بياوريد. نفس‌هاي عميق بكشيد و چيزي بخوريد و بنوشيد. هميشه بدن خود ر از نظر آب بي‌نياز نگه داريد و در هر توقف آب بنوشيد.
زمان‌هاي متفرق شدن گروه براي دستشويي را اعلام نماييد چرا كه ممكن است افرادي بر اثر خجالت كشيدن نياز خود را عنوان نكنند و اولين توقف شما براي اين كار بايد آخرين نقطه داراي امكانات توالت باشد.
در طول يك روز راهپيمايي گروه مي‌تواند بعد از هر دو ساعت يا بيشتر يك استراحت كامل بكند. نقاطي را براي استراحت انتخاب كنيد كه امتيازاتي مانند دسترسي به آب، محل قرار دادن كوله‌پشتي‌ها و چشم‌انداز خوب دارند.

بازگشت
در حركت به طرف پايين، قدم‌ها بدون احساس خستگي سرعت مي‌گيرند. در هنگام فرود، وزن بدن و كوله‌پشتي روي ران‌ها، زانو پاها فشار مي‌آورد.
با چند روش از بروز صدماتي مثل تاول، صدمات زانو، زخم انگشتان پا، كبود شدن ناخن‌ها، سردرد و درد كوله‌پشتي جلوگيري نماييد:
قبل از حركت ناخن‌هاي خود را بگيريد. بند كفش‌ها را مخصوصاً در قسمت بالاي كفش سفت كنيد تا از حركت پا درون كفش و فشرده شدن انگشتان جلوگيري نماييد.
در هنگام وارد آمدن هر گونه شوكي به زانوها، آنان را خم كنيد.
هر پا را خيلي سبك حركت دهيد، طوري كه انگار تازه زخم داشته است.
از چوب‌هاي اسكي و يا باتون جهت تخفيف فشار روي زانوها و حفظ تعادل استفاده كنيد.
سرعت گام‌هاي خود را كمتر از آن چيزي كنيد كه نيروي جاذبه مي‌خواهد.
در صورت نياز از يك كلنگ جهت حفظ تعادل و ترمز كردن استفاده كنيد. اين وسيله روي چمنزارها روي شيب‌ها، جنگل‌ها و خزه‌ها بسيار مفيد است.

تراورس
راه رفتن در عرض يك شيب (تراورس) باعث پيچ خوردن مچ پا، كج شدن باسن و از دست دادن تعادل مي‌شود. اگر امكان دارد با تغيير مسير حركت از تراورس كردن اجتناب كنيد. اگر تراورس غير قابل اجتناب است صخره‌ها، راه‌هاي عبور حيوانات و نقاط بدون پوشش گياهي را انتخاب كنيد تا از پيچ خوردن زانو جلوگيري نماييد. براي وارد آمدن فشار كمتر به مچ پا از حركات زيگزالي و مارپيچي استفاده كنيد.

مسير‌يابي
در انتخاب مسير حال كه وسايل را در دست داريد و كليه شرايط راجع به هوا و منطقه را مي‌دانيد ساده‌ترين راه را انتخاب كنيد.
هميشه سعي كنيد مسير اصلي را پيدا كرده و روي آن باقي بمانيد. زماني كه علايم و نشانه‌ها از بين رفته‌اند متوجه پيچ راه نشدن امري عادي است. در يك مسير واقع در جنگل پوشيده از برف سنگين تنه‌هاي اره شده درختان كه از برف بيرون آمده‌اند، ممكن است تنها علايم نشانگر موقعيت راه پا‌كوب باشند.

