مادحین313

گر منتقدی باش، ولیکن به جهنم/ اشک تو چکیده‌ست به دامن؟ به جهنم!
 
دلواپس فردای وطن گشت برادر؟/ زخم است به جان وی و بر تن؟ به جهنم!
 
صلحی که نمودیم، نیارزد به پشیزی/ کوبیدن آب است به هاون؟ به جهنم!
 
ما پسته خورانیم، شما غصه خورانید/ در شهر گرانی شده؟ اصلاً به جهنم!
 
ماشین چو گران است، مکدر شده باشم/ ماندید چو در له‌شده آهن، به جهنم!
 
ما جمله دل‌آرام، شدیداً همه شادیم/ بشنید کسی مطلب موهَن؟ به جهنم!
 
اندر صف ناجور سبد له‎شده‎گانید/ کم آبی و کم نانی و کلاً به جهنم!
 
تعلیق شد آنگونه اگر هسته‌ایِ ما/ بشنو تو زمن فوری و آناً، به جهنم
 
ای کاسب تحریم، تو سرهنگی و اکنون/ هم نیست کسی البته ایمن؟ به جهنم!
 
شد زندگی‌ات لنگ؟ نه این گفته دروغ است/ حیف است اگر نشنوی از من، به جهنم!
 
ما جمله چنینیم، لذا معتدلانیم/گویم به شما البته جمعاً، به جهنم!

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


به گزارش كميل ، درباره ی مکان و جایگاه قرار گرفتن قبر ابن ملجم از ابن بطوطه، سیاح معروف نقل شده است که: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی علت آن را پرسیدم، و چون به تحقیق مشغول شدم مردم آن دیار گفتند: اینجا قبر ابن ملجم، قاتل حضرت علی (ع)، است و عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی در سر قبر ابن ملجم جمع می کنند و به مدت ۷ روز آن ها را در این مکان می سوزانند. (رحلة ابن بطوطه: ۱۴۷؛ نفائح العلام: ۴۰۹؛ تقویم شیعه: ۲۹۳)

عاقبت شوم

در تاریخ آمده است که حضرت علی (ع) در آخرین ساعات زندگی به مدارا با ابن ملجم فرزندانش را وصیت فرمود و پس از وفات امیرالمومنین علی (ع)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن (ع) آوردند و ایشان نیز با یک ضربه شمشیر ابن ملجم را قصاص فرمود و این واقعه در ۲۱ رمضان روی داد و چنانچه مشهور است ام الهیثم دختر اسود نخعی جنازه ی او را گرفته، آن را به آتش کشید. (ارشاد، ج۱: ۲۲؛ بحارالانوار، ج۴۲: ۲۳۲، ۲۴۶، ۲۹۸)

اما قطام دختری که لقب زیباروی کوفه را یدک می کشید عاقبتی بهتر از ابن ملجم نیافت به نحوی که آمده است بعد از کشته شدن ابن ملجم، مردم به سوی قطامِ ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جنازه اش را بیرون کوفه سوزانیدند. (بحارالانوار، ج۴۲: ۲۹۸؛ انوار العلویة: ۳۹۰؛ نفائح العلام: ۴۱۰)

مسلمان شدن یک راهب با دیدن عذاب ابن ملجم!

یکی از عذاب های ابن ملجم که پس از مرگ او، از سوی خداوند نازل گردید، توسط پرنده ای صورت می گرفت، به نحوی که شیخ راوندی با استناد از حسن بن محمد، معروف به ابن رفا، در کوفه روایت کرده است: یک روز وقتی در مسجدالحرام بودم دیدم مردم در مقام حضرت ابراهیم (ع) جمع شده اند و در آن جا یک مرد نشسته بود. از مردم سؤال کردم که آن مرد کیست؟ به من گفتند: آن یک راهب است که اسلام آورده است.

راوی می گوید: به او نزدیک شدم و یک پیرمرد با عبای پشمی را دیدم که در مقام حضرت ابراهیم نشسته بود و شنیدم که می گفت: من رئیس راهبان در صومعه هستم. روزی پرنده ای شبیه عقاب دیدم که یک قسمت از بدن یک نفر را از حلقومش بیرون انداخت، پس قسمت دیگرش را بیرون انداخت تا وقتی که آن ها تبدیل به یک انسان کامل شدند. پس من از آن شخص سؤال کردم: تو چه کسی هستی؟ هیچ جوابی به من نداد. به او گفتم: تو را قسم می دهم به آن کسی که تو را آفرید، به من بگو تو چه کسی هستی؟

او گفت: من ابن ملجم مرادی هستم، به او گفتم تو چه گناهی نموده ای که به طور پیوسته تکه های بدنت را این پرنده پس می اندازد و مجدد از هم جدا کرده و فرو می برد؟

به من گفت: من قاتل علی بن ابی طالب (ع) هستم، و به خاطر همین خداوند این پرنده را قرار داده تا هر روز با این کار مرا عذاب نماید.

راهب می گوید: در حال حرف زدن بودیم که یکباره همان پرنده آمد و آن را قطعه قطعه برداشت تا وقتی که همه ی قسمت های او را برداشت و من منتظر شدم تا وقتی که پرنده پایین آمد و آن را آورد و مجدد از بدن خود تکه های او را خارج نمود. پس از او سوال کردم: علی بن ابی طالب (ع) کیست؟ جواب داد: علی بن ابی طالب (ع) پسر عمو و وصی پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص) است. (مدینة المعاجز، ج۱: ۵۴۴، حدیث ۵۴۰)

 

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

http://www.taraznews.com/sites/default/files/styles/orginal_size/public/content/images/story/93-04/17/day-of-100.jpg

تورم آمده بالا بکن تدبیری ای دولت                                    قرار ما بود ۱۰۰ روزه، نه این یکسال ای دولت
به جای رفع فیلتر از توئیتر یا که از فیسبوک                            شکن قفل تورم با کلیدت جان من دولت
توگفتی گشته خالی این خزانه لیک من ماندم            که خرج این جشنهایت کجا می آید ای دولت
بزن گشتی تو در بازار                                              که قیمتها همه گشته سوبل و چوبل ای دولت
قرارت بود در ۱۰۰ روز تحولها کنی دولت                                ولی جز حاشیه کاری ندیدیم از تو ای دولت
به تا کی هرچه مشکل است شود تقصیر آن دولت*                     تو هم کاری بکن از بهر رفع مشکلات؛ دولت
زبحث هسته ای قفلی زدی بر چرخ و تاسیسات                نچرخید لیک چرخ اقتصاد و مردم ای دولت
خداوندا تو شاهد باش سواد و مدرکی دارم               مزن بر هرکسی تهمت و یا توهین این دولت
چقدر تبلیغ کردی تو و گفتی بد ز یارانه                     ولی مردم نکردند اعتنا بر حرف این دولت
بدادند رای بالایی برای ثبت یارانه                             بگشته شوکه از این آمار هم مجلس و هم دولت
گذشت ۱۰۰ روز و چند صدروز، ندیدم هیچ تغییری                      چه شد آن وعده ها و قولهایت تو ای دولت
بخوان سایت تراز را ای وزیر اقتصاد تا بینی                              چه آمد بر سر تولید با تدبیرت ای دولت
برنج هندی ات را من کنم باور یا حرفت                که گفتی من طرفدارم به جنس ملی ای دولت
به جز بحث سبدهایی که دادی کالای بنجل                چه بحث و طرح علمی کرده ای مطرح تو ای دولت؟
تراز است سایت ما دولت بخوان اخبار و تحلیلش                         نیات ما خیر است و نداریم جنگ با دولت
 
* منظور انداختن کلیه تقصیرها و مشکلات و کم کاریهای دولت فعلی

به عهده های قبلی است که ورد زبان تمام دولتیها شده است.

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

http://images.seemorgh.com/iContent2/Files/203268.jpg 

“والله، بالله و تالله دیگر تکرار نمی‌شود“

 

اگر منظور روحانی، صرفا سپری شدن زمان بین سال های ۸۴ تا ۹۲ باشد، به وضوح، دوران هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد گذشته و دوران ریاست جمهوری روحانی نیز خواهد گذشت و دیگر تکرار نخواهد شد!

 حسن روحانی روز گذشته در بخشی از سخنرانی خود در مراسم روز صنعت و معدن که در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی برگزار شد، گفت: “بایستی بار دیگر پرچم عظمت صنعت ایرانی را در قله‌های ایران عزیز و محبوب به اهتزاز درآوریم و معتقدیم این کار شدنی است، ما می‌توانیم اراده لازم برای این کار را داشته باشیم و سرمایه را وارد کشور کنیم، سال ۸۴ تا ۹۲ گذشته و والله، بالله و تالله دیگر تکرار نمی‌شود.”

 اشاره حسن روحانی به دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد موضوع جدیدی نیست و بارها در سخنرانی های او از سال گذشته تا کنون تکرار شده است.

با این وجود قسم سه باره روحانی برای عدم تکرار سال ۸۴ تا ۹۲ یعنی دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد قابل توجه است.

با توجه به موضوع سخنرانی رییس جمهور، می توان حدس زد که منظور او از عدم تکرار سال های ۸۴ تا ۹۲، به طور کلی پیشرفت صنعتی و ورود سرمایه به کشور بوده است. از این منظر، حسن روحانی سال های مذکور را احتمالا سال های رکود در زمینه پیشرفت ها صنعتی و جذب سرمایه به کشور قلمداد کرده است.

اما اگر این فرض را کنار بگذاریم و منظور روحانی را کلی تر در نظر بگیریم، تفسیر عدم تکرار سال های ۸۴ تا ۹۲ از دیدگاه رییس جمهور، تا حدی دشوار است. چرا که به وضوح، زمان سپری شده بازنخواهد گشت و از این منظر میان سال های ۸۴ تا ۹۲، ۶۸ تا ۷۶ – ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی -، ۷۶ تا ۸۴ -ریاست جمهوری خاتمی – و حتی سال های ۹۲ تا پایان دوران ریاست جمهوری روحانی – که می تواند بین سال های ۹۳ تا ۱۴۰۰ باشد – تفاوتی وجود ندارد.

با این فرض، دوران هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد گذشته و دوران ریاست جمهوری روحانی نیز خواهد گذشت.

از منظر دیگر، منظور روحانی را می توان در بازگشت احتمالی احمدی نژاد – و یا شیوه مدیریت او – جستجو کرد. با این فرض حسن روحانی شانسی برای بازگشت احمدی نژاد – و یا شیوه مدیریت او – به صندلی ریاست جمهوری قائل نیست.

روحانی در قسمی که به این منظور یاد کرده از سه “حرف قسم” – بـ ، و، تـ – استفاده کرده است. به جز این سه حرف، دو حرف “ل” و “مِن” نیز حروف قسم محسوب می شوند. با این وجود، حروف “و، تـ” به کرات در قرآن نیز به کار رفته اند.

از طرفی، بر اساس آموزه های دینی ما، کسى که براى اثبات یا نفى چیزى قسم مى خورد، اگر حرف او راست باشد قسم. خوردن او مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ است ولى کفاره قسم را ندارد.

 

نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

- به گزارش پايگاه كميل ،

چندتن از دولتمردان فعلی طی مصاحبه ای اعلام کردند:

احمدی نژاد مقصر اصلی شکست و حذف تیم ملی از مسابقات جام جهانی فوتبال

و ما عامل اصلی برد تیم ملی والیبال هستیم!.

این نخبه ها ادامه دادند:

احمدی نژاد همیشه به کشورهای آمریکای لاتین مسافرت میکرد و در یکی از این سفرها

تاکتیک تیم ملی را در اختیار رئیس جمهور آرژانتین قرار داده

و بعد هم دست مسی رسیده و بهمون گل زد.

همچنین یک آقازاده هم اعلام کرد:

مناظرات سال ۸۸ نقش مهمی در حذف تیم ملی داشت!.

- وزارت بهداشت دولت داعش اعلام کرد:

روزه داران داعشی در ایام ماه رمضان برای تقویت قوای جسمانی خود هنگام افطار

از قلب و روده دشمنان و برای سحری نیز از خاصیت معجزه آسای مغز انسان غافل نشوند.

این وزارت ادامه داد:

خوردن گوشت انسان نقش مهمی در سلامت روزه داران عزیز دارد!.

- به جهت سنگین بودن سبدکالا و عدم ایجاد مزاحمت برای اقشار کم درآمد ؛

این عزیزان در مرحله دوم از گرفتن سبدکالای ماه رمضان حذف میشن.

یک مقام دولتی اعلام کرد:

سبد کالا سنگینه و ضمنا اقشار فقیر برای حمل و نقلش باید تاکسی دربست کنن

و چون پول ندارن اذیت میشن.

وی برای اقشار فقیر و کم درآمد در ماه رمضان آرزوی قبولی طاعات و عبادات

و زنده ماندن تا پایان ماه رمضان رو داشت

و قول داد هزنیه های بستری و درمان این عزیزان در صورت ابتلا به بیماریهای گوارشی را

بصورت رایگان پرداخت کنه !.

 - گروه ۵+۱ در بیانیه ای اعلام کرد:

قسط اول طلب ایران رو بزودی میدیم منتها چون عابربانکهامون خرابه!؛

قراره پولها رو تو گونی تحویل بدیم

و کار شمردنشون طول میکشه،

از دولت ایران عذرخواهی میکنیم و مطمئن باشن تا اونا یه چندتا تاسیسات دیگه رو تعطیل کنن

کار شمارش اسکناسها تموم میشه!.

قراره این گونیهای شیک طی مراسم باشکوهی بصورت کاملا مقتدرانه! تحویل ایران داده بشه.


 - هنرمندان حامی تیم ملی در برزیل که در راستای حمایت از تیم ملی

به تمامی اماکن تفریحی و سیاحتی برزیل سر زده بودند،

بامداد امروز با دست پر از برزیل برگشتند.

به گزارش خبرنگار پايگاه كميل این از سفر برگشتگان با چندین چمدان سوغاتی

و چندین گیگابایت عکس و فیلم خود از برزیل بازگشتند.

همچنین این عزیزن به موفقیتهای بی نظیری مانند:

خرید آدامس اصلی رونالدو که پس از جویدن دورش انداخته بود

- عکس یادگاری با مادربزرگ نمیار-

خرید تیشرت پسر سوم دیوید بکهام-

گرفتن امضا از بازیکنان مطرح جهان در تیمهای ساحل عاج، غنا و.. دست پیدا کردند!.

این عزیزان از شدت تشویق تیمهای ملی به شدت خسته شده و دستاشون کبود بود.

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


اگر ناظران تولید و پخش صداوسیما، متوجه این رویداد نشده باشند، جای بسی تأسف است اما اگر این اتفاق آگاهانه بوده باشد...
به گزارش پايگاه كميل ، اگر ناظران تولید و پخش صداوسیما، متوجه این رویداد نشده باشند، جای بسی تأسف است اما اگر این اتفاق آگاهانه بوده باشد... «تابناک» به مقایسه قسمت‌های نخست دو سریال «هفت سنگ» و «خانواده مدرن» پرداخت و هم‌اکنون دعوتتان می‌کند تا به مقایسه این کپی‌کاری تاریخی به عنوان یک شاهکار ایرانی بنشینید.
 
پخش سریال‌های ماه رمضان در حالی آغاز شد که سریال اصلی این ماه ـ که طبیعتاً از شبکه سوم سیما به عنوان پرمخاطب‌ترین شبکه تلویزیون به نمایش درآمد ـ کپی مو به مویِ یکی از سریال آمریکایی از آب درآمد و تنها کاراکترهایی که در قالب سریال ایرانی قابل تعریف نبودند، تغییر ماهیت داده‌اند. با این اوصاف آیا بهتر نبود به جای هزینه تولید، اصل این سریال‌ها با سانسور پخش می‌شد یا حداقل سریال جذاب‌تری در ایران بازسازی می‌شد؟!
 
همزمان با فرارسیدن ماه مبارک رمضان، مجموعه‌های مناسبتی نیز رونمایی شد. در همین راستا از چندی پیش شبکه سوم سیما، تبلیغ سریال «هفت سنگ» را داشت که با توجه به نام ایرانی‌اش، گمان می‌رفت، مفاهیم وطنی را به تصویر بکشد و از این منظر انتظار می‌رفت در یکی از ساعات پربیننده تلویزیون، بیننده یکی از بهترین سریال‌ها باشیم، کما اینکه در سال‌های پیش‌، سریال‌های قابل توجه و ارزشمندی از تلویزیون و مشخصاً شبکه سوم سیما پخش شد.
 
این مجموعه چهل قسمتی به صورت اپیزودیک درباره سه خانواده است که کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و داستان‌های متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح می‌شود که این سه داستان، سرانجام به یک برآیند یا چند نقطه مشترک می‌رسند که به نوعی بنای ادامه داستان را می‌گذارند؛ سبکی که در سریال‌های آمریکایی بیشتر دیده می‌شود و فیلم‌نامه‌نویس‌های ایرانی کمتر توانسته‌اند یا علاقه‌مند به پیاده سازی‌اش بوده‌اند.
 
«هفت سنگ» کپی موبه موی «خانواده مدرن»
پیگیران حوزه فیلم و سریال، به سرعت دریافتند این سریال کپی مو به موی یک سریال آمریکایی است: «خانواده مدرن / Modern Family»؛ سریالی که دقیقاً مختصاتی مشابه «هفت سنگ» دارد یا منصفانه آنکه بگوییم «هفت سنگ» یک کپی ایرانیزه شده این سریال آمریکایی است که علاوه بر کپی مو به موی داستان ـ دست‌کم در قسمت نخست ـ حتی برخی دیالوگ‌ها هم کپی است.
 
«هفت سنگ» به کارگردانی علیرضا بذرافشان، که از قضا نویسنده یا‌‌ همان کپی کننده قسمت اول سریال نیز کارگردان بوده، روایت‌هایی از زوج‌‌ جوانی دارد که در پی پذیرش سرپرستی یک کودک هستند و روایت زوج دیگری را دارد که نسبت به پسر جوانشان حساسیت بالایی دارند و حال این «پسر جوان» قرار است دوستش (پسر) را به خانه بیاورد تا با هم درس بخوانند.
 
در مقابل در «خانواده مدرن» که از شبکه abc و «فارسی ۱» پخش شده، دو مرد همجنسگرا ‌فرزندی را به فرزندخواندگی ‌می‌پذیرند و در خانواده دیگر نیز «دختری جوان» است که دوستش (پسر) را به خانه می‌آورد تا با هم درس بخوانند. به جز دیالوگ‌های جنسی که در نسخه ایرانی خانواده مدرن قابل بیان نبوده، همه سریال و حتی مواجهه‌های دو خانواده درباره وقایع نیز تکرار شده و ظاهراً بذرافشان خانواده مدرن را پیش رو گرفته و سپس اقدام به بازنویسی آن، به شیوه‌ای که قابل تولید در ایران باشد، کرده است.