حركت با ديگران در يك گروه
اجراي برنامه با ديگران لذت بخش‌تر است:
 گام‌هاي خود را با سرعتي برداريد كه وقت كم نياوريد.
و طوري سرعت گروه را تنظيم كنيد كه آهسته‌ترين فرد فاصله زيادي از گروه نداشته باشد و نفر آخر در هنگام استراحت بتواند خودش را به گروه برساند و از همان زمان استراحت را شروع كنيد.
 كندترين فرد را در جلوي صف بگذاريد.
 وسايل و ابزار گروهي را بين افراد با انرژي تقسيم كنيد.
 از فرد جلويي خود سه تا پنج قدم فاصله بگيريد، به هر كوهنورد همچنين هر كلنگ كوهنوردي، مقداري فضاي آزاد بدهيد.
 هميشه با گروه حركت كنيد. از ديگران فاصله زيادي نگيريد.
 زماني كه شاخه درختي را مي‌گيريد و مي‌خواهيد آن را رها نماييد به پشت سر خود نگاه كرده و فرياد بزنيد: شاخه!
 زماني كه توقف مي‌كنيد در كنار راه بايستيد.
 جهت انجام هر كار ضروري اجازه بگيريد. در زمان ملاقات با گروه ديگري متواضع باشيد. رسم بر اين است كه گروهي كه در حال پايين رفتن است، مي‌ايستد. در مسيرهاي با شيب كم و يا زماني كه گروه پايين‌رونده بزرگ است، گروه بالارونده مي‌ايستد و به آنها راه مي‌دهد. زماني كه گروهي را با كوله‌پشتي ملاقات مي‌كنيد كنار راه بايستيد و به آنها راه بدهيد، از صحبت كردن بلند خودداري كنيد و حركات اضافي انجام ندهيد. كساني كه با دوچرخه كوهستان هستند هميشه مراعات پياده‌ها را بكنند.
 در مسيرهاي طولاني و فرود، زماني كه پيدا كردن مسير شكل نيست، يك نقطه را براي جمع شدن انتخاب كنيد. اين كار باعث مي‌شود هر كسي با سرعت خود راه برود و گروه در دسته‌هاي كوچك‌تر تقسيم شود. گروه را در نقاط تقاطع و يا محل رد شدن از رودخانه دوباره جمع كنيد. افراد با تجربه را در جلو و پشت سر گروه قرار دهيد.
 آدمي بشاش و آماده كمك باشيد. كسي باشيد كه انسان تمايل داشته باشد با او برنامه اجرا كند.
تا زماني كه علايم از روي مسير پاك نشده‌اند و تا موقعي كه مجبور به انتخاب جهت ديگري نشده‌ايد از روي پا‌كوب خارج نشويد كساني كه پا‌كوب اولي را درست مي‌كنند، هميشه آسان‌ترين راه را انتخاب كرده‌اند شما هم مانند آنها عمل كنيد.

مواجهه با حيوانات در طبيعت وحشي
حيات وحش محيط كوهستان افسونگر و اغلب جذاب است اما مشاهده پرندگان و حيوانات بايد از دور باشد و نبايد مزاحم آنها شد. در صورت مواجهه با حيواناتي در مسير، خود را آهسته كنار بكشيد به آنها فرصت بدهيد تا بتوانند خود را دور كنند. سعي كنيد از مسيرهاي سرازيري‌شان عبور كنيد زيرا آنها براي فرار، معمولاً جهت سربالايي را انتخاب مي‌كنند. فضاي زيادي را براي آنها باقي بگذاريد زيرا مواجهه حيوان با انسان در يك محدوده كوچك، خطر حمله را به وجود مي‌آورد.
در سرزمين خرس‌ها از قلمروي شخصي آنها فاصله بگيريد. سعي كنيد از برخورد با آنها اجتناب كنيد. اگر مجبور به عبور از محل حيوانات هستيد سر و صداي زيادي راه بياندازيد تا نزديك شدن خود را به آنها اعلام كنيد. اگر گروه كوهنوردي ناگهان با خرس يا يوزپلنگي روبرو شد، بر نگردد و فرار نكند. فرار كردن از مقابل حيوانات باعث تحريك حس حمله براي طعمه خواهد شد. خرس‌ها دوندگان خوبي هستند. در اين گونه مواقع، در جاي خود بمانيد، به حيوان نگاه كنيد و در حالي كه كماكان به نگاه كردن ادامه مي‌دهيد آهسته حركت كرده و راه حيوان را باز كنيد.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

 

خم بودن تنه ی درختان جنگل به یک جهت جنوب را به ما نشان می دهد (سمت کوژ جنوب را نشان میدهد )این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد.