اگر ناظران تولید و پخش صداوسیما، متوجه این رویداد نشده باشند، جای بسی تأسف است و در صورتی که کل بودجه سریال از محل حقوق ناظران این سریال در هر سطحی پرداخت شود، دور از منطق نخواهد بود اما اگر این حرکت در تلویزیون آگاهانه ‌باشد، جای بسی تأمل دارد.


قسمت نخست این سریال، به رغم کپی‌کاری از سریال آمریکایی با بازی‌های ضعیف و پردازش ضعیف‌تری همراه بود که متأسفانه نتوانست نگاه منتقدان را جلب کند و در واقع این تجربه ـ سوای اینکه امری دور از اخلاق در حوزه فیلم و سریال‌ساز‌ی است ـ موفق نبوده است.
 
بی‌گمان، بازسازی فیلم‌های سینمایی و حتی سریال‌ها‌ یا اقتباس از آن‌ها، امر بدی نیست، ولی در هیچ بازسازی ‌اینچنین کپی‌کاری شدیدی نمی‌شود و کارگردان تلاش می‌کند دست‌کم در بازسازی، نقاط ضعف اثر اولیه را برطرف ‌و نقاط قوت اثر اولیه را تکرار کند و سرانجام نیز می‌گوید این اثرش بازسازی یا برگرفته از فیلم یا سریال خاصی است؛ امری که اگر درباره «هفت سنگ» صورت پذیرد، حداقل اخلاقیات رعایت شده و می‌توان در تیتراژ قسمت دوم این سریال نوشت: «بازسازی نسخه ایرانی Modern family».
 
«كميل» به مقایسه قسمت‌های نخست دو سریال «هفت سنگ» و «خانواده مدرن» پرداخت و هم‌اکنون دعوتتان می‌کند تا به مقایسه این کپی‌کاری تاریخی به عنوان یک شاهکار ایرانی بنشینید.

نوشته شده در سه شنبه دهم تیر 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

پذيرش همكار افتخاري در گروه رد پاي كميل

  1. نويسنده محتوا
  2. خبرنگار
  3. گرافيست
  4. كد نويس

 

علاقمندان اطلاعات تماس خود را در نظرات وبلاگ به صورت خصوصي قرار دهند

با آنها تماس خواهيم گرفت .

يا علي

رد پاي كميل

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

http://www.snn.ir/Images/News/Smal_Pic/10-2-1393/IMAGE635345438023165158.jpg

 بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب در حالی در مصلی تهران به کار خود پایان داد که عملکرد ارشاد در طول این ده روز نه تنها باعث رفع نگرانی ها در حوزه فرهنگ نشده است بلکه برخی از کارشناسان عرصه فرهنگ معتقدند که باید بیشتر از قبل نگران این اوضاع بود.

هرچند علی جنتی و همکارانش در ارشاد پیش از این نظرات خود را در رابطه با ممیزی کتاب رسما اعلام کرده بودند اما پس از ابراز نگرانی های رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان و پس از سخنان ایشان در نخستین روز سال جدید، انتظار می رفت تا مدیران فرهنگی با تغییر رویکرد در عرصه فرهنگ حداقل در مسیر تلاش برای جلب نظر رهبری قرار گیرند اما نه تنها این اتفاق به وقوع نپیوست بلکه ارشادیون همچنان در مسیر قبلی خود یکه تازی می کنند.

با نگاهی گذرا به حواشی پیش آمده در بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب براحتی می توان دریافت رویکرد وزارت اشاد هیچ تغییری نکرده و نگاه مدیران آن به ممیزی کتاب همچنان همان نگاه گذشته است.

این نگاه و طرز تفکر در حالی است که برخی کارشناسان ادبیات انقلابی معتقدند اگر ارشاد و سازمان های متبوعش تمام همّ خود را برای حمایت از جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در حوزه نشر و کتاب جزم نمایند بی شک آینده فرهنگی کشور آینده ای درخشان تر از امروز خواهد بود.

به عقیده همه کارشناسان، امور فرهنگی اموری نیست که با سیاست های یک ساله و دوساله سر و سامان یابد و برای بهبود شرایط لازم است با نگاهی کلان و آینده نگرانه به این عرصه نگریست.

قطعا جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نباید به ارگان های دولتی متکی باشد و همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند «همه جوانان که در گوشه و گنار جامعه مشغول کار فرهنگی هستند باید به کار خود ادامه دهند» (نقل به مضمون) اما براستی جامعه آرمانی و ایده آل در حوزه فرهنگی زمانی رقم خواهد خورد که دولتمردان تمام تلاش خود را برای تقویت جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی بکار گیرند.

اما با نهایت تاسف با اذعان نمود در دولت فعلی و در وزارت ارشاد آقای جنتی نه تنها چنین نگاهی موج نمی زند بلکه مدیران دولتی فرهنگی دم از عدم وجود ممیزی و آزادی افسارگسیخته در حوزه نشر و ادبیات دارند و این تفکر یعنی قتل عام آثار فرهنگی انقلاب!

علی ایحال و در شرایط فعلی باید اعتراف نمود که بهترین راهکار را رهبری پیش روی فعایلت های فرهنگی خودجوش گذاشته اند و آن اینکه چنین فعالیت هایی نباید معطل سازمان های دولتی و وزارت ارشاد بماند و  جوانان فعالی این عرصه تنها بر مسیر دغدغه های خود حرکت نمایند و چشم امیدی به مدیران فرهنگی نداشته باشند.

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

با اعلام آمار ثبت نام یارانه مشخص شد:

انصراف 73000000 نفر از دریافت یارانه !

               همگان دیدند صدا و سیما در طی این روزها دقیقا خلاف اهداف دولت گام بر می داشت!

صدا و سیما اگر مشکلی با دولت نداشت، چرا ثبت نام یارانه ها را اطلاع رسانی می کرد؟!

به گزارش گروه طنز پايگاه كميل ، همانطور که پیش بینی می شد 95درصد از مردم از گرفتن یارانه نقدی انصراف دادند. مطمئنا نه تنها نوبخت، که وزیر اقتصاد هم فکر نمی کرد مردم اینگونه برای نگرفتن یارانه مشتاق باشند!

مطمئنا این یک پیروزی بزرگ برای دولت است؛ به همین خاطر نگاهی داریم به دلایل انصراف  73میلیون یارانه بگیر!


دلیل اول: اعتماد به دولت

به احتمال بسیار قوی اگر به شما بگویند هر ماه 10هزار تومان از حقوقتان را به پدرتان بدهید تا او برای شما و نفعتان در دراز مدت این مبلغ را در جایی سرمایه گذاری کند، عمرا این کار را بکنید! با خودتان  می گویید: "خودم بهتر بلد هستم پول‏هایم را خرج کنم."

اما انصراف میلیون ها ایرانی از دریافت یارانه نشان داد آنها به دولت بیشتر از پدر و برادر و خواهر و مادرشان اعتماد دارند و چه بسا اگر فردا دولت بگوید یک چیزی هم دستی سر هر ماه بهم قرض بدهید، این کار را هم بکنند! چون می دانند پول ها در جای درستش هزینه خواهد شد!


دلیل دوم: شیطنت های صدا و سیما

همگان دیدند صدا و سیما در طی این روزها دقیقا خلاف اهداف دولت گام بر می داشت! به عنوان مثال مدام در اخبارهایش اطلاع رسانی می کرد که فلان روز بروید سایت رفاهی ثبت نام کنید!

صدا و سیما اگر مشکلی با دولت نداشت، چرا ثبت نام یارانه ها را اطلاع رسانی می کرد؟! چرا به مردم اخبار اشتباهی نمی داد تا نتوانند بروند در سایت رفاهی ثبت نام کنند؟! چرا آدرس سایت رفاهی را اشتباه زیرنویس نمی کرد؟!

همه این دلایل باعث شد مردم از لج صدا و سیما بروند و میلیون ها نفر از آنها از دریافت یارانه انصراف دهند.


دلیل سوم: هزینه شدن در جای درست

مردم خیالشان راحت بود که این 45500تومان هایشان در جای درستی هزینه می شود و به همین خاطر برای انصراف از گرفتنش لحظه ای تردید به خود راه ندادند. مگر بد است هر چند وقت یکبار همسر یکی از مسئولین جشنی ترتیب بدهد و به برخی افراد حاضر در آنجا 5 تا 5تا سکه بدهد؟!


دلیل چهارم: یارانه برای مایه دارها

شنیده می شود برخی از وزرای خاتمی و روحانی با اینکه حقوقی بالا و ثروت های خوبی دارند، اما باز هم یارانه می گرفته اند. مردم هم به درستی متوجه شدند این 45500تومن ها برای مایه دارهاست نه اقشار آسیب پذیر!

با دادن یارانه به اقشار مرفه چرخه های اقتصادی به خوبی می گردند، چون مایه دار این پول را لازم ندارد و در بانک پس اندازش می کند و بانک هم این پول را می برد در صنعت سرمایه گذاری می کند؛ اما قشرآسیب پذیر با خرج کردن این 45500تومن ها فقط باعث بالا رفتن تقاضا و در نتیجه بالا رفتن تورم می شود!


دلیل پنجم: پول کناره!

مردم به این درک بالا رسیده اند که باید انصراف دهند تا پول کناره داشته باشیم تا اگر باز هم کسی 3000میلیارد اختلاس کرد، طوری جایش را پُر کنیم که آب از آب تکان نخورد!


دلیل ششم: افزایش قیمت آب و برق و گاز و بنزین

با اینهمه گرانی مردم اینقدر لارج شده اند که دیگر برایشان این یارانه ها پولی نیست! فکرش را بکنید یک باک بنزین آزاد بزنی 40هزار تومن می شود!


دلیل هفتم: تهدیدهای دولت

بالاخره ناز کشیدن هم حدی دارد، برخی مواقع لازم است از زبان تهدید استفاده کنیم! مثلا بگوییم که یواشکی به حساب هایشان سرک می کشیم و اگر خالی بسته بودند آنها را برای 45500تومان دادگاهی کرده و 3 برابر آنچه داده ایم را از حلقومشان می کشیم بیرون!

... چی؟! ببخشید!  ... الان به من اطلاع دادند که متن خبر رو درست ندیدم! ... واقعا؟! ... یعنی 95درصد مردم برای گرفتن یارانه ثبت نام کردند و فقط 2میلیون و 400هزار نفر از گرفتن یارانه انصراف دادند؟! ... خب اگه تعداد فوتی هایی که یارانه می گرفتند و ایرانی های خارج نشینی که یارانه می گرفتند رو جمع بزنیم که تعدادش از دو و نیم میلیون بیشتر میشه! نمیشه؟!  ... باید متن رو تصحیح کنم! ... یکوقت نگذارینش روی سایتتون !



نوشته شده در چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در سه شنبه نهم اردیبهشت 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

آقای رئیس‌ جمهور ، شما قرار بود که در مدت ۱۰۰ روز تحول اساسی در اقتصاد به وجود آورید ،
شما قول دادید در اقتصاد ، قانونی رفتار کنید ، شما در تحلیل خود ۲۰ درصد مشکلات اقتصادی را
به تحریم‌ها ربط می‌دادید و ۸۰ درصد آن را به بی‌برنامه گی‌ها و بی‌درایتی‌ها .

آقای رئیس‌ جمهور ، بیش از ۹ ماه از مسئولیت حضرتعالی می‌گذرد ، چه تحول اساسی رخ داده است ؟
گرانی مایحتاج مردم در حال ادامه است ، کارخانه‌ها در حال تعطیلی هستند ،
و بیکاری همچنان دندان نشان می‌دهد ،
اکنون مدعی هستید که شما دولت تدبیر را تشکیل داده‌اید
و تحریم‌ها ترک برداشته است.

آقای رئیس‌ جمهور ، وزیر نفت جنابعالی مدعی است که فروش نفت ۲ برابر شده است
و وزیر اقتصاد هم می‌گوید درآمدهای مالیاتی اضافه شده است ،
پس علی‌القاعده باید مشکلات اقتصادی بهبود می‌یافت ،
اما اولین اثر تدبیر ، شکست تحریم‌ها و افزایش درآمد دولت در گرانی ارز آشکار شد .

آقای رئیس‌ جمهور ، برخلاف قانون ، هنوز ارزی از ارزهای بلوکه شده به حساب مرکزی واریز نشده بود
که دولت به بانک مرکزی دستور داد تا مبلغ ۱/۴ میلیارد دلار را که هنوز وصول نشده بود را
وصول شده تلقی کند و برای جابه‌جایی با حساب‌های قابل مصرف اقدام کنند .

از دیوان محاسبات کشور تعجب می‌کنيم ،
در دولت قبل یک میلیارد دلار که دادستان دیوان کشور آن را تکذیب کرد ،
از پشت همین تریبون اعلام شد و اکنون این تخلف آشکار مالی که جز تورم چیزی به دنبال ندارد را
به صورت سری اعلام می‌کنند .

برادرم ظاهرا کلید چوبی به قفل آهنین می‌زنی
یا کلید را وارونه می‌چرخانید ،
آقای رئیس‌ جمهور ، قرار بود هم چرخ زندگی مردم بچرخد و هم سانتریفیوژها
که البته چرخ زندگی می‌چرخد نه بهتر از قبل بلکه بدتر یا لااقل مطابق گذشته می‌چرخد ،
ولی آنچه لنگ‌لنگان می‌چرخد و منتظر فرمان توقف است ، سانتریفیوژ است
و آنچه کمتر می‌چرخد ، لبنیات و مایحتاج اولیه زندگی مردم بر سر سفره مستضعفان است.

آقای رئیس‌ جمهور ، قرار بود پاسپورت ایرانی در خارج از کشور محترم شمرده شود ،
ولی امروز به دلیل کوتاه آمدن‌ها ، حتی پاسپورت سیاسی مسئولان جمهوری اسلامی هم
از احترام افتاده و آمریکایی‌ها گستاخانه و برخلاف قوانین بین‌المللی نماینده دولت را هم
در مقر سازمان ملل راه نمی‌دهد و این یک بی‌احترامی بی‌سابقه است.

آقای رئیس‌ جمهور ، قرار بود ، کرامت مردم ایران حفظ شود ،
پرداخت یارانه‌ها را گداپروری می‌نامیدید ،
ولی برای گرفتن یک سبد ، مردم را به صف قرار دادید ،
دوباره آنها را به ثبت‌نام مجدد یارانه مورد منت قرار دادید
و اعلام کردید که به حساب‌های آنها سرک می‌کشید ،
آیا بهتر نیست به جای سخت‌گیری بر مردم ، جلوی ولخرجی‌ها را بگیرید ،
بی‌سونا و استخر هم می‌شود برای مردم کار کرد.

آنچه بیش از هر چیز امروز سبب نگرانی ما شده است ، دخالت همسران و خانواده مسئولان
در امور کشور و بیت‌المال است ،
همسر رئیس‌ جمهور می‌خواهد جشن بگیرید ، در خانه خود که الحمدالله هم بزرگ است و هم جادار ،
جشن بگیرد ،
در مسجد یا حسینیه جشن بگیرد نه در کاخهای متعلق به ملت ،
فاطمه زهرا (س) دارای شئونی است و با آواز و رقص و امثال اینها تناسب ندارد ،
بدعتی نگذارید که خدای ناخواسته دوباره اولیا حضرت‌ها به کشور بازگردند.

البته در یکی از دولت‌های سابق تلاش شد که والاحضرت‌ها دوباره ظهور کنند ،
اما ملت در پای صندوق رأی پاسخ این بدعت‌ها را محکم داد.

جشن هنر شیراز از ابتدا با هرزگی آغاز نشد
و قرار بود موسیقی سنتی ایران احیا شود ،
اما سر از ناکجاآباد در آورد ،
ما از رئیس‌ جمهور می‌خواهيم تا جلوی این بدعت‌ها را بگیرد
و اجازه ندهد همسر وی با استفاده از اماکن دولتی
بار دیگر سنت‌های جاهلی و رژیم شاهنشاهی را احیا کند ،
این فریاد امام علی (ع) است که در رواق تاریخ می‌پیچید
کجا رفتند آنهایی که سنت ستمکاران پیشین را احیا کردند .

يا علي
كميل


نوشته شده در سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

ضیافت همسر رئیس‌جمهور برای زنان دولت در کاخ

تالار حافظیه کاخ سعدآباد شب گذشته محل برپایی جشن همسر رئیس‌جمهور

برای همسران وزرا، سفرا و زنان دولت بود ؛

مهمانی زنانه‌ای همراه با رقص و شوی لباس


جشن همسر رئیس جمهور دولت یازدهم برای بزرگداشت مقام زن شب گذشته در تالار حافظیه کاخ سعدآباد برگزار شد، مراسمی که خبر برپایی آن را پیش از این مولاوردی، معاون امور زنان رئیس جمهور وعده داده بود.

جشنی زنانه و اشرافی در فضای کاخ سعدآباد که فاصله طبقاتی زنان دولتمردان و مسئولان زن دولتی را به رخ عموم زنان جامعه می‌کشید. تمام زنانی که به این ضیافت دعوت شده بودند از پیش تعیین شده بودند و هیچ امکانی برای ورود افراد عادی نبود.

با ورود هر میهمان، تشریفات او را تا محل تحویل لوازم شخصی، لباس‌ها، تلفن همراه و دوربین عکاسی همراهی می‌کرد و جای هر فردی از پیش مشخص شده بود.

این جشن بزرگداشت مقام زن که با بی حجاب شدن میهمانان آن بیشتر شبیه یک دور همی زنانه شده بود از بخش‌های مختلفی غیر از دولت نیز میهمانانی داشت، فعالان امور زنان، بازیگر، کارگردان و نویسنده زن.

رقص لزگی 6 دختر، کنسرت موسیقی زنان و برگزاری شوی لباس زنان بخشی از ویژه برنامه‌های این ضیافت بود.

اما برپایی مراسمی به بهانه ولادت بانوی مکرمه اسلام حضرت فاطمه (س) حرمت‌ها و اقتضائاتی دارد که می‌توان آن را در فضایی بی تکلف و خارج از محیط اشرافی یک کاخ آن را برگزار کرد.

از سوی دیگر اگر قرار است جشنی برای ولادت حضرت زهرا (س) از سوی دولتمردان با حضور خدمتگزاران عرصه زنان برگزار شود بهتر است که در محیطی که عموم زنان جامعه امکان حضور در آن را داشته باشند برپا شود تا شادی برای روز زن ، انحصاری نشود.

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

وقتی تبلیغات تلویزیون برای انصراف مردم از حد اعتدال خارج می‌شود

حمایت از دولت قبول؛ اما نه در این حد!


با اعلان عمومی تصمیم دولت مبنی بر عدم تخصیص یارانه نقدی به همه مردم، و کمی بعدتر که روش عملیاتی شدن این تصمیم خود انصرافی اعلام شد، رسانه‌های حامی دولت سعی کردند به دفاع از این سیاست دولت پرداخته و مردم را ترغیب به انصراف از دریافت یارانه نقدی نمایند.

با نزدیک شدن به آغاز ثبت نام از متقاضیان دریافت یارانه نقدی حجم این عملیات رسانه‌ای افزایش یافت و کم‌کم رسانه ملی هم خود را در این جبهه قرار داد و تلاش نمود مردم را از دریافت یارانه نقدی منصرف کند. این در حالی بود که چالش‌های میان صدا و سیما و دولت که یک نمونه از آن در ماجرای گفتگوی ویژه خبری رییس جمهور نمود پیدا کرده و دامنه‌اش تا بودجه این رسانه نیز رسیده بود، این شایعه را قوت بخشید که شاید رسانه ملی ظرفیت تبلیغی خود را در اختیار سیاست یارانه‌ای دولت قرار ندهد.

اما هرچه به موعد وعده داده شده برای ثبت نام متقاضیان یارانه نزدیک شدیم این شایعه رنگ باخت چراکه رسانه ملی با تمام ظرفیت خود به میدان آمد و نه تنها از مجال برنامه‌های اقتصادی و میان برنامه‌ها و آگهی های بازرگانی برای تبلیغ به نفع سیاست دولت استفاده نمود، که حتی در یکی از پربیننده‌ترین سریال نوروزی خویش هم پای یارانه را وسط کشید و انصراف از دریافت آن را تبلیغ کرد.

اما با شروع ثبت نام‌ها این روند سرعت و شدت بیشتری یافت تا جایی‌که تبلیغ برای انصراف از دریافت یارانه نقدی به یکی از کار ویژه‌های صدا و سیما تبدیل شد و هم اکنون ردی از این کارویژه را در اکثر شبکه‌ها و بیشتر برنامه‌ها می‌توان دید. این وضعیت تاجایی پیش رفته است که در چند روز اخیر فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعیی نسبت به این امر واکنش نشان داده و در قالب مطالب متفاوت نسبت به افزایش این تبلیغ انتقاد کرده است.

شوخی با زیرنویسهای حکمت آمیز تلویزیون یا مطرح کردن بحث گروگان گرفتن بودجه سازمان توسط دولت از جمله این واکنش‌هاست. اما فارغ از این دست مطالب غیر رسمی باید اذعان کرد که تبلیغ رسانه ملی برای عدم دریافت یارانه توسط مردم از حد اعتدال خارج شده است. اگرچه همراهی صدا و سیما با دولت‌ها برای پیشبرد سیاستهای کلانی چون فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها امری لازم است اما باید توجه داشت که زیاده‌روی در این امر دل‌آزار شده و از شان رسانه‌ای در حد صدا و سیما می‌کاهد.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


پیشوایان دینی ما برای جلوگیری از تحقیر و خجالت زدگی محرومین ،

نیمه های شب را برای کمک رسانی به ایشان انتخاب می کردند؟

حال چگونه است که نیاز محرومین باید به رخ ایشان کشیده شود؟!



این روزها شاهد انواع و اقسام تبلیغات گوناگون از رسانه ها برای تشویق و ترغیب مردم به انصراف از دریافت یارانه هستیم. این تبلیغات گاه فراتر از تشویق و به نوعی تهدید هم می باشد تا مردم را با شک و تردید همراه نموده و در نتیجه افراد کمتری ثبت نام کنند. 


تبلیغات در شبکه های گوناگون تلویزیون متنوع بوده و با توجه به ادبیات مخاطبین شبکه ها انجام می پذیرد و جالب اینجاست که دولت تدبیر و امید پس از ایجاد امیدهای فراوان ! در بین اقشار مختلف مردم در هنگام پخش سبد کالا، از ظرفیت شبکه پویا که ویژه کودکان و نوجوانان می باشد نیز غفلت نکرده و با زیرنویس کردن جملاتی زیبا مانند این که آیا می دانید با انصراف از دریافت یارانه برای چند نفر از پدران بیکار دوستانتان شغل ایجاد خواهد شد؟ در فرهنگ سازی انصراف از دریافت یارانه تلاش می کند.
با گذشت چند سال از پرداخت نقدی یارانه و مشخص شدن نقاط ضعف و قوت آن، شکی نیست که پرداخت یارانه باید هدفمند گردیده و اصلاحاتی در کم و کیف طرح انجام گردد و با انتخاب مسیر درست و رفتار صحیح، ضمن توجیه افراد در خصوص مخاطبین دریافت یارانه، آرامش روانی بر زندگی اقشار محروم، کم درآمد و آسیب پذیر جامعه جاری کرده و مناعت طبع و عزت نفس ایشان خدشه دار نشود؛ اما اکنون شاهد رفتارهایی هستیم که امید را از دل اقشار آسیب پذیر جامعه دور کرده و فقر و نداری ایشان در کوی و برزن جار زده می شود.


این ناامیدی و سرافکندگی ایجادشده نه بخاطر ترس از عدم دریافت یارانه است که رزق مردم دست این دولت و دولت گذشته و آینده نبوده و نیست و رزاق دیگری است و پدرانمان هم به ما آموخته اند که هر آن کس که دندان دهد نان دهد، بلکه سرافکندگی مردم در ادبیات مورد خطاب ایشان است که مسئولین با انواع جملات نیازمندی و گاها فقر مردم را به رخ ایشان کشیده و کسانی را که از دریافت یارانه انصراف دهند را خادم نظام، عاشق نظام و جهادگر معرفی می کنند که باید پرسید آیا کسانی که انصراف نمی دهند خائن به نظام هستند، علاقمند به نظامشان نیستند؟ جهادگر نیستند؟


مردمی خادم، علاقمند و جهادگر معرفی نمی شوند که امام راحل (ره) در موردشان فرمودند: «انقلاب اسلام، این انقلاب مهم اسلامى، رهین کوشش هاى این طبقه است؛ طبقه محروم، طبقه گودنشین، طبقه‏ اى که این نهضت را به ثمر رساند و توقعى هم نداشت. من شما طبقه گودنشینان را از آن کاخ‏ نشینان بالاتر مى‏دانم؛ اگر آنها لایق این باشند که با شما مقایسه بشوند.» (1)


یقینا اغلب کسانی که اقدام به ثبت نام برای دریافت یارانه می کنند دلشان برای تعالی نظام جمهوری اسلامی ایران می تپد و ایشان بودند که پاره های تن خود را برای دفاع از انقلاب و میهن عازم جبهه های جنگ کردند و حماسه هشت سال دفاع مقدس را آفریدند، اما اکنون که برای دریافت یارانه ثبت نام می کنند با ادبیاتی مواجه می شوند که گاها قلب هر آزاد مردی را جریحه دار می سازد و جدیدا نیز اعلام گردید که به کسانی که از دریافت یارانه ها انصراف دهند کارت همیاری ملی داده خواهد شد!
این امر یعنی اعطای کارت همیاری ملی در دل خود مفهوم مخالفی هم دارد که کسانی هستند که همیار ملی نیستند و لایق دریافت این کارت نخواهند بود.


چند سوال اساسی مطرح است:


۱. آیا سزاست کسانی که به فرموده امام عظیم الشأن (ره): «اینانند که بر همه ماها و شماها حق دارند و همه می بایست دین خود را به آنان ادا کنیم و در خدمت ملت خصوصا مستضعفین که سنگینی این جمهوری به دوش آنان بوده و بدون کوچکترین توقعی در خدمت اسلامند با جان و دل کوشا باشیم» (2) را مورد تحقیر قرار داده و کراراً نیازمندی و فقر ایشان را گوشزد نمائیم؟


۲. آیا شایسته است که بین مردم تفکیک قائل شویم و معیار جهادگر بودن و همیار ملی بودن را ثبت نام و یا عدم ثبت نام برای دریافت یارانه بدانیم؟! آیا کسانی که از خون فرزندانشان گذشتند همیار ملی و جهادگر نیستند؟ آیا مستضعفین و پابرهنگانی که در روزهای حساس به یاری نظام و مسئولین آمدند همیار ملی نیستند؟ آیا جز این است که اغلب شرکت کنندگان در راهپیمائی های همه ساله ۲۲ بهمن و سایر مناسبات انقلابی از همین اقشار آسیب پذیر و به قول دولتمردان نیازمند هستند؟


۳. آیا سزاوار است ارائه بیمه رایگان و یا پرداخت تسهیلات بانکی را منوط به عدم ثبت نام در دریافت یارانه کنیم؟ در حالی که مشکلات مالی و معیشتی دلیل عدم دریافت خدمات بیمه برخی از هموطنان عزیزمان است و هم ایشان اند که برای رفع پاره ای از گرفتاری های خود به دنبال وام قرض الحسنه! بانک ها هستند!


۴.  آیا جز این است که پیشوایان دینی ما برای جلوگیری از تحقیر و خجالت زدگی محرومین، نیمه های شب را برای کمک رسانی به ایشان انتخاب می کردند؟ حال چگونه است که نیاز محرومین باید به رخ ایشان کشیده شود؟! بله اقتضائات زمان، شرائط حاکم بر جامعه و گستردگی طرح هدفمندی یارانه با کمک رسانی در نیمه شب همخوانی ندارد، لیکن اصل قصه که الزام بر رعایت مناعت طبع و حفظ عزت نفس افراد می باشد تغییری نکرده است و باید ابزار و شیوه های درست جهت حفظ آبروی مردم به کار گفته شود.


هستند کسانی که تمکن مالی و درآمد مناسبی داشته و هنوز هم اصرار بر دریافت یارانه دارند، اما چند درصد از مردم عزیز را شامل می شوند که به خاطر عملکرد ایشان صاحبان اصلی نظام اینگونه مورد خطاب قرار گرفته و تحقیر می شوند؟


مسئولین عزیز و محترم جمهوری اسلامی ایران شک نداشته باشند که همین مردم نیازمندی که مورد بی مهری قرار گرفته و می گیرند بدون در نظر داشتن این گونه برخوردها، بازهم در برهه های حساس به یاری مسئولین خواهند آمد و از نظام مقدس خودشان دفاع کرده و حماسه خواهند آفرید اما وظیفه مسئولین چیست؟ حضرت امام (ره) در بیانی زیبا تکلیف مسئولین و خدمتگزاران مردم را مشخص کرده و می فرماید: «این قلب های صاف پاک مردم را نگه دارید. این کشاورزها و ـ نمی دانم ـ کارگرها و اینها بودند که شما را به استانداری رساندند والا شما را استاندار نمی کردند... آن چیزی که اساس است در این مملکت هم سیاست اقتضا می کند هم دیانت اقتضا می کند هم انصاف و وجدان اقتضا می کند این است که این خدمتگزارهایی که مجانی برای شما دارند خدمت می کنند و برای حکومت دارند خدمت می کنند اینها را ارجشان را بدانید» (3)


با آرزوی توفیقات فراوان برای مسئولین و دولتمردان در خدمتگزاری به مردم شریف و عزیز، از ایشان می خواهیم که اینقدر نداری و نیازمندی صاحبان نظام را به رخ ایشان نکشند و با اعلام اعطای کارت همیاری ملی ایشان را که همیاران واقعی کشورند از دایره دلسوزان و یاری کنندگان نظام خارج خارج نکنند که معیار همیار ملی دریافت و عدم دریافت یارانه نبوده و نیست و با تکرار برخی جملات و به کار بردن برخی واژه ها عزت نفس مردم را خدشه دار ننموده و جایگاه اجتماعی افراد را با دریافت و عدم دریافت یارانه مشخص و معین نکنند و با فخر و غرور خبر انصراف سفرا، وکلا، هنرمندان، مدیران و فوتبالیست ها را اعلام نفرمایند.


در پایان بخشی از سخنان امام عزیز را مورد اشاره قرار می دهیم که ایشان با الهام از آموزه های قرآنی و دینی، محرومان و مستضعفان را تکریم کرده و سعی در ارتقاء جایگاه اجتماعی ایشان داشته و فرمودند:


«من وقتى که در انقلاب میدیدم که یک پیرمردى از آن گودنشین ها از آن منزل محقر خرابه بیرون مى‏ آمد و می‏ گفت که ما با بچه‏ هایمان صبح که می‏شود می‏رویم براى تظاهرات، [مباهات میکردم‏]. یک موى شما بر همه آن کاخ‏ نشین ها و آنهایى که در این انقلاب هیچ فعالیتى نداشتند، بلکه کارشکنى هم تا آن اندازه که میتوانستند می‏کردند و الآن هم هر مقدار که بتوانند میکنند، یک موى شما بر همه آنها ترجیح دارد؛ بلکه مقایسه یک موى شما با آنها نباید صحیح باشد.

شما این انقلاب را به ثمر رساندید و گروه هایى که در سرتاسر این کشور این انقلاب را به ثمر رساندند، همان زن و مرد محروم [بودند] و همان هایى که مستضعف هستند و کاخ ‏نشین ها آنها را استضعاف می‏کنند و اینها ثابت کردند که کاخ‏ نشین ها هستند که ضعیفند و پوسیده‏ اند و براى این ملت هیچ کارى نکرده ‏اند و نخواهند کرد. این دانشگاه بود، جوان هاى دانشگاه که آنها هم از محرومین و مستضعفین ‏اند و این طبقه محروم جامعه بود که از همه رفاه ها محروم بود، لکن قلبش مملو از عشق به اسلام و ایمان بود و با آن عشق و با آن ایمان این حرکت را دنبال کرد و شهید داد و در مقابلش چیزى مطالبه نکرد...

شما هستید که کشور را از دست ابرقدرتها نجات دادید و این طبقه عزیز محروم که در ازاى خدمتش غیر از خدا از کس دیگرى چیزى نمی‏خواهد و ما همه رهین منّت شما هستیم و اگر لایق باشیم، خدمتگزار شما. شما بودید که در میدانها، در خیابانها، اجتماع کردید و با مشت گره کرده در مقابل توپ و تانک و مسلسل و اینها ایستادید و با ایستادگى و شجاعت، زن و مرد شما، بزرگ و کوچک شما، فداکارى کرد و شهید داد تا غلبه کرد. و الآن هم که در جبهه ‏ها جنگ است، باز این طبقه محرومند که در تلویزیون نشان مى‏دهد مشغول خدمت هستند. آن کاخ‏ نشینها یک شاهى خدمت در این جنگ نکردند و نخواهند کرد. آنها اگر مشغول افساد و فساد نباشند، بى‏ تفاوت هستند.»

امام راحل با اشاره به حضور پایین شهری ها در دفاع از خاک وطن افزودند:


«و من باید از نیروهایى که در جنگ هستند تشکر کنم و تقدیر... در بین همه این خلبان ها و همه این پاسدارها و همه این ژاندارمرى و ارتش شما یکى را پیدا نمى‏ کنید که از بالا شهرى باشد. همه آنها از این طبقه هستند. پس انقلاب ما مرهون این طبقه هست. این طبقه هستند که این نهضت را بپا کردند و قیام کردند و به پیش بردند و همین طبقه هستند که الآن در سرحدّات مشغول فداکارى هستند و همین طبقه هستند که براى ملت ما ارزش ایجاد مى ‏کنند و شجاعت آنها به همه دنیا ثابت مى‏ کند که این طبقاتى که مشغول به فعالیت هستند در شجاعت فوق آن چیزى است که تصور مى‏کنند.

ما هر روز شاهد یک پیروزی هایى در جبهه‏ ها هستیم [به واسطه‏] همه آنها که سرتاسر این جبهه‏ ها فعالیت مى‏ کنند و آنها هم از همین طبقه محرومند، لکن طبقه فوق همه طبقات هستند. چنانچه شما هم و همه کسانى که، زن و مردى که، در پشت جبهه هستید همه مشغول به فداکارى و مشغول به جنگ هستید. آنها در جبهه جنگ مى‏ کنند و شما در پشت جبهه و این از خصوصیات انقلاب اسلامى است، این از خصوصیات اسلام است، این از چیزهایى است که اسلام تعلیم کرده است بر شما. (4)


پی نوشت ها:
1) صحیفه امام، ج‏۱۴، ص ۲۶۱-۲۶۴
2) حدیث نور، ۱۷/۷/۵۷
3) صحیفه امام، ج ۱۳ ص ۳۸۵
4) صحیفه امام، ج‏۱۴، ص ۲۶۱-۲۶۴



نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
اجرای قانون هدفمندی یارانه ها یکی از آرزوهای دولت های هاشمی و خاتمی بود و این آرزو همچنان بر زمین مانده بود تا اینکه سرانجام در دولت نهم اولین گام آن برداشته باشد.

پرداخت یارانه ی نقدی گر چه حرف و حدیث های زیادی را به دنبال داشت و بسیاری بر توزیع یکسان وجوه نقدی بین همه طبقات و اقشار ملت انتقاد داشتند ولی از آن جهت که همین مبلغ پرداختی می توانست مشکلات مالی بسیاری از اقشار آسیب پذیر را تا اندازه ای حل نماید، قابل ستایش بود.

حال دولت تدبیر و امید با دغدغه های فراوان و صرف وقت بسیار و با تصویب مجلس شورای اسلامی قصد آن دارد که مرحله ای دیگر از هدفمندی یارانه ها را به اجرا بگذارد.

در حال حاضر مهمترین دغدغه ی دولت توزیع یارانه ی نقدی بین اقشار مختلف مردم است، به عبارتی دولت قصد آن دارد تا با تمهیداتی کارشناسانه مسیر پرداخت یارانه ی نقدی را به سوی اقشاری هموار کند که واقعاً نیازمند به آن هستند.

در همین رابطه با تهیه فرمی از مردم خواسته که اطلاعات موجود در آن را تکمیل کنند تا پس از ارزیابی مشخص کنند که به چه افرادی یارانه تعّلق می گیرد بر همین اساس فقط به دو نکته اشاره می شود که امید است دست اندرکاران به آن توجه نمایند.