خزه زدن و یا پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل جهت شمال را به ما نشان می دهد (سمت خزه زده شمال است .این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد ).

اگر جایی باشیم که کنده ی درخت بریده شده وجود داشته باشد می توان بکمک حلقه های سنی درخت جهت یابی کرد؛ بطوریکه آن سمت از درخت که حلقه های سنی آن تداخل بیشتری با هم دارند شمال را نشان می دهد .

در هوای برفی آن طرف از اجسام که برف بیشتری در آن سمت جمع شده است شمال را نشان میدهد لازم به توضیح است که جمع شدن برف بیشتر در یک نقطه می تواند در اثر توپوگرافی زمین باشد لذا این روش روش چندان مناسبی در جهت یابی نیست.
جهت يابي توسط بوها
تشخيص بوها راهي براي جهت يابي است
 مردم پلي نزي همواره در قايق هايشان با خود خوک مي‌برند. زيرا خوکها نسبت به بوها بسيار حساس بوده و نزديک سرزمينهاي بودار تغيير رفتار ميدهند.
 بوي سينه دريا ما را به سمت خشکي هدايت ميکند.
 بوهاي تازه را روي دريا بهتر از خشکي ميتوان تشخيص داد زيرا که بوي نمک بر روي دريا مداومتر است.
 در صحرا هر بويي بيانگر حضور انسان است بهترين زمان صبح زود و عصرها ميباشد وقتي که جهت باد را ميتوان تشخيص داد.
 بوها نزديک به سطح زمين قوي تر هستند اگر شيء ساطع بو روي زمين باشد.

توضیحات تکمیلی :
با تشکر فراوان از دوست عزیز آقای حمید رضا شهشهان که ما را در تکمیل و اصلاح این متن یاری نمودند.

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

 

همانطور که همگی می دانیم محل طلوع خورشید مشرق و محل غروب آن مغرب است . برای جهت یابی کافی است که بتوانیم یکی از جهات اصلی را پیدا کنیم آنگاه می توانیم با استفاده از رابطه ی معروف زیر سایر جهات را بیابیم :

اگر دست راست بطرف مشرق باشد؛ آنگاه دست چپ مغرب را نشان میدهد دراین حالت روبرو شمال و پشت سر جنوب خواهد بود .
این مطلب فقط در اول بهار و پائیز صحیح است، یعنی‌ در زمانهای دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد که البته به سادگی‌ قابل تصحیح است. به عنوان مثال در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید '' حداقل '' حدود 23.5 ( بیست و سه و نیم ) درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست.
 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

 

برای جهت یابی توسط ماه ابتدا باید بدانیم که در نیمه ی اول ماه هستیم یا نیمه ی دوم ؛ روش تشخیص آن نیز به قرار زیر می باشد:

دو سر هلال ماه را با یک خط فرضی به هم متصل می کنیم و آن خط آنقدر ادامه می دهیم تا به زمین برسد اگر شکل بدست آمده از این کار p انگلیسی بود در نیمه ی اول ماه هستیم و اگر شکل بدست آمده q انگلیسی بود در نیمه ی دوم ماه قرار داریم

_حال اگر در نیمه ی اول بودیم طرف کوژ (برآمده) هلال جهت مغرب را نشان می دهد.

_و اگر در نیمه ی دوم ماه بودیم طرف قعر ( تو رفتگی ) هلال مغرب را نشان می دهد.
 

قطب نماي ماه
در يک شب مهتابي چوبي را داخل زمين فرو کنيد. با سنگ نوک سايه را علامت بگذاريد. ده دقيقه بعد با سنگي ديگر نوک سايه جديد را علامت بگذاريد. دو نقطه را به هم وصل کنيد اين خط مسير شرق- غرب را نشان ميدهد

پيدا کردن جنوب توسط ماه
خطي را بين دو تيزي هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمين امتداد دهيد. انتها يا امتداد اين خط نقطه جنوب را در موقعيت شما نشان ميدهد

 

باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کرهٔ شمالیست و در نیم کرهٔ جنوبی‌ برعکس است.

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

تغيير تم سايت

تم های در دسترس

Blogger Tips And Tricks