1) در تمامی اطلاعیه هایی که از صدا و سیما و سایر رسانه ها پخش می شود همواره تأکید می گردد، کسانی که «نیازمند» دریافت یارانه ی نقدی هستند این فرم را پر کنند و ... تأکید بر کلمه «نیازمند» نشان می دهد که این واژه آگاهانه و حساب شده انتخاب شده، و با این هدف، مکرر بیان می شود تا با ایجاد فضای روانی در جامعه، مردم برای جلوگیری از انگ «نیازمند بودن» حاضر نشوند این فرم ها را پر کنند. در حالی که اگر با این منطق و نگاه در توزیع یارانه نقدی به مردم نگریسته شود آنگاه در اقدام نهایی که منجر به توزیع یارانه های نقدی می شود مردم به دو دسته تقسیم خواهند شد. مردمی نیازمند و فقیر که محتاج مستمّری دولت هستند و هم اکنون یارانه نقدی دریافت می کنند و قشری دیگر که بی نیاز و خود را مستغنی از یارانه نقدی دولت می داند. آیا واقعاً پرداخت یارانه نقدی به مردم به معنای نیازمند بودن آنها در این حد است که امروزه تصور می شود یا به معنای  کمکی است به مردم که بتوانند در کنار سایر هزینه هایشان بهتر و آبرومندانه تر زندگی کنند. اگر ملاک نیازمندی به آن شکلی است که آقایان بر آن تأکید می ورزند، دیگر ضرورتی ندارد که این همه تبلیغات کنند. لیست افراد و خانواده های نیازمند در کمیته امداد و بهزیستی و دستگاه های مربوطه موجود است یارانه را نیز به همان ها بدهند. قرار بود با اجرای قانون هدفمندی یارانه ها و شکوفایی اقتصاد به عزت ملت کمک شود نه اینکه ملت شریف ایران را اینگونه تحقیر نمایند.

2) در ردیف مبالغ درآمدی خانواده آخرین گزینه ای که آمده مبلغ دو میلیون و پانصد هزار تومان به بالا می باشد و مفهوم آن این است که چنین اشخاصی علی القاعده از دریافت یارانه نقدی محروم خواهند شد. سؤال این است آیا درآمد دو میلیون و پانصد هزار تومانی برای یک خانواده -حتی جمع حقوق دو نفر - می تواند کفاف درآمد ماهانه ی خانواده ها را بکند؟ شاید درباره ی خانواده ای که تعداد افراد آن در حداقل هستند و منزل مسکونی و خودرو و سایر نیازمندی های اولیه را دارند و خود یا فرزندانشان نیز دانشجوی دانشگاه آزاد نیستند کفاف کند ولی در مورد سایر خانواده ها چطور؟

بسیارند خانواده هایی که همین مبالغ یا حتی بیشتر از این درآمد را دارند ولی باز هم کفاف زندگیشان را نمی کند. فرض کنید خانواده ای که برخی از فرزندان آن ها در دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل هستند، یا خانواده هایی که فرزندان آنها می خواهند ازدواج کنند و باید خود را برای هزینه سنگین ازدواج آماده کنند. یا خانواده هایی که برخی از اعضای آن ها دچار بیماری صعب العلاج هستند که مجبورند هزینه های سرسام آور پزشکی آن را بپردازند، یا خانواده هایی که به ضرورت وام های سنگینی را گرفته اند و مجبورند اقساط آن را بپردازند... در این صورت آیا عادلانه خواهد بود که به صرف داشتن چنین درآمدی از دریافت یارانه نقدی محروم شوند.

در همین رابطه پیشنهاد می شود در تمامی اطلاعیه ها کلمه «نیازمند» حذف شود و در مورد فرم ها نیز به گونه ای عمل شود که در کنار درآمدهای فرد نیازمندی ها یا هزینه های خانوارها که هم اکنون یا در آینده ای نزدیک با آن دست گریبان خواهند شد قید شود تا مردم از خدمات نظام جمهوری اسلامی ناامید شوند. یادمان باشد که دولت جناب روحانی نام «تدبیر و امید» را برخود گذاشته، مراقب باشد همه برنامه هایش با این دو واژه سازگاری داشته باشد.

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
تبادل لينك

ابتداي لينك و لوگوي ما را از سمت راست سايت كپي و در سايت خود قرار داده

سپس در بخش نظرات ما را مطلع سازيد

شاد و سرافراز باشيد


لينكها را در ادامه مطلب ببينيد

-


نوشته شده در جمعه یکم فروردین 1393ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


اگه فقط 60 ثانيه زنده باشيد و بخوايد حرف آخرتون رو به

عزيزترينتون بگيد ، چي بهش ميگيد ؟


نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

براي مهندسين بن بستي وجود ندارد

آنان يا راهي پيدا مي كنند يا راهي مي سازند

روز مهندس بر تمامي مهندسان

كشور اسلاميمان ايران

مبارك

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

قدرت رسانه بیش از اون چیزیه که فکرشو میکنیم ؛

همیشه اون چیزی که در رسانه ها میبینیم حقیقت ندارند...

سعی کنیم زود قضاوت نکنیم...


نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

http://media.isna.ir/content/(13).JPG/3

اواخر ماه گذشته بود که خبر رسید که بالاخره بعد از یک سال کش و قوس های به وجود آمده

بین وزارت نفت و بابک زنجانی،

بالاخره مرد 23 هزار میلیاردی راضی شده تا بدهی 2 میلیارد و 60 میلیون یورویی خود به وزارت نفت را

 پرداخت کند.

این خبر در حالی از سوی محمد علی پورمختار رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس مطرح شد

که تنها چند ساعت بعد از سخنان وی،

مسئولان بانک مرکزی نسبت به این اظهار نظر موضع گیری کرده و عدم واریز بدهی نفتی

بابک زنجانی خبر دادند.


اطلاعات تكميلي در ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

از فقر مینویسم بایک دل  پرازدردشاید مرحمی باشد برای این قشر پر درد
از فقر مینویسم ،با دستهای خالی
سفره پراست امشب از شامی خیالی.
معتاد زجر بودیم ،باید که می کشیدیم
خواب غذا می دیدیم از خواب می پریدیم.
دلهای همسایه ها ،برای ما کباب بود
سارا ولی هنوزم شبها گرسنه خواب بود
با اشک مینویسم ،بابا نان ندارد
شاید که معجزه شد از اسمان ببارد
دیوارها شعار، مرگ بر فقر دادن
صندوقهای خیریه در حد یک نمادن
محکوم به فقر بودیم ، محکوم به فرق و تبعیض
دلخوش به وعدهایی ،از چیزهای ناچیز
از فقر مینویسم، با این که نیست حالی
این قصه ای حقیقیست ،از دارایی خیالی   از فقر مینویسم.......

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

طرف رو تو پوست خر قایم کردن از کوه و جنگل ردش کردن

 

 قاچاقی رسوندنش ترکیه ٬

 

از اونجا رفته ۶ ماه کمپ پناهجوها

 

 ۳بار پلیس دستگیرش کرده

 

باز فرار کرده آخر خودشو رسونده انگلیس

 

 هنوز دو ماه نشده میره برنامه بفرمایید شام میگه :

 

 تنها آرزوم اینه كه برگردم ایران !!!


( خودتي )

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


زمان ما که كلوب ﻭ فیس بوک وﻟﭗ ﺗﺎﭖ ﻭ ﺗﺒﻠﺖ ﻭ ... ﻧﺒﻮﺩ که !


ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕِ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺸﯿﻨﯿﻢ ﺟﻠﻮ ﭘﻨﮑﻪ ﺑﮕﯿﻢ :


ﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁ


نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


آقاي سيد محمد خاتمي اخيرا در ديدار اعضاي ستاد بزرگداشت مرحوم آيت الله طاهري مطالبي گفته كه بايد با چهار كلمه حرف حساب با او در آن تامل كرد؛
كلمه اول:
خاتمي در اين ديدار گفته است :" بياييد دل ها را از كينه پاك كنيم ، همه كنار يكديگر باشيم و با فضاي برادري همه بتوانيم براي كشور كار كنيم . (1) و نيز گفته است :"فضا براي دوستاني كه در اين مدت به خاطر تفكرشان و متفاوت بودن ديدگاه و رويكرد متفاوت شان با كساني كه حاكم بودند مورد ستم و فشار قرار گرفتند ، بازتر شود." (2)
آقاي خاتمي بايد به چند سئوال پاسخ دهد؛
1- دلهاي چه كساني در اين مدت پر از كينه بود؟
2- چه كساني مورد ستم و فشار قرار گرفتند؟
3- تفكر اين جماعت و متفاوت بودن ديدگاه آنان چه بود؟
اگر آقاي خاتمي به اين سه سئوال پاسخ شفاف و منصفانه و منطقي بدهد مي‌توانيم اميدوار باشيم راه براي خالي شدن دلها از كينه و نيز فضاي باز هموار شده است .
آقاي خاتمي به پاك كردن دلها از كينه فكر نمي كند. او در حقيقت به پاك كردن صورت مسئله اي مشغول است كه از طريق حقوقي و حقيقي حل نشود. صورت مسئله فتنه سال88 را با آلودگي صوتي كه امروز برخي جرايد تحت مديريت اصلاح طلبان و برخي زعماي اصلاح طلب توليد مي كنند
نمي توان تغيير داد.
يك انتخابات 85 درصدي در سال 88 برگزار شد. منتخب ملت نزديك به 25 ميليون راي آورد و 72 درصد آراء را به خود اختصاص داد . اما رقيب اين پيروزي را بر نتابيد و شروع كرد به شورش عليه جمهوريت نظام. اين شورش با حمايت سرويس هاي امنيتي آمريكا ، اسرائيل و انگليس و همكاري منافقين و ضد انقلاب داخلي و خارجي نه عليه دولت و شخص رقيب ، بلكه عليه انقلاب، اسلام و نظام ساماندهي شد.
شعارهاي روز قدس ، روز 13 آبان ، روز 16 آذر و عاشوراي سال88 شاهد اين ادعاست . آقاي خاتمي بايد به اين سئوال پاسخ دهد؛ آن دلهاي پر كينه از امام ، انقلاب و نظام كه در آن روزها شرارت كردند آيا مي تواند از كينه خالي شود؟
22 نفر در اين آشوبها شهيد و شماري هم كشته شده اند . آقاي خاتمي چه پاسخي براي شهداي آشوبهاي سال88 و چه جوابي براي كشته هاي آن دارند؟ ستم به اينها را چه كسي بايد پاسخگو باشد؟ پاسخگوي خون آنها كيست؟
آنها كه شورش به راه انداختند ستم كردند يا كساني كه در برابر شرارت خارجي و عمال داخلي آنها از انقلاب و نظام دفاع كردند ؟
تفكر اين جماعت كه آقاي خاتمي از آنها دفاع مي كند، چيست؟
ديدگاه متفاوت آنها كدام است؟
آيا پس از 4 سال باز معتقدند دولت دهم با تقلب روي كار آمد و همه
تصميم گيريها و تصميم سازيها در اين چهار سال مشروعيت قانوني ندارند؟
آيا معتقدند كه در اين 8 سال كه اصلاح طلبان از حضور در دولت محروم بودند ملت به قهقرا رفته و همه پيشرفت ها و خدماتي كه بويژه به مردم محروم شده ، سراب است ؟
آقاي خاتمي بايد در مورد اين تفاوت و آن تفكر قدري با مردم سخن بگويند .
كلمه دوم:
آقاي خاتمي در اين ديدار گفته است :" بايد به راي اكثريت احترام بگذاريم هيچ كس به فكر انتقام نباشد . معناي درست دموكراسي هم حاكميت اكثريت است."(3)
اين حرف درستي است ، اما آيا بايد حرمت اكثريت را وقتي پاس بداريم كه جريان آقاي خاتمي پيروزشده است؟
اگر قرار است به راي اكثريت احترام بگذاريد ، چرا در سال 88 اين احترام را به فرد پيروز نگذاشتيد ؟ او را با توپخانه دروغ ، تهمت و اهانت كوبيديد و در مقام انتقام از مردم، فرمان شورش خياباني و نافرماني مدني صادر كرديد؟
اگر صدور اين فرمان متوقف شده است چرا آن را اعلام نمي كنيد؟
البته مردم در قيام 9 دي آن فرمان شوم را متوقف كردند نه اينكه حضرات دستور آتش بس صادر كردند!
خوب حالا جريان اصولگرا به راي اكثريت احترام گذاشته است و راي ميلي متري فرد پيروز را به رسميت شناخته ، تبريك گفته و دولتي كه آنها عليه آن دست به شورش زدند مقامات و پستها را دو دستي تقديم شان كرد . حتي وقتي شوراي نگهبان ، فردي را كه تفكر رئيس جمهور وقت را نمايندگي مي كرد رد صلاحيت كرد لام تا كام سخن نگفتند و به نظارت استصوابي هم رضايت دادند.
در اين حال و هوا لازم است رهبران كودتا عليه راي ملت در مقام عذرخواهي بر آيند و اگر اين كار را نمي كنند حداقل آقاي خاتمي از آن همه شرارت تبري بجويد.
جريان اصلاح طلب در سال 88 انتقام خود را از مردم و نظام با شورش خياباني گرفت و فرصت هاي تاريخي در سياست داخلي و خارجي را به تاراج داد. اكنون كه لباس افراطي گري را در آورده و لباس اعتدال پوشيده است ، احترام به راي اكثريت يك گام به جلو است . به شرطي كه اين اقدام در وقتي كه فرد پيروز مورد علاقه و پسند آنها نبود همچنان محفوظ بماند.
كلمه سوم:
آقاي خاتمي در اين ديدار گفته است : " كساني به مظهر انقلاب تبديل شده اند كه هيچ نسبتي با تفكر و سوابق انقلاب ندارند."(4)
قطعا آقاي خاتمي براي بيرون شدن كينه از دلها اين حرف را نزدند . چون دارند تخم كينه از كساني را كه به زعم او هيچ نسبتي با انقلاب ندارند اما مظهر انقلاب هستند ، مي كارند.
البته ازباب شفاف گويي بايد نام و نام خانوادگي اين افراد ، شماره شناسنامه و شماره كارت ملي شان را بدهد تا مردم با آنها آشنا شوند
اما وي در اين ديدار از آقاي منتظري به عنوان يكي از اركان و تئوريسين بزرگ انقلاب اسلامي ياد كردند .
خوب است وي در ديدارهاي بعدي نسبت اين ركن انقلاب و تئوريسين انقلاب را با امام (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي و بويژه نامه 6/1/68 ايشان مشخص كنند.
تجليل از آقاي منتظري در اين اندازه با سوابق او كه در آخرين روزهاي حيات امام ، خون به دل امام و انقلابيون كرد چه معني مي دهد؟
كلمه چهارم:
آقاي خاتمي در اين ديدار گفتند: " امام محور و رهبر انقلاب ماست اما قرائت هايي امروز وجود دارد و آزاد است و مصونيت دارد و مي تواند قرائت ما را از امام مورد تنگنا قرار دهد."(5)
قرائت امام چيست؟ نسبت قرائت آقاي خاتمي با قرائت امام كدام است؟ آيا همين تجليل از آقاي منتظري تفاوت قرائت آقاي خاتمي با قرائت امام (ره) را بازگو نمي كند؟
آيا تفاوت قائل شدن بين راي اكثريت ، هنگامي كه حضرات پيروزند و هنگامي كه عدم توفيق دارند‌، نوعي تفاوت با قرائت امام نيست ؟
طبقه متوسط كه آقايان آن را نمايندگي مي كنند راي 72 درصدي رقيب آن هم در انتخابات 85 درصدي را بر نمي تابد . نه اينكه بر نمي تابد بلكه عليه آن قيام مي كند ولو نظام در لبه پرتگاه قرار گيرد.
اما قرائتي از جمهوريت وجود دارد و مي گويدحتي اگر راي ميلي متري باشد ، چون راي ملت حق الناس است بايد به آن احترام گذاشت.
آيا الآن اين قرائت از جمهوريت كه همان قرائت امام از جمهوريت است، قرائت آقاي خاتمي را در تنگنا قرار داده است !؟
اين تنگنا چيست؟ آيا اين تنگنا ، تنگناي صداقت ، شفافيت، پايبندي به نظام و انقلاب و مردم نيست؟ آقاي خاتمي و دوستانشان بايد از اين تنگنا خارج شوند.راه خروج از تنگنا آن است كه دست از كينه با برادران ايماني خود كه امام (ره) در منشور برادري ، مشروعيت آنها را امضا كرده اند ، بردارند.
راه خروج از تنگنا آن است كه با نامحرمان انقلاب بويژه منافقين و
ضد انقلاب ، مرز خود را مشخص كنند و در ايام بحران در كنار انقلابيون بايستند نه اينكه اگر همراهي نكردند و سكوت معنا دار در برابر شرارت ضد انقلاب كردند ، آن را به عنوان منت بر سر انقلاب و نظام مطرح كنند. ( آن طور كه در نطق دفاعيه برخي وزرا بود)
امروز آقاي خاتمي مي گويد: " اصلاح طلبي با اعتدال سازگار
است ."‌(6)
ما نيت خواني نمي كنيم اما سئوال اين است ؛ اين سازگاري چرا در شورش هاي سال88 خود را نشان نداد ؟
آن روزها كه امام ، انقلاب و نظام و مردم زير بار شرارت جنگ نرم دشمن بودند چرا گفتمان اعتدال در اصلاح طلبي به داد انقلاب نرسيد؟


نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
 

1- همیشه از بچگی یه موضوعی برام سوال بوده

این چوب بستنی ها هست که دکترها می کنن تو حلق مریض، کیم هاش رو کی خورده!؟

2- همیشه پدرها به پسرشون به عنوان یه فرصت دوباره نگاه می کنن. برای جبران کارهایی که خودشون

نتونستن بکنن


3- تنها کسی که اگر با دسته گل برود خانه سرزنش می شود دختر گل فروش است

4- رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟

کارمند: بله!

رئیس: خوب است. چون ساعتی پیش پدربزرگ تان به اینجا آمده و می خواهد شما را ببیند، همان که دیروز برای

شرکت در مراسم تشییع جنازه اش مرخصی گرفته بودید.


5- از دوره نقاهت خیلی راضی ام به عشق همین مریض میشم اصلا!

6- هموطن گرامی یارانه شما به زودی قطع خواهد شد، شما در قصابی دیده شدید. (گشت نامحسوس ستاد

هدفمندی یارانه ها)


7- قدیما یکی چشم می خورد واسش تخم مرغ می شکستن، الان یکی تخم مرغ می خوره چشمش می زنن!

8- دنیا پر از آدم های مصمم است. عده ای تصمیم می گیرند کار کنند... عده ای هم تصمیم می گیرند بگذارند

آنها کار کنند.


9- گاهی یک شب از زندگی، هزار و یک شب عربی است.

10- لنی با جوانی که انگلیسی نمی دانست رفیق شده بود. به همین دلیل رابطه شان با هم بسیار خوب بود اما

سه ماه نگذشته بود که جوان شروع کرد مثل بلبل به انگلیسی حرف زدن و فاتحه رابطه شان خوانده شد. فورا

دیوار زبان میان شان بالا رفته بود. دیوار زبان وقتی کشیده می شود که دو نفر به یک زبان حرف می زنند. آن وقت

دیگر مطلقا نمی توانند حرف هم را بفهمند.(خداحافظ گاری کوپر: رومن گاری)


11- یه پسرخاله دارم به باباش میگه پدر، به مامانشم مادر، میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم!

12- الان یه پرتقال خوردم مزه نارنگی می داد. یادش بخیر قدیما حداقل میوه ها فتوشاپی نبودن!

13- این کتابای ریاضی آسون ترین مثال هارو خودش حل می کرد بعد سخت ترین مساله هارو می ذاشت ما حل

کنیم، ایکبیری!


14- حشره کش خالی کردم تو اتاقم، من سر درد گرفتم دارم می میرم. پشه همه رو آینه اتاقم وایساده داره

شاخکاشو مرتب می کنه


15- طرف می گفت دوست دارم بچه ام پسر باشه که نسل بابام باقی بمونه! انگار باباش ببر مازندرانه...

16- شانس فقط یک بار در خونه آدم رو میزنه، بدشانسی که دستش رو از روی زنگ برنمی داره، بدبختی هم که

کلا کلید داره!


17- کافیه بنا بزاری یکی رو نبینی و باهاش رو به رو نشی، تو یه کوچه خلوت تو کلکته هندوستان داری بستنی

می خوری، از رو به روت درمیاد.


18- اولین بار که تو عمرم تقلب کردم:

سال اول ابتدایی؛ امتحان ریاضی: پیس پیس (خطاب به جلوییم) گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش؟

جلوییم: چپ!

من: چپ کدوم طرفه؟

19- با بابام حرفم شده میگه: واسه خاطر 40 تومان یارانه باید این الدنگ رو تحمل کنیم!

20- وقتی با یک انگشت به سمت کسی اشاره می کنی و مسخره اش می کنی اگه خوب به دستت دقت کنی

سه تا انگشتت به سمت خودته


21- یه بار با بابام دعوام شد ولی چون امکانات نداشتم نتونستم خواننده بشم بی خیال شدم باهاش آشتی

کردم


22- اینقدر می گفت دورت بگردم و دورم گشت که وقتی به خودم اومدم دیدم دورم زده رفته

23-  جمله ای که هر انسان به طور غریزی هربار هنگام دیدن عکسای قدیمی به کار می بره: «چه قد لاغر بودم

 

24- کاشکی تو زندگی واقعی ایم angry birds بودم و آدم با هرکی حال نمی کرد چندتا از اینا ول می داد تو سر

و صورتش


25- شماره بعضی ها رو باید تو گوشیت نگه داری؛ نه واسه اینکه بهشون زنگی بزین، بلکه واسه اینکه اگه اونا

زنگ زدن جواب ندی!


26- بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه هامون می کنیم:

نیمه می شنویم؛ یک چهارم می فهمیم، هیچی فکر نمی کنیم! و دو برابر واکنش نشون می دیم.

27- واقعا چه حوصله ای داره این پشه تا طبقه شش میاد واسه دو قطره خون، یکی نیست بگه اسکل عین

همین خون تو همکف هم هست!


28- مردی که فردای روز پدر جوراب پاره پاش باشه، تنهاترین مرد دنیاست

29- بابا آب داد... بابا نان داد... بابا سواری داد... بابا جوانیشو داد...

30- از خودآزاری های دوران بچگی میشه به زبون زدن به دو سر باتری کتابی اشاره کرد

31- ترسناک ترین سوال: آخرین نفر کی دستشویی رفته؟

32- بابام هنوز معتقده که چون من همیشه پای اینترنتم پول تلفن زیاد میاد!

33- پدر چیست: مردی است که نیمه شب ها از خواب برخواسته و کولر را خاموش می کند

34- بعضی وقتا وقتی یکی میگه «ببخشید اشتباه کردم» بهتره قبول کنید چون «خوب کردم اشتباه کردم»

آپشن بعدیه که بهتون ارایه می ده


35- به دو دلیل زندگی می کنم: 1- به دنیا اومدم 2- هنوز نمردم

36- اگه دیوید بکام اسم پسرش را می ذاشت ایام، صداش می کردند ایام بکام، حال می کرد!

37- ما هم دختر همسادمون سنتور میزد، کلی عاشقش شدیم بعد فهمیدیم داداشش بوده!

38- تو بچگی مون از تکلیف عذاب می کشیدیم الان داریم از بلاتکلیفی عذاب می کشیم

39- به عشق در نگاه اول اعتقاد داری یا یه بار دیگه از جلوت رد شم؟!

40- می خوای فیلم ببینی هرچی داری آشغال به نظر میاد! می خوای هارد رو خالی کنی همش خوب می شه

41- تو امتحانا دنبال این نیستن که ببینن چقدر حالیته، هی می خوان ببینن چی بلد نیستی!

42- امسال نمایشگاه کتاب نرفتم. خودم تو خونه سیب زمینی سرخ کردم خوردم!

43- بابا گفت برو تو سایت این یارانه ها ببین قضیه چیه می ترسم برم توش یهو خفتم کنه بگه حالا که اومدی بیا

انصراف بده!


44- آدما هم مث عکسا با بزرگ تر کردنشون دچار افت کیفیت میشن

45- بیاین اعتراف کنیم که حالمون از صدای ضبط شده خودمون بهم می خوره. بیاین!

46- مرد عاشق بشه دنیا رو با خبر می کنه، زن عاشق بشه فقط به نزدیکاش میگه، مرد جدا بشه نزدیک تریناش

می فهمن، زن جدا بشه همه دنیا


47- سه ماهه نرفتم سلمونی از ترس اینکه اگه برم ازم عیدی می گیره!

48- فاصله بین پشت تخت و دیوار واسه همه چیزای گمشده جا داره

49- گاهی می خوام یه قابلمه برنج بریزم جلوی لونه مورچه ها اینقدر برای یه لقمه نون جون نکنن

50- به دوره ای از زندگی رسیدم که تنها کسایی که بهم احترام میذارن درهای اتوماتیک هستن

51- این ارتفاعات چون تهرانه اسمش انقد باکلاسه. اسمشو گذاشتن بام. همین اگه تو شمال بود، الان اسمش

دراز کلا بود!

نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل



به بقالی ها و سوپرمارکت های محل های فقیر نشین برید

و از مغازه دار بخواهید دفتر بدهی های مشتریان رو بهتون نشون بده

بدون شک زنان بیوه و فقیرانی را خواهید یافت که

اجناس و مایحتاجشون رو بصورت نسیه میخرند .

و صبر میکنند تا حقوقشون رو دریافت کنند و یا اینکه از جایی بهشون کمک برسه ،

خواهید دید حجم بدهی هاشون در دیدگاه شما بسیار کم خواهد بود

ولی برای آنان بار سنگینی در زندگیشان هست .

بدهی هایی که قادر هستید رو بپردازید ،

حتی اگر توانستید جزیی از اون رو پرداخت کنید .

هر ماه این کار رو در مغازه های مختلف تکرار کنید

تا این خیر شامل تعداد زیاد از خانواده ها شود .

اگر حتی قادر به اینکار نیستید این ایده و فکر رو به دیگری بگید

شاید دیگری آنرا عملی کند و شما نیز از اجر و ثواب آن بهره خواهید برد.

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

گربه و تنگ ماهی

زنده باد بهار این روزها با فرارسیدن نوروز و فصل بهار، مردم به دنبال خرید عید و سفره هفت سین هستند. ماهی قرمز یکی از ملزومات سفره هفت سین است. ایرانی ها از ماهی مراقبت ویژه ای می کنند زیرا این موجود نماد زندگی است. باید از زندگی مراقبت کرد. اینجا است که باید گفت "زنده باد بهار!"
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


یاابن الحسن - آقا جان دلمون پر از درد وچشمامون پر از اشکه

کجایی ای منتقم آل محمد (ص) 


نه مسلمان ، نه مستضعف ،

فقط انسان


میانمار


در صورت تمايل به ديدن تصاوير ( 18+) به ادامه مطلب مراجعه نمائيد

بقيه در ادامه مطلب

 

نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
 

زير پا كشي

        مارگارت موبري، يك كارشناس ضد اطلاعات و مسئول حل چند مورد از تهديد كننده ترين قضاياي كشور استراليا طي جنگ جهاني دوم بود. او ميزان شگفت آوري از بردباري را در پيشرفت موارد كاري خود نشان داد تا اينكه مدركي كه منجر به تعقيب و پيگرد مي شد، پيدا كند.
موبري در surrey   انگلستان متولد شد. پدرش يك تاجر چوب در لندن بود كه بعدها يك  سخنران جهاني علوم سياسي شد. پس از سفر با پدر، در جريان تورهاي سخنراني اش، خانواده ي او سرانجام در استراليا محلي كه موبري در يك مدرسه راهبه ها(صومعه) شركت كرده اقامت گزيدند.
در سن 17 سالگي يك پرستار شد و شب ها به مطالعه علوم ادبي باستان(ادبيات كهن) ادامه داد. زماني كه با همسرش استفان موبري كه يك مهندس نيوزلندي و بسيار مسن تر از او بود آشنا شد، تنها 19 سال داشت، كه فقط پس از گذشت دو سال از ازدواجشان از يكديگر جدا شدند.
پس از طلاق موبري آواره و سرگردان بود،او طراحي را امتحان كرد، اما موفق نبود، حرفه ي نمايش را آزمود و در يك دوره نمايش موزيكال بي محتوا ظاهر شد. از اينكه مردان حاضر در اين نمايش را بسيار خطرناك يافت، به تئاتر روي آورد و روي صحنه ظاهر شد و در سال 1933 در يك اپراي كوچك آلماني به نام «مهمانخانه ي  اسب سفيد» كه يك كمدي توأم با بد زباني و فحاشي بود، نقش ايفا كرد. اين تئاتر توسط يك كمپاني از هنرپيشه هاي سياح آلماني توليد مي شد و نقش هاي بازيگران جوان آن همگي متعلق به دوران جواني هيتلر بود. اين تجربه براي موبري دوستي و رفاقت هايي به ارمغان آورد كه در سال هاي بعد دسترسي به گروه هاي مخالف حاكميت موجود را كه وي به خاطر سرويس ضد اطلاعات استراليا در آن ها نفوذ پيدا كرده بود، براي او ممكن ساخت. هنگامي كه اين سفر به اتمام رسيد، به منظور گشايش يك قهوه خانه به سبك آلماني كه او به مزاح نام آن را مهمانخانه ي اسب سفيد گذاشت به  Brisbane رفت. مهمانخانه ي او محلي براي گردهمايي و تجمع هنرپيشه هاي آلماني و استراليايي، انديشمندان و مفت خورهاي اهل   Bahem  شد. پس از اينكه ساختمان قهوه خانه فروخته شد، او مبادرت به فروش لوازم آرايشي كرد، اما خيلي زود اين كار را رها كرد.
        او يك افسر اطلاعاتي استراليا را ملاقات كرده بود و طولي نكشيد كه آن ها در دام عشق يكديگر افتادند.آن ها قصد ازدواج داشتند، فقط موبري كاتوليك هنوز حس تقيد و پايبندي به پيمان با شوهر سابقش را داشت.
 بر حسب اتفاق اين افسر اطلاعاتي استراليايي تقريباً زماني كه همسر سابق موبري بر اثر تصادف و حادثه كشته شد، از موضوع مطلع بود.
موبري در خلال روابطش با اين افسر اطلاعاتي، افسرهاي زيادي را در سرويس ضد اطلاعات استراليا ملاقات كرده بود.
آن ها شغلي را در ضد اطلاعات به عنوان كارمند بايگاني به او پيشنهاد كردند، پس از اينكه او خود را در اين مسئوليت تثبيت كرد، ترفيع پيدا كرد و در ميان جامعه ي مهاجر استراليا به منظور جستجو و  يافتن براندازان نظام افرادي كه خائن بودند، مشغول به كار شد.
      موبري در سال 1942 هنگامي كه توسط سرويس ضد اطلاعات استراليا استخدام شد 30 سال داشت، شغلش اين بود كه در تلاشي به منظور نماياندن و آشكار ساختن قفقازي هايي كه در حال جاسوسي براي ژاپني ها بودند با تمام طبقات جامعه ي استراليا و تازه واردين ارتباط برقرار نمايد.
در سال 1942 ژاپني ها ضمن تصرف جزيره پس از جزيره در حال حركت به سمت جنوب به سوي استراليا بودند. سرويس ضد اطلاعات استراليا اغلب يك سري اخباري دريافت مي كرد مبني بر اينكه فرد معيني عقايد مخالف يا ضديت با اهداف مرتبط با تمايلات استراليايي اظهار كرده بود. آن ها مخصوصاً هنگامي كه فردي اظهار همدردي با ژاپني ها مي كرد و تمايل به زندگي تحت قوانين ژاپني را نشان مي داد يا هرگونه اشتياقي در جهت مساعدت به تهاجم ژاپن بروز مي داد، نگران مي شدند.
وظيفه ي موبري اين بود كه عقايد و نيات مخالفين را اظهار كند و براي سياست هاي اعدام و قتل وانمود به همدردي كند.
اگر موبري در دسترس بود فوراً به همراه دستورالعمل هايي به منظور نظارت و كنترل دقيق، صداقت و درجه وفاداري هاي آن فرد نزد او روانه مي شد. او وانمود مي كرد آن فرد را به طور تصادفي ملاقات كرده و سپس وي را به نحوي آماده مي كرد كه محرم نزديك و تفكرات آن فرد مي شد.
       در سال 1942 موبري در قضيه اي مسئوليت كنترل گله داري از كوئينزلند را عهده دار شد. سوانسن گله دار كوئينزلندي آشكارا از همه چيز و همه كس تنفر داشت، موبري در خلال يك سري ملاقات هاي اتفاقي رفيق و همراه او در روز و شب و حتي با او هم بستر شد، او به استدلال و مجادله سوانسن گوش فرا داد كه اظهار مي داشت ژاپني ها مي توانند  سعادت بيشتري براي گله داران استراليايي فراهم كنند، يا اينكه ژاپني ها شرافتمندتر از آن بودند كه فكر حمله به استراليا را داشته باشند ويا مي گفت نازي ها(آلماني ها) واقعاً مردم بدي نبودند فقط نسبت به آن ها سوء تفاهم وجود داشت و يا يهودي ها شايستگي هر آنچه را كه هيتلر در حق آن ها انجام داده بود، داشتند و اينكه فلسفه ي برتري نژاد  Nordic  در نظر نازي ها اساس و پايه داشت. موبري وانمود كرد كه با كينه ي او موافق است.
موبري با تحسين ظاهري او به علت نقطه نظرات انساني اش او را تشويق مي كرد. او مكاتبات مكررش را با بيان اين مطلب كه براي خانواده اش نامه ارسال مي كرد، براي سوانسن توضيح مي داد.
      سوانسن همچنين مظنون بود به فراهم ساختن يك سرويس سوخت گيري مجدد براي زير دريايي هاي ژاپني، كه حوالي سواحل استراليا تردد داشتند. صدها بشكه نفت در مزرعه اش كه مجاور ساحل بود پيدا شده بود. تحليل گران در «كاتبرا» با كنار يكديگر قرار دادن گزارش هاي موبري و اطلاعات ديگر كه احتمالاً با كنترل شنود راديويي ژاپني ها به دست آمده بود، روزي را كه به اعتقاد آن ها سوانسن مشغول سوخت گيري مجدد يك زير دريايي ژاپني بود، استنتاج كردند.
سرويس اطلاعاتي استراليا در يادداشتي كه به ظاهر از جانب خانواده موبري بود به موبري فهماندند كه مزرعه سوانسن مورد حمله قرار مي گيرد، موبري به سوانسن گفت كه مجبور است براي ملاقات يكي از اعضاي خانواده اش كه بيمار است در روز مقرر براي حمله به سيدني برود همانگونه كه انتظار مي رفت افسران ضد جاسوسي استراليايي سوانسن را كه در حال انتقال محموله ي نفت توسط يك قايق كوچك به يك زير دريايي در حال انتظار ژاپني بود را دستگير كردند.
از ديگر فعاليت هاي اطلاعاتي كه موبري دست اندركار آن بود يك پزشك برجسته را گرفتار كرد. پزشك مذكور يك طرفدار گستاخ موسوليني بود و برهمين اساس مظنون به داشتن نيات مخالف بود.
موبري به مدت 6 هفته نقش بيمار او را بازي كرد و دريافت كه او توانايي اجرايي موسوليني را تحسين مي كند  اما هنوز يك استراليايي وفادار است در آن زمان افراد بسياري توانائي هاي اجرايي موسوليني را مي ستودند. مضحك اين بود كه گرچه همه چيز در مورد فاشيسم موسوليني نكوهيده بود و گرچه ايتاليا سقوط كرده بود، ولي او اتوموبيل هاي خيابان را وادار به حركت سر وقت ساخته بود.
 با نزديك شدن به پايان جنگ، موبري براي سرويس اطلاعاتي ژاپن آن قدر شناخته شده بود كه ديگر نمي توانست به كار ادامه دهد. ژاپني ها در حال كاهش عوامل اطلاعاتي خود بودند كه به قصد توقف موبري يا هر فرد ديگري مانند او به استراليا فرستاده بودند. حدود يك سال قبل از آنكه جنگ واقعاً پايان يابد. موبري سرويس اطلاعاتي استراليا را ترك كرد و به  Brisbane جايي كه مديريت آموزشگاه زيبا را داشت، برگشت.
از آنجا كه او در استراليا به خوبي شناخته شده بود. لذا به منظور داشتن يك زندگي نسبتاً آرام ترتيب بازنشستگي خود را داد

 با ما تماس بگيريد

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل



               
               جلوگيري از وقوع جرايم بستگي به همكاري شما دارد. در همه امور، پيش‏گيري مطمئن‏تر، سهل‏تر و مقدم بر درمان است.


   
هنگام حمل پول نقد يا اسناد با ارزش حتماً از اتومبيل استفاده كرده و از پياده روي بپرهيزيد.

         از به نمايش گذاشتن پول همراه خود اكيدا بپرهيزيد.
    هنگامي كه قصد ترك اتومبيل را داريد كيف دستي خود را درون خودرو نگذاريد.
    هنگام حمل پول نقد يا اسناد با ارزش از خيابان هاي خلوت تردد ننماييد.
    كيف قاپي معمولابا موتورسيكلت هاي تندرو و يك نفر ترك نشين با كلاه انجام مي‏شود بنابراين مواظب اين قبيل موتورسواران باشيد.
    كيف دستي را با دستي كه مجاور ديوار و يا جوي آب است حمل نموده و از حركت در سطح سواره خيابان بپرهيزيد.
    هنگام باز نمودن درب اتومبيل يا صندوق عقب يا تماس تلفني از گذاشتن كيف بر روي زمين خودداري نماييد.

    اگر قصد معامله‏اي را داريد كه لازم است پول نقد حمل كنيد يا اسناد با ارزشي را با كيف خود جابه‏جا كنيد موضوع را با افراد غيرمطمئن بازگو نكنيد.

        در هنگام خروج از بانك از قرار دادن پول در كيسه‏هاي نايلوني جدا خودداري نماييد.
    ممكن است پس از خروج از بانك اتومبيل‏تان توسط سارقين پنچر شده باشد بنابراين ابتدا كيف همراهتان را در داخل اتومبيل قرار داده و درب‏هاي اتومبيل را قفل كنيد و سپس اقدام به پنچرگيري نماييد.
    در رستوران كيف خود را به پشت صندلي آويزان نكنيد.
    بايد هنگام استفاده از تلفن  كيف خود را نزديك بدنتان يا در دستي كه آزاد است نگه داريد و اطمينان حاصل كنيد كه با امنيت كامل و محكم آن را نگه داشته ايد
 
با ما تماس بگيريد
 
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

اگر می‌خواهید یک فرمانده شکست بخورد یک کتاب پر از دستورالعمل به او دهید؛

اگر می‌خواهید پیروز شود، یک مقصد به او نشان دهید و دستور دهید که

آن را تسخیر کند .

آگوستوس و چارلز ویلیام هیر

نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

آدرس دادن در كشورهاي غربي :
خیابان ۴۵ – شماره ۱۲۰ – منزل .....


آدرس دادن توی ایران :
بزرگراه آیت اله صدر آملی ، خیابان میرزا کوچک خان جنگلی
۲۰۰ متر بعد از فلکه انصارالمجاهدین ، ۱۰۰ متر نرسیده به بانک قوامین
جنب مسجد بلال حبشی ، کوچه شهید صیف الدین خواجه انصاری (حاج شیح صفی الدین سابق)
جنب سوپرمارکت سرداران ، بن بست هشتم
ساختمان مارلیک پلاک ۱۲+۱ -منزل .....

 

راستي چرا اينجوريه ؟

نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


جک رشتی لری

یه روز ما همه با هم بودیم،ترک و رشتی و لر و اصفهانی،تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند…

یک روز یه ترکه…
اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

یه روز یه رشتیه..
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

یه روز یه لره…
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

یه روز یه قزوینی یه…
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

یه روز ما همه با هم بودیم…، ترک و رشتی و لر و اصفهانی
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند… ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!!

و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه آنقدر این ایمیل را بفرستیم و بخوانیم تا عادت های قجری در خندیدن به هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد و با هم یکی باشیم مثل همیشه،مثل زمان های سختی و مثل زمان های جشن و افتخار


نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

اينو يكي از دوستان برام فرستاده

طرح جديد مبارزه با بد حجابي

اميدوارم اين يكي ديگه جواب بده . اين ديگه آخرين راهه

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

دیشب رفتم استخر , بعد از شنا اومدم لباسامو بپوشم

 دیدم رو موبایلم ۴ تا میس کاله ۶ تا اس ام اس از دوس دخترم :

اس ام اس ۱: عزیزم چرا زنگ میزنم جواب نمیدی؟

اس ام اس ۲: انگار سرت شلوغه جواب اس ام اس هم نمیدی.

اس ام اس ۳: همین الان زنگ میزنی وگرنه من می دونم وتو!

اس ام اس۴: کثافت آشغال معلوم هست کدوم گوری هستی؟

اس ام اس ۵: تقصیر منه که آدم حسابت کردم کچل ایکبیری با اون مامان چاقت .

گمشو برو پیش همون دختر عموی …

اس ام اس۶: راستی اینم میگم که بسوزی . منو دوستت سعید دو ماهه رابطه داریم …. بای

 

( به اسم من تمومش نكنيدا ! فقط نوشتم كه يه لبخند بيارم روي لباتون )

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین

انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد :

(چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟

فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن...  اونوقت میشه مامانم رو بستری

کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه

نکنه... اونوقت...

اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش

بنویسم...

اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم...

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا...

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد...
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
خواهرم,


اگه به این روز اعتقاد نداری,

گِله ای نیست

همینطوری بگرد !!


نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

اوضاع و احوال مردان این دوره زمونه

باز هم که دست خالی اومدی خونه مرد

پس کو نونت

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

مشكلات پدر

كادوي روز پدر

گرانی میوه و شرمندگی پدر

روز پدر

nf00108865 2 روز پدر مبارک

 

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

sumali..1 عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت محو نخواهد شد

عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت و انسان محو نخواهد شد

سال نود و چهار ( ۱۹۹۴ ) است ، یک کودک سودانی در حال جان دادن بر اثر گرسنگی است

 و لاشخوری که در آن پشت انتظار مرگ یک کودک بسر می برد

تصویر غم انگیز بالا ، قبلا به عنوان یکی از تصاویر برترِ خبری نیم قرن اخیر نیز انتخاب شده بود

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم  
 
شرم خندیدن، به  مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.  کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.  
یک روز یه ترکه...

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

 یه روز یه رشتیه...

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

 یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

 یه روز یه قزوینی یه...

به نام علامه دهخدا ؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و  رشتی و  لر  و  اصفهانی

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

 حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم

این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه 
به امید روزی که  عادتهاي قجري در خنديدن به هموطن ( آنكه در ديده ما جا دارد ) در ما بميرد و با هم يكي  باشيم مثل هميشه ، مثل زمانهاي سختي و مثل زمانهاي جشن و افتخار

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

تفاوت مدیران در آن سوي دنیا و این سوي دنیا !

آن سوي دنيا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می شود.

این سوي دنیا : موفقیت مدیر سنجیده نمی شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.

 

آن سوي دنيا: مدیران بعضی وقت ها استعفا می دهند.

این سوي دنیا : عشق به خدمت مانع از استعفا می شود.

 

آن سوي دنيا:  افراد از مشاغل پایین شروع می کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.

این سوي دنیا : افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان دربیست سالگی مدیریت بزرگترین های کشور است.

 

آن سوي دنيا: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می گردند.

این سوي دنیا : برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می شود.

 

آن سوي دنيا: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.

این سوي دنیا : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.

 

آن سوي دنيا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می کنند.

این سوي دنیا : اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت می کنند.

 

آن سوي دنيا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می کند و حتی ممکن است محاکمه شود.

این سوي دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می شود و پست مدیریت جدید می گیرد.

 

آن سوي دنيا: مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار می شوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار می کنند.

این سوي دنیا : مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمی کنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار می شوند.

 

آن سوي دنيا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می دهند و با برخی مصاحبه می کنند.

این سوي دنیا : برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می کنند.

 

آن سوي دنيا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.

این سوي دنیا : مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می گیرند.

 

آن سوي دنيا: همه می دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.

این سوي دنیا : مدیران انسان های ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

 

آن سوي دنيا: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.

این سوي دنیا : برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می کند.

 

آن سوي دنيا: مدیر فعال ترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.

این سوي دنیا : مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

موضوع انشاء: يك لقمه نان حلال 
 
 نان حلال خيلي خيلي خوب است. من نان حلال را خيلي دوست دارم. ما بايد هميشه دنبال نان حلال باشيم. مثل آقا تقي. آقاتقي يك ماست‌بندي دارد. او هميشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت مي‌دهد تا آبي كه در شيرها مي‌ريزد و ماست مي‌بندد حلال باشد. آقا تقي مي‌گويد: آدم بايد يك لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا كه سرش را گذاشت روي زمين و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بيراه نباشد.

دايي من كارمند يك شركت است. او مي‌گويد: تا مطمئن نشوم كه ارباب رجوع از ته دل راضي شده، از او رشوه نمي‌گيرم. آدم بايد دنبال نان حلال باشد. دايي‌ام مي‌گويد: من ارباب رجوع را مجبور مي‌كنم قسم بخورد كه راضي است و بعد رشوه مي‌گيرم!

 

عموي من يك غذاخوري دارد. عمو هميشه حواسش است كه غذاي خوبي به مردم بدهد. او مي‌گويد: در غذاخوري ما از گوشت حيوانات پير استفاده نمي‌شود و هر چه ذبح مي‌كنيم كره الاغ است كه گوشتش تُرد و تازه است و كبابش خوب در مي‌آيد. او حتماً چك مي‌كند كه كره الاغ‌ها سالم باشند وگرنه آن‌ها را ذبح نمي‌كند. عمويم مي‌گويد: ارزش يك لقمه نان حلال از همه‌ي پول‌هاي دنيا بيشتر است!! آدم بايد حلال و حروم نكند. عمو مي‌گويد: تا پول آدم حلال نباشد، بركت نمي‌كند. پول حرام بي‌بركت است.

من فكر مي‌كنم پدر من پولش حرام است؛ چون هيچ‌وقت بركت ندارد و هميشه وسط برج كم مي‌آورد. تازه يارانه‌ها را خرج مي‌كند و پول آب و برق و گاز را نداريم كه بدهيم. ماه قبل گاز ما را قطع كردند چون پولش را نداده بوديم. ديشب مي‌خواستم به پدرم بگويم: اگر دنبال يك لقمه نان حلال بودي، پول ما بركت مي‌كرد و هميشه پول داشتيم؛ اما جرأت نكردم. اي كاش پدر من هم آدم حلال خوري بود!!!

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

دستهای من تو را می خوانند
و تو عاشق و تنها در آن دور دست
در جستجوی روح گمشده خویشی
نگاهم در آن لحظه به یاد ماندنی
به نگاهت پیوند خورد
و دل کوچک من
جز شکوه در نگاه پر عظمت تو چیزی ندید
هنوز نمی دانم راز رسیدن به تو در چیست
حس می کنم
فاصله قدرتمند ترین نیروی جاذبه بین من و توست
و انگار پرواز هیچ قاصدکی
مرا به یاد تو نخواهد آورد

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

فقر ...


ميخواهم بگويم ......

فقر همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ......

فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست .......

فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ، همه جا سر ميكشد ........


فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ..


فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است

نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

پايگاه اينترنتي كميل 

 

خداوندا به وجود تو، قدرت تو و رحم تو ایمان دارم.
 اکنون جمع زیادی از هم نوعان من در کشوری کوچک در مصیبتی بزرگ گرفتار آمده اند.
 تو به احوالشان آگاه و به درمانشان توانایی.
من ناتوان و تو توانای مطلقی. هم نوعانم را دعا می کنم
و سلامت و امید را برایشان از درگاه تو می خواهم.
خداوندا تو را به رحم و بخشندگی ات این تلاطم و آشفتگی را
 آرامش بخش که تو آرام جان و قلبی.

آمین یا رب العالمین

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

کاش به زماني برگردم

                                که تنها غم زندگي ام،

                                                               شکستن نوک مدادم بود.

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

به تازگی عرب ها یک نظر سنجی برای  تغییر نام خلیج فارس با نام مجعول خلیج ع ر ب یسبز

و پیشنهاد آن به گوگل راه اندازی کرده اند.

 به لینک زیر بروید ودر این رای گیری شرکت کنید و به خلیج فارسچشمک رای دهید.


http://www.persianorarabiangulf.com


این لینک را به دوستانتون و...هم بدید که برن و در کادر خاکستری رنگ  خلیج فارس رو انتخاب

وسپس روی vote کلیک کنند.

نوشته شده در شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

header

نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

            حماسه حضور ؛ بزرگداشت حضور 40 میلیونی در انتخابات 22 خرداد 88                         حماسه حضور ؛ بزرگداشت حضور 40 میلیونی در انتخابات 22 خرداد 88

نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

حتما یه سری به این سایت بزنید

کارشون حرف نداره

http://www.hijab-poster.blogfa.com

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

مقاله طراحی و تهیه نرم افزار تخمین هزینه سرمایه ای ماشین آلات معادن روباز
دانشگاه آزاد کمالوند خرم آباد 1383
سید جواد محمدی تبار

دانلود

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

      گاهی گمان نمیکنی و میشود                           گاهی نمیشود که نمیشود
      گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است            گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود
      گاهی گدای گدایی و بخت نیست                       گاهی تمام شهر گدای تو میشود...

نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

چهره اش چقدر خسته است و نورانی، و صدایش چه پر محبت است و گرم. همو که دامنش پر از ستاره است و دست هایش مملو از عشق. از او گفتن و نوشتن چه سخت است. او که بر بلندای مهربانی و ایثار جای گرفته و بهشت خدا با تمام برکات و ثمراتش در زیر پای اوست. همو که سکوتش سرشار از ترانه لالایی است و شانه هایش مطمئن ترین جا برای ماندن و آرمیدن. او که در غبار سفر عمر، صبورانه می شکند تا زیستن بماند و عشق تجلی یابد

نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

دسته بندی زیبای انسانها از دید دکتر شریعتی!

دسته بندی زیبای انسانها از دید دکتر شریعتی!

 

ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و ...

 

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است

دسته اول 
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. 

دسته دوم 
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است. 

دسته سوم 
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم. 

دسته چهارم 
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

نوشته شده در سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

صف بندی سپاه سید‌الشهداء و یزید تا روز قیامت برپاست


مفتی اعظم: قیام حسین، برعلیه یزید حرام بود! (فیلم)



مفتیان وهابیت كه روزی فتوا به كفر شیعه و روزی تحریم دعا برای پیروزی حزب الله لبنان و... می‌دهند، هر روز با افاضاتشان پرونده درخشان خود را درخشان‌تر و طبل رسوایی خود را شهره آفاق می‌سازند.

اما این بار سخنان مفتی اعظم عربستان عبدالعزیز آل الشیخ یادآور فتوای شریح قاضی است كه با جملات خود امام حسین را محكوم و یزید را مبرای از هر خلاف شرعی دانسته است.

آری صف بندی سپاه سید‌الشهداء و یزید تا روز قیامت برپاست.

كل یوم عاشوراء وكل ارض كربلاء



« دانلود فیلم این سخنان با حجم 2 مگابایت »

مفتی اعظم عربستان شیخ عبد العزیز آل شیخ در برنامه زنده كه از ماهواره المجد عربستان پخش می شد در پاسخ خانمی در رابطه با یزید و قیام امام حسین علیه السلام این چنین پاسخ داد:



زمان پرداختن به این امور گذشته و زمان آن سپری شده است . آنها گروهى بودند كه درگذشتند، هر كار نیك و بدی كردند براى خود كردند و شما هم هر چه كردید براى خود خواهید كرد و مسئول كار آنها نخواهید بود.



بیعت یزید بن معاویه، بیعتی شرعی است كه در زمان پدرش معاویه از مردم گرفته شد و مردم هم بیعت كرده و به این بیعت گردن نهادند. امّا هنگامی‌ كه معاویه از دنیا رفت حسن و حسین بن علی و ابن زبیر از بیعت با او خودداری كردند.



حسین و ابن زبیر در تصمیمشان مبنی بر بیعت نكردن به خطا رفتند. چون بیعت با یزید بیعتی شرعی بود و این بیعت در زمان زندگی پدرش معاویه و در مقابل چشم مردم گرفته شده بود. ولی خداوند در آنچه مقدر می فرماید حكیم و علیم است، آن امت‌ها هم بنا به تقدیر خداوند در گذشتند و از دنیا رفتند.



شما را به خدا قسم! من دوست ندارم این مطالب را از من نقل كنید. این‌ها مسائلی است كه گذشته است. تاریخ هم در باره این مطالب به شكل‌های مختلف حكایت نموده است. ولی به هر شكل این‌ قضایا گذشته و تمام شده ... یزید و حسین بیش از هزار و اندی سال است كه از دنیا رفته‌اند ...



ولی به عقیده من بیعت یزید بن معاویه بیعتی شرعی بوده! و حسین را نصیحت كرد‌ند كه از مدینه به طرف عراق نرود، او را نصیحت كردند كه بیعت كند ولی او نپذیرفت. ابن عباس و ابن عمر و فرزدق و بسیاری از صحابه او را از رفتن به عراق بر حذر داشته و به او گقتند كه: رفتن به عراق به مصلحت او نیست. ولی حسین این نصیحت‌ها را نپذیرفت... و خدا هم هر ‌آن‌چه مقدر فرموده بود انجام شدو...



ولی با این وجود ما برای حسین از خداوند درخواست رضایت كرده و برای او عفو و بخشش را خواستاریم. و مقدرات الهی حكمت‌هایی دارد كه ما از آن آگاه نیستیم ...



اصلاً فائده نقل این مطالب چیست؟ حسین هر اشتباهی كرده برای خود كرده...



عقیده اهل سنت و جماعت این است كه واجب است تا به فرامین كسی كه مورد بیعت قرار گرفته و مردم حول محور او جمع شده‌اند گوش فرا داده شده و از او پیروی گردد!!! و قیام و سركشی علیه او نیز حرام می‌باشد. و از همین‌رو خروج و قیام حسین علیه یزید حرام بود...



ما می‌گوییم: حسین در قیامش علیه یزید اشتباه كرد و برای او بهتر بود كه این كار را نمی‌كرد. و باقی ماندن در مدینه و بر آن‌چه مردم بر آن اجتماع كرده بودند بهتر و سزاوار‌تر بود. و هر چه به او گفته شد كه عراق طرفدار و همراه تو نیست گوش نداد و توجهی ننمود...



و حقیقت این است كه مردم عراق و شام و مصر و حجاز و یمن با یزید بن معاویه در زمان زندگی و حیات پدرش بیعت كرده و امامت و رهبری وی را پذیرفته بودند، به همین جهت هم قیام علیه او و تجاوز به حریم خلافت او جایز نبود. این تمام مطلب است بیش از این هم سخنی نمی گوئیم و معتقد به بیش از این هم نیستیم.



متن عربی:

یا اختی هذه امور مضت و تاریخ مضی تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم و لا تسئلون عما كانوا یعملون.

بیعة یزید بن معاویه بیعه شرعیة أخذها أبوه له فی حیاته فبایعه الناس و قبلوا بیعته و لما توفی امتنع الحسن و الحسین بن علی و ابن الزیبیر عن المبایعه.

و امتناع الحسین وابن الزبیر عن المبایعه كانوا بذلك رضی الله عنهما غیر مصیبین. لأن بیعة یزید بیعة شرعیة و بیعة اُخذت له فی حیاة أبیه و أعطاهم نصب عینهم. ولكن الله حكیم علیم فیما قضی وقدّر. تلك أمة مضت.

والله إنی ما أحب أن تكتب عنّی هذه المسأله. هذه المسائل مضی و التواریخ كلها تحكی القضیه بأسالیب مختلفة. فمن التواریخ من یقول: ... هذه المسائل مضت. مضی یزید و مضی الحسین ولهم أكثر من ألف و... سنة مضت...

لكن اعتقد أن یزید بن معاویة: بیعته، بیعة شرعیة؛ و أن الحسین رضی الله عنه و أرضاه نصح أن لا یخرج الی العراق و لا یقبل من دعاه الی البیعة. حذّره ابن عباس و ابن عمر والفرزدق. و كبیر من الصحابة حذّروه من الخروج الی العراق. أن الخروج لا یؤدّی لمصلحة. لكن رضی الله و أرضاه ما قبل... والله قدّر ما قدّر وقضی ما قضی و اذا نفذ القضاء ل..

لكننا نترضی الحسین و نسئل العفو عن الجمیع ولله فیما قضی وقدّر حكمة لا نعلمها...

ما الفائدة من هذا المطلب؟ الحسین أخطأ ما أخطأ...

اهل السنة والجماعة عقیدتهم وجوب الانقیاد لمن بویع وإن من بویع و اجتمعت الكلمة علیه وجب علی الجمیع السمع و الطاعة له. وحرم الخروج علیه. حرم الخروج للحسین رضی الله عنه و أرضاه...

نقول: الحسین رضی الله عنه وأرضاه فی خروجه كان الأمر خلافا مع عقیدته و كان عدم الخروج أولی. والبقاء هو الأولی والدخول فیما دخل الناس هو أولی. لكنه كره عما قیل إن العراق كله معك...

أن العراق والشام و مصر والحجاز ویمن قد أعطو البیعة لیزید بن معاویه فی حیاة أبیه وأصبح إماماً معترفاً به لا یجوز الخروج علیه ولا التعدّی علی خلیفته. هذا هو الأمر ولكن لا نقول بأشدّ.

والحقیقة أن العراق والشام و مصر والحجاز ویمن قد أعطو البیعة لیزید بن معاویه فی حیاة أبیه وأصبح إماماً معترفاً به لا یجوز الخروج علیه ولا التعدّی علی خلیفته. هذا هو الأمر ولكن لا نقول بأشدّ.

منبع | نویسنده : پایگاه کمیل به نقل از وب سایت رهبران شیعه

نوشته شده در سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

پا رکاب  حضرت صاحب الزمان و ولیش می مانیم تا مردم سالیان بعد با فریاد بلند نگویند :  

ما اهل ایران نیستیم مهدی تنها بماند...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

بسم الله الرحمن الرحیم
به نظامیان صهیونیست  که از جنگ غزه بازگشته‌اند تی‌شرت‌هایی داده شده که روی آن تصویر کشته‌شدن مادران فلسطینی به همراه فرزندانش به تمسخر گرفته شده است.

برخی از این تصاویر مربوط به نوزادان کشته‌شده فلسطینی است. این پیراهن‌ها در حالی در ارتش رژیم اشغالگر توزیع شده که هفته گذشته مطلبی درباره اقدام نظامیان صهیونیست  در کشتن چند غیرنظامی فلسطینی از زبان خود آنها منتشر شد.
در یکی از این تصاویر یک زن فلسطینی باردار مشاهده می‌شود که زیر آن نوشته شده است:
"می توان با یک گلوله دو نفر را کشت".
تولید پیراهن‌های حاوی عکس همراه با نوشته در فرهنگ صهیونیستی  رایج است اما انتشار چنین تصاویری
بار دیگر سوالاتی جدی درباره اقدامات نظامیان رژیم صهیونیستی در عملیات نظامی مطرح می کند.

به گفته جامعه شناسان صهیونیست  مساله این پیراهن‌ها فقط مربوط به طراحی لباس نیست بلکه نشان دهنده فرهنگ اسراییل است و پوشیدن این پیراهن‌ها سبب نهادینه‌شدن پیامهای روی آنها در بطن جامعه می‌شود و باتوجه به رویه غیرانسانی جلوه دادن فلسطینی‌ها از طریق این تصاویر منقوش روی لباسها ، کشتن فلسطینی‌ها در نزد صهیونیستها آسانتر می‌شود.
"ایمن محی‌الدین"، خبرنگار شبکه الجزیره در ادامه گزارش خود افزود: نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی به گروه خبری الجزیره اجازه نداد از محل تولید این پیراهن‌ها دیدن کند.
به هر حال ، تاثیر این پدیده اجتماعی آن بوده که در سالهای اخیر در جامعه فلسطین اشغالی  استفاده شدید از نیروی قهری مقبول‌تر شده است. به گفته جامعه شناسان این روند از نظر اجتماعی خطرناک است.

نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

بسم الله الرحمن الرحیم
به نظامیان صهیونیست  که از جنگ غزه بازگشته‌اند تی‌شرت‌هایی داده شده که روی آن تصویر کشته‌شدن مادران فلسطینی به همراه فرزندانش به تمسخر گرفته شده است.

برخی از این تصاویر مربوط به نوزادان کشته‌شده فلسطینی است. این پیراهن‌ها در حالی در ارتش رژیم اشغالگر توزیع شده که هفته گذشته مطلبی درباره اقدام نظامیان صهیونیست  در کشتن چند غیرنظامی فلسطینی از زبان خود آنها منتشر شد.
در یکی از این تصاویر یک زن فلسطینی باردار مشاهده می‌شود که زیر آن نوشته شده است:
"می توان با یک گلوله دو نفر را کشت".
تولید پیراهن‌های حاوی عکس همراه با نوشته در فرهنگ صهیونیستی  رایج است اما انتشار چنین تصاویری
بار دیگر سوالاتی جدی درباره اقدامات نظامیان رژیم صهیونیستی در عملیات نظامی مطرح می کند.

به گفته جامعه شناسان صهیونیست  مساله این پیراهن‌ها فقط مربوط به طراحی لباس نیست بلکه نشان دهنده فرهنگ اسراییل است و پوشیدن این پیراهن‌ها سبب نهادینه‌شدن پیامهای روی آنها در بطن جامعه می‌شود و باتوجه به رویه غیرانسانی جلوه دادن فلسطینی‌ها از طریق این تصاویر منقوش روی لباسها ، کشتن فلسطینی‌ها در نزد صهیونیستها آسانتر می‌شود.
"ایمن محی‌الدین"، خبرنگار شبکه الجزیره در ادامه گزارش خود افزود: نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی به گروه خبری الجزیره اجازه نداد از محل تولید این پیراهن‌ها دیدن کند.
به هر حال ، تاثیر این پدیده اجتماعی آن بوده که در سالهای اخیر در جامعه فلسطین اشغالی  استفاده شدید از نیروی قهری مقبول‌تر شده است. به گفته جامعه شناسان این روند از نظر اجتماعی خطرناک است.

نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

متن زير تقريبا سرگذشت اکثر کسانيست که قدر عزيزترين چيز زندگيشون را نميدونند و شايد سرگذشت تک تک ما :

وقتی که تو 1 ساله بودی، اون (مادر) بهت غذا میداد و تو رو می شست و به اصطلاح تر و خشک می کرد تو هم با گریه کردن و اذيت کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی

وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری تو هم این طوری ازش تشکر می کردی که ، وقتی صدات می زد ، محل نميگذاشتي و فرار می کردی

وقتی که 3 ساله بودی، اون ، با عشق تمام غذایت را آماده می کرد تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق ، ازش تشکر می کردی

وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید تو هم، با رنگ کردن میز و ديوار ازش تشکر می کردی تا نشون بدي چقدر هنرمندي !

وقتی که 5 ساله بودی، اون لباس شیک به تنت کرد تا به تعطیلات بری تو هم، با انداختن خودت تو گِل، ازش تشکر کردی

وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد تو هم ، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم!، ازش تشکر کردی

وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی خرید تو هم، با پرت کردن توپ به پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی

وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی ميخرید تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر ميکردی

وقتی که 9 ساله بودی، اون ، هزینه کلاس هاي اضافي تو رو پرداخت تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری ازش تشکر کردی و بجاش فقط فکر مسخره بازي بودي

وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو معطل تو بود و رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس تقويتي و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببره تو هم ، با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی

وقتی که 11 ساله بودی اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد تو هم ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه و بگذاره که راحت باشين و اينجوري ازش تشکر کردی و زحمت کشيده !

وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلویزیون و ماهواره بر حذر داشت تو هم، صبر کردی تا از خونه بیرون بره و کار خودت را بکني و و اينجوري ازش تشکر کردی

وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی تو هم، ايجوري ازش تشکر کردی : تو سلیقه ای نداری ، من هر جور راحتم زندگي ميکنم ، قيافم مثل اين بچه بسيجي ها باشه خوبه !

وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانه تو رو پرداخت کرد تو هم،ازش تشکر کردی ، با فراموش کردن زدن يک تلفن يا نوشتن یک نامه ساده

وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه
تو هم با قفل کردن درب اتاقت! نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه و اينجوري ازش تشکر کردی که خستگيش کاملا در بره

وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت یاد داد که چطوری ماشینش رو برونی و به تو رانندگی یاد داد تو هم هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی و بعضي وقتها هم خوردش ميکردي

وقتی که 17 ساله بودی، وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی

وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد تو هم ، بخاطر اين همه زحمتي که برات کشيده بود تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی

وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد تو هم با گفتن يه خداحافظِ خشک و خالی ، بیرون خوابگاه ازش جدا شدي ، به خاطر اینکه نمی خواستی بهت بگن بچه مامانی و اون هموم جا خشکش زد

وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ تو هم ، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره من خودم واسه زندگيم بلدم تصميم بگيرم

وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد يک خط مشی برای آینده ات داد تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی : من نمی خوام مثل تو باشم ، فکراي تو قديمي است و دنيا عوض شده

وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت تو هم ازش پرسیدی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه ميکنی

وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت ، بجاي کاد يه عالمه اثاثیه داد تو هم پیش دوستات بهش گفتي : اون اثاثیه ها چقدر زشت هستن

وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه ، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد تو هم چون ديگه هيکلت بزرگتر از اون شده بود با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی : مــادررر ، لطفاً ، با من کل کل نکنيد اعصاب ندارم

وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه تو هم بجاش یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی که مادرت مزاحم نباشه

وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد تو هم با گفتن این جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چیز دیگه تغییر کرده" و چون خانومت ميخواست بره پارک فوري قطع کردي

وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا سالگرد وفات پدرت رو یادآوری کنه تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی و بهش تسليت گفتي

وقتی که 50 ساله بودی، اون، ديگه خيلي پير بود و مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی

و سپس، یک روز بهت ميگن مادرت در تنهائي مرده و چند روز بعد جنازه بو گرفته اون را همسايه ها پيدا کردن و تو ............ و تو راحت ميشي ، اما تمام کارهایی که تو (در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد چون ديگه کسي نيست که فقط بخاطر خودت نه بخاطر چيزهاي ديگه ، تو رو از صميم قلب دوست داشته باشه

اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی ... و، اگه زنده نیست، محبت های بی دریغش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر و از خدا بخواه که اونها را بيامرزه

همیشه به یاد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون در طول عمرت فقط یک مادر داری ولي هزاران دوست ، هزاران فرصت تفريح ، هزاران ساعت وقت براي کارهاي ديگه و .........

امروز وقتي مادرم را ديدم رويش را ميبوسم و بهش ميگم ماماني دوستت دارم و به دوستانم هم ميگم که من از ته قلبم مامانم را دوست دارم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

بعد از پستی که چند روز پیش در زمینه مقر اصلی شرکت گوگل گذاشتم و با توجه به استقبالی که از این پست بعمل آمد، نیت کردم که فضاهای اداری شرکتهای بزرگ رو به نمایش در بیارم. البته پست قبلی رو بدلیل اینکه یه حسی رو در من ایجاد کرد که میشه به جرات گفت در ۹۹ درصد شرکتهای ایرانی نمیتونی همچین حسی پیدا کنی به نمایش در آوردم، اما از این به بعد این گونه پستها رو از این جهت میزارم که شاید کارفرمایان عزیز این پستها رو ببینین و از اون مهمتر نظرات شما عزیزان رو ببینن و متوجه اهمیت این قضیه بشن و شاید ۱ شرکت پیدا بشه که سعی کنه در این چهارچوب حرکت کنه، و این واقعا یک حرکت بزرگ خواهد بود:

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

بعد از پستی که چند روز قبل و با نام ” نماهایی از فضای کاری و اداری شرکت گوگل ” منتشر کردم و با توجه به اینکه این پست برای شما عزیزان جالب بود و باعث شد بعضی ها انگیزه بیشتری پیدا کنند تا بتونند روزی در شرکت گوگل کار کنند و بعضی ها هم افسوس بخورند، اما باعث شد تا بیشتر بگردم و اطلاعات بیشتری راجع به عکسها پیدا کنم. عکسهای پست قبلی و عکسهایی که امروز برای شما با اشتراک میگذارم از مقر اصلی شرکت گوگل در شهر کالیفورنیا هستند و نام مستعار آن GooglePlex میباشد. تقریبا از بزرگی و امکانات، به مانند یک کمپ بزرگی تفریحی میماند همانطوری که در اولین عکس نقشه آنرا میتوانید مشاهده نمایید :

در گوگل
تمام غذاها و امکانات ورزشی، پزشکی، مهد کودک، و غیره کارمندان گوگل کاملا مجانی است.
گوگل به کارمندانش اجازه داده تا ۲۰ درصد از وقت کاری روزانه شان – و یا یک روز کامل در هفته – را به پروژه ها و کارهای مورد علاقه خودشان، که ربطی به شغل شان ندارد، اختصاص بدهند تا فکرشان باز و رابطه شان با دنیای غیر کامپبوتری بیشتر شود.
بهنگام حاملگی هم تا ۷۵ درصد حقوق را به خانم ها می پردازند. بطور کلی کار کردن در گوگل بیشتر شبیه زندگی غیر رسمی در محیط دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی است.
مهندسین گوگل اجازه دارند در هنگام کار هرگاه دوست دارند کمی چرت بزنند تا مغزشان فرصت بیشتری برای مرور و تفکر داشته باشد.
بهنگام استخدام، یک بروشور ارائه می شود بنام “How to Care for Your Big, Wonderful High-Performance Brain.” (چگونه از مغز بزرگ و فعال تان مواظبت کنید).
به هنگام نهار تمامی کارمندان گوگل کنار یکدیگر می نشینند و تجربه ها و پروژه هایشان را با هم در میان می گذارند. این باعث می شود که همه از پروژه های آینده گوگل با خبر می شوند و کمتر کسی است که بی خبر از تجارب و پروژه های دیگران باشد. جالب اینکه سرگی برین (یکی از دو بنیانگزار گوگل) گیاهخوار است.
مجتمع اصلی گوگل در Mountain View پنج کافه تریای اصلی دارد و قرار است که ۱۴ کافه دیگر هم ایجاد شوند. نهار در تمام آنها و صبحانه و شام در بعضی کافه ها مجانی سرو می شود. این کافه ها روزانه در حدود ۱۵۰۰-۲۳۰۰ صبحانه و نهار و شبها ۶۰۰-۸۰۰ شام مجانی سرو می کنند و ۸۵ درصد کارمندان گوگل در انها حضور می یابند و معمولا هم حدود ۱۲۵درصد غذا تهیه می شود ( یعنی ۲۵ درصد غذای اضافه برای ویزیتورها و میهمانها).

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

شاید به جرات بتوان گفت آرزوی اکثر افرادی که در دنیای آی تی فعالیت و کار میکند اشتغال در یکی از شرکتهای بزرگ و بین المللی مانند گوگل، یاهو و . . . باشد، یا بقول معروف خواستگاه آی تی من ها باشد. جدا از بزرگ بودن این شرکتها و پرداختهای بسیار خوب، محیط کاری واقعا عالی و بی نظیر و توجهی که به کارمندان خود میکنند هم جالب توجه و در نوع خود بی نظیر است، مخصوصا برای ما ایرانی ها که اصلا عادت نداریم در شرکتهایی که کار میکنیم این همه توجه و مهم بودن را تجربه کرده باشیم. با نگاهی به عکسهای زیر که از مقر اصلی شرکت گوگل میباشد و با دیدن وسایل و امکاناتی که برای کارمندان خود تهیه کرده است به این موضوع پی میبریم که کارمندان راضی و خوشحال باعث پیشرفت و سودآوری شرکت خود میشوند. البته قبول دارم که اگر این امکانات در یکی از شرکتهای ایرانی باشد آن شرکت سر یک ماه نکشیده ورشکست میشود و این مسئله هم به “جنبه پایین” ما بر میگردد و رسیدن به این مرحله نیاز به بستر سازی و فرهنگ سازی دارد اما واقعا جای افسوس وجود دارد که ما از وجود همچین شرکتهایی بی بهره هستیم.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
 
کسانی که می‏گویند "من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم" دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند...
نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
به كسی عشق بورز كه لایق عشق باشد نه تشنه عشق.چون تشنه روزی سیراب می‌شود.
 
هوگو
نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

از فتنه اي كه جامه ي سبزش بدر شده     

                                                    هر شير پاك خورده اي اكنون خبر شده

سنگين ترين شكست زمان شد نصيبشان    

                                                       اين دست ايزد است ، دمي جلوه گر شده

اين نقشه ي يكي دو نفر كه نبود و نيست       

                                                      ريشه كجاست ، فتنه چنين مستمر شده؟

آخر مگر كه فتنه ی سبز از فلک رسید؟    

                                                  اين چشم خصم ، از چه رهي ديده ور شده؟

پندار من به گوش دلم بانگ ميزند            

                                            شايد ز بردن دو سه نامي حذر شده

گوساله اي كه سامريان حلقه اش زدند      

                                                   اينجا ميان جلد زمان مستتر شده

صحبت ز همصدايي و وحدت مياورند        

                                               حالا كه تيغ نقشه ي شان  بي ثمر شده

حاجت نبود اينكه رياست شود نصيب             

                                                 اينها بهانه بود ،که حس خطر شده

دشمن نشان نمود و منافق نشانه رفت           

                                                بر قلب سيدي كه دگر خون جگر شده

يك گله گرگ به قصد ولا حمله ور شدند            

                                                   حالا ندايشان همه اين المفر شده

پنهان نبود بر كسي آن جاده نفاق                

                                             اكنون عيان بديده  ره خير و شر شده

بيچاره خصم غرقه به روياي ناز بود        

                                             يك تن نبود نعره برآرد سحر شده

 خوابش بخير ، مگر نه كه ما شيعه زاده ايم       

                                                         تا آخرين نفس ، به پاي علي ايستاده ايم

 مولا بيا كه جان به لب عاشقان رسيد             

                                                   سيد علي به راه شما ، دیده تر شده

مولا بيا كه خسته از اين داغ غربتيم               

                                                جانا بگو كه موسم ختم سفر شده

اين نامه اي كه از سر سوز و گلايه هاست    

                                                       بحر طويل بوده ، كمي مختصر شده

ما مردمان كوفه نبوديم و نيستيم             

                                             اين سينه ها براي تو مولا سپر شده

بازآ دگر پناه دل خسته ، العجل               

                                        حالا كه پاي ثانيه ها خسته تر شده

بوي قلم گرفته دگر دست رخصتي           

                                            كز هجر تو هزار ،قافیه اش پر شرر شده

 

يك صفحه پر ز واژه براي تو چيده ام          داغ فراق تو به دل و جان خريده ام

یا علی

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 
 آذر -  دستگیری ‌لیدر اغتشاشات 16 آذر ‌در حال فرار با لباس‌زنانه+عکس
 

 

یکی از اعضای طیف افراطی علامه تحکیم وحدت که در مراسم امروز مخالفین، سخنان افراطی و هنجارشکنی را بیان کرده بود، در حالی که با لباس زنانه قصد فرار از دانشگاه امیر کبیر را داشت، از سوی مامورین انتظامی دستگیر شد.

به گزارش شبکه ایران، "مجید توکلی" در حالی از سوی مقامات انتظامی بازداشت شده است که پس از سخنرانی تند خود در مراسم امروز، مانتو به تن کرده بود و با به سرکردن مقنعه و چادر و در دست داشتن کیف زنانه قصد فرار از دانشگاه را داشت.

توکلی که سابقه فعالیت در نشریات موهن به مقدسات در دانشگاه امیرکبیر را نیز در کارنامه دارد، پیش از این نیز به دلیل اهانت به مقدسات به زندان محکوم شده بود.

وی امروز هم در دانشگاه امیرکبیر در سخنرانی خود به مقدسات دینی و سران نظام توهین کرده بود.

گفتنی است این عضو افراطی شاخه علامه در جریان اهانت تندروها به دکتراحمدی نژاد در آذرماه سال 85در دانشگاه امیرکبیر نیز نقش محوری داشته است.

 

 

***********************

کارتون به کجا رسیده...

اخوی حرف میزنی مرد و مردونه پای حرفت وایسا ..

هر چند مرد بین شما ها پیدا نمیشه....

 

سایه ی حضرت آقا همواره مستدام باد

یا علی

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

"سرور مفت نمی بینه وگرنه بلاگر ماهریه"
این ضرب المثل درمواقعی بکارمی رود که نیروی انتظامی به یک دانشجویی، جوانی، دست به قلمی یا کسی تو این مایه ها گیرداده و می خواد یه جورایی حالشو بگیره!


"سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برم"
این ضرب المثل درمورد خانم هایی بکارمی رود که عکس بچه شان را دربلاگشان می گذارند و یک پست درمیان قربان صدقه شان می روند.

"کافی نت گیرش نمیاد چت کنه، میگه بلاگم فیلترشده"
این ضرب المثل درمورد روشنفکران خالی بند تازه به دوران رسیده صدق می کند.

"با یه پینگ گرمیش می کنه با یه فیلتر سردیش"

این ضرب المثل درمورد بلاگرهای نازک نارنجی به کار می رود.

"لینک و پینگت بجا، دات کام دومِین یکی هفت صنار"
این ضرب المثل فروشندگان دومین وهاست سرویس برای جلوگیری ازتوقع بیجای دوستان به کارمی برند.

"دفترمنطقه پستی راهش نمیدادن، سراغ ای میلشو می گرفت"
این ضرب المثل درمورد کاندیداهای اصلاح طلب رد صلاحیت شده مصداق دارد.

"کارت اینترنت مفت گیرش بیاد لپ تاپشو می سوزونه"
این ضرب المثل بدون شرح است.

"رم لپ تاپ پیشکش را نمی شمارند"
این ضرب المثل نسخه دیجیتالی "مفت باشه کوفت باشه" به شمار می رود.

"کامنت و لینک هفت دست، پست و آپ هیچی"
این ضرب المثل درمورد بلاگرهاییست که سال تا سال آپ نمی کنند.

"شیپیش تو بلاگش کامنت می ذاره"
کنایه از وبلاگ های بی مخاطب

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

1 - برخي مردان عادت دارند كه ريش بگذارند.
2 - برخي مردان تنها از سر كنجاوي كه با ريش چهره شان چه تغييري ميكند و يا آيا مدل خاصي از ريش به آنها مي آيد و يا نه اقدام به گذاشتن ريش ميكنند.

3 - تعدادي از مردان بخاطر آنكه پس از اصلاح صورتشان جوش ميزند و پوست صورتشان به اصلاح مداوم حساس ميباشد ترجيح ميدهند ريش بگذارند.

4 - برخي از مردان نيز به لحاظ كمبود وقت و آنكه لازم نباشد هر روز صورت خود را اصلاح كنند اقدام به اين كار ميكنند. اما اين عده بايد توجه داشته باشند كه مرتب نگه داشتن ريش بلند نيز كار آساني نيست.

5 - نياز به تغيير. مردان نسبت به زنان گزينه هاي كمتري براي تغيير ظاهر خود در اختيار دارند. زنان با آرايش و يا مدل هاي موي متنوع و جذاب و زيور آلات، خود را به هر شكلي ميتوانند در بياورند اما مردان خير.

6 - عقايد و باورهاي مذهبي، فرهنگي و سنتي.

7 - برخي مردان تصور ميكنند زنان ريش صورت را جذاب قلمداد ميكنند. به ويژه ته ريش را اما حقيقت امر آنست كه اكثر زنان از موي صورت مردان بيزار ميباشند.

8 - پوشاندن لكه ها و اثر زخمهاي صورت.


چگونه ريش خود را بلند كنيد

1-نخست ميبايستي به مدت حداقل 4 هفته ريش خود را به حال خود بگذاريد تا كاملا بلند شود. در طي اين مدت شما وسوسه خواهيد شد كه به ريش خود فرم دهيد اما دست نگهداريد چون معمولا زود مدل دادن به ريش نتيجه خوبي در بر نخواهد داشت.

2- مدل و طرح دلخواه خود را برگزينيد و آن را روي صورت خود با دقت پياده سازي كنيد.

3-حداقل هفته اي يك مرتبه ريش خود را مرتب كرده و اضافات آن را كوتاه كنيد.


گزينه هاي شما:

1- سبيل: آسانترين و كم درسر ترين گزينه هاست. چون هم بلند
كـردن آن آسـان اسـت و هـم بـه حـداقل نگهداري و مرتب كردن نياز
دارد. اما شما را مسن تر جلوه ميدهد.

2- خط ريش بلند: اين يكي از گزينه هاي محبوب و رو به گسترش
ميباشد.

3- ته ريش: ته ريش شايد بـظـاهر جذاب بنظر آيد اما جلوه زيبايي
نداشته و شما را به نامرتب بودن متهم ميكند.

4- ريش پروفسوري(بزي): ريش بزي امروزه بسيار مد گرديده است. اما معمولا نگهداري و مرتب نگه داشتن آن كار دشواري است. ريش بزي ميتواند با سبيل و يا بدون سبيل باشد.

5- ريش كامل: اين نوع ريش براي مرداني كه از موي صورتشان پر پشت ميباشد مناسب است. اما اين مدل معمولا سن شما را افزايش داده و شما را پر ابهت تر و يا ترسناك تر ميسازد.


حتما هنگام انتخاب مدل و طرح ريش و سبيل خود فرم صورت خود را نيز مد نظر قرار دهيد:

1- صورت باريك و كشيده: ما نيازي نداريد تا به طول صورت خود اضافه كنيد بنابراين ريش بلند نگذاريد همچنين از ريش بزي نيز اجتناب ورزيد. بهترين گزينه براي شما خط ريش بلند است تا لاغري دو طرف صورت شما را بپوشاند. اگر خواستيد ريش كامل بگذاريد موي ريش قسمت چانه را كاملا كوتاه كرده و قسمت كناره ها را بلند و پر پشت بگذاريد.

2- صورت گرد: هدف شما افزودن به طول صورت تان است. بنابراين ريش بزي مناسب شماست. از گذاشتن خط ريش بلند و سبيل باريك خودداري كنيد چون صورت شما را گردتر ميسازند.

3- چانه كوچك: بهترين گزينه نيز براي شما ريش بزي ست. ريش كامل نيز كار ساز خواهد بود اما سبيل تك هرگز.

4- سر بي مو: از گذاشتن ريش كامل و خط ريش بلند جدا خودداري كنيد.بهترين گزينه شما ريش بزي كوتاه ميباشد

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
 

جناب میرحسین موسوی!

شما که هیچ ! حتی اگر تمام بنی صدرهای تاریخ از گورشان بلند شوند

و تمام رجوی ها از لجن زارشان بیرون آیند، فرزندان روح الله با اشاره ای

از سوی سید و مقتدای خود، در چشم بر هم زدنی تار و پودشان را

در هم خواهد پیچید.

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
 
 
گفت: تعدادي از گروههاي ضدانقلاب مقيم خارج كه در انتخابات اخير براي نامزد جبهه اصلاحات يقه چاك مي دادند، اعلام كرده اند كه بدجوري دچار سرخوردگي و سردرگمي شده اند.
گفتم: ولي اين گروهها سال هاست كه در كوچه هاي سردرگمي پرسه مي زنند.
گفت: اعلام كرده اند كه تا حالا انتخابات را تحريم كرده بوديم ولي حالا هم كه به خاطر حمايت از اصلاح طلبان شعار شركت در انتخابات داديم، نتيجه آن شد كه احمدي نژاد چند برابر بيشتر رأي بياورد.
گفتم: حيوونكي ها اين گروههاي ضدانقلاب كه نه سر پيازند و نه ته پياز.
گفت: اما يكي از همين گروههاي ضدانقلاب از اين كه مسئولين جمهوري اسلامي به آنها هيچ اهميتي نداده اند حسابي عصباني شده و جيغ بنفش كشيده!
گفتم: پدري به فرزندش مي گفت اگر توي دستشويي يك سوسك ديدي با دمپايي توي سرش نكوب، بي توجه از كنارش رد شو كه از صد تا فحش براش بدتره!
 
نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

دکتراحمدي نژاد هنوز تار مويي سفيد نکرده بود که نهمين رئيس ‌جمهور ايران شد، مدير جواني که همواره جلوتر از سن‌اش حرکت کرده است.
به اعتقاد بسياري و البته به استناد تصاوير، همين که وارد "منطقه ممنوعه" قدرت شد، آنقدر براي اجراي عدالت مبارزه کرد که خيلي زود محاسنش سپيد شد.
از جواني تا پيري براي احمدي‌نژاد،‌ تنها و تنها چهار سال فاصله بود و کار زيادي بود که بر زمين مانده بود. او هم بايد شعارهاي خودش را عملي مي کرد و هم بايد وعده‌هاي ديگران را تحقق مي‌ بخشيد.
اگر خاتمي گفت: ايران براي همه ايرانيان، اما اين احمدي‌ نژاد بود که به سفر‌‌‌هاي استاني رفت و در مناطق محروم همنشين ژنده‌پوشان شد، اگر کروبي گفت: هر ايراني ماهي 50 هزار تومان، اما اين جناب دکتر بود که به مردم سهام عدالت داد و اين کار را هم از روستاهاي بي ‌بضاعت شروع کرد، اگرمعين گفت: زنده ‌باد مخالف من اما اين رئيس‌ جمهور ما بود که مخالفش، چشم در چشم او انداخت و او را دروغگو و رمال خطاب کرد و اگر هاشمي گفت: بايد تنش‌ زدايي کنيم اما اين احمدي‌نژاد بود که لحن دشمن را عوض کرد، بي‌ آنکه ذره‌اي از مسأله‌ هسته‌اي کوتاه بيايد....
آري! به اين دوره هم مي‌رسيم، موسوي گفت: بايد کشور را به نسل جوان سپرد، سني از ميرحسين گذشته و فراموشي از عوارض پيري است و کاش نخست‌ وزير دوران جنگ به خاطر مي‌ آورد که مردم چهار سال قبل از اينکه موسوي بخواهد از لزوم سپردن مديريت کشور به نسل جوان بگويد، مديري جوان را روانه پاستور کردند که از جنس خودشان باشد.
اما دکتر از همان زمان، حتي قبل از آن، از زمان شهرداري به اين شعار موسوي عمل کرد و بخشي از مديريت تهران را بويژه در حوزه‌هاي فرهنگي به دست مديران جوان سپرد، بي‌ آنکه خود را بي ‌نياز از تجربه ديگران بداند پس فرق است ميان خاتمي که بيانيه‌ هايش را يکي ديگر مي ‌نوشت و کارهايش را آن ديگري انجام مي ‌داد، با احمدي‌ نژاد که نه فقط وعده‌هاي خود، بلکه شعار رقباي خود را نيز جامه‌ عمل پوشاند و با اين همه کار، چه جاي تعجب اگر اين چهار سال بر احمدي‌ نژاد مثل 40 سال گذشته باشد و او اينقدر زود پير شده و تار مو سپيد کرده باشد.
اين مطلب قبل از آنکه اشاره‌اي بر دوران بعد از انتخابات باشد، نشانه‌اي ديگر از صداقت رئيس‌ جمهور ما است.
موسوي گفت: دروغ بد است اما به فاصله چند روز نظرش نسبت به شوراي نگهبان برگشت. آن زمان که شوراي نگهبان را قبول داشت و قدم در راه وزارت کشور براي ثبت‌ نام مي‌گذاشت، راست مي ‌گفت يا آن هنگام که بيانيه صادر کرد و نوشت، اين شوراي نگهبان را قبول ندارد؟!
موسوي گفت: دروغ بد است اما او کدام راست را دروغ کرده که اين ‌چنين دشمنان نظام، او را در بوق کرده‌اند؟
موسوي البته يک حديث هم خواند که مؤمن دروغ نمي‌ گويد. احمدي‌نژاد مومن است، چون در زمينه انرژي هسته‌اي، ‌سفر‌هاي استاني، مسکن مهر، سهام عدالت، معرفي مفسدان اقتصادي، فرستادن ماهواره اميد به فضا، پرتاب موشک شهاب‌3، تکثير سلول‌هاي بنيادي و کوتاه نيامدن در برابر دشمن به ملت راست گفت و اگرچه براي قلقلک احساسات نسل جوان، حرف‌هايي نزد که ايشان را به وجد آورد،‌ وجود اين نسل را عزيز داشت و به توان آنها اعتماد کرد.
کاري نداشت؛ رئيس ‌جمهور هم مي ‌توانست به جاي اينکه باب دل، عقل و وجدان اين نسل سخن بگويد، حرف ‌هاي صد من يک غاز قشنگ بزند و تازه، در مناظره هم مهارت خود را در حرف زدن نشان داد و نشان داد که از چيزي نمي‌ ترسد و بر آنها که از سالخوردگان خط مي‌ گيرند، حرجي نيست.
وي جرأت واگذاري صندلي‌ هاي خدمت به جوانان ملت را ندارند، محافظه ‌کاري که شاخ و دم ندارد. منزلت دادن به جوان،‌ فقط اين نيست که او را به رقص و آواز واداري؛ همين که شور جاي خود را به شعور بدهد، جوان مي ‌ماند و ازدواج و اشتغال و مسکن و به هياهو انداختن جوان، مسکني است که درد را، نه از بدن او که از ياد او مي‌ برد.
تا وقتي درد هست، کار، تنها از مردي ساخته است که فاصله جواني تا پيري‌، نه 20 سال که تنها چهار سال باشد.
آنها که در يک فرآيند طبيعي و طبق روال رو به زوال مي‌ روند و 20 ساله پير مي ‌شوند، به اندازه کافي از جواني خود دور شده‌اند که درد واقعي اين نسل را نفهمند.
احمدي‌نژاد ولي چهار سال پيش، خود يک جوان بوده که البته از حق نگذريم؛ نسل جوان، ‌شب شعري هم دارد.
ما هر وقت خواستيم شب شعر بگيريم و شعار بدهيم و دست در گردن هم اندازيم و قد و بالاي خود را ورانداز کنيم، مقدم همه نامزد‌ها را گرامي مي ‌داريم و هيچوقت هم احمدي‌ نژاد را دعوت نمي ‌کنيم!
درد‌هاي ما از آن دکتر، مشکلات ما ارزاني رئيس‌ جمهور، وقتي غم و غصه داريم، زخم از ما، بخيه از دکتر، مرهم آلام ما احمدي‌ نژاد است و صد البته وقت شب شعر، دکتر به درد ما نمي‌ خورد، زمان شوخ و شنگ، نامزد‌هاي ديگري محرم ما مي ‌شوند. همان‌ کساني که حرف‌هاي قشنگ مي‌ زنند و عزم بزم که مي‌ کنيم ديگر جاي احمدي ‌نژاد نيست.
اين ولي تقصير خود دکتر است، مي‌ خواست رئيس‌جمهور نشود! حالا ما هواداري‌اش را کرديم، آيه فدايت شوم که برايش نفرستاده بوديم! در ثاني همه‌اش که کار، مصوبه و جلسه نمي ‌شود، بالاخره يکي هم بايد باشد کف پاي احساسات ما را قلقلک بدهد؟! راستش اين چهارتا عصب زپرتي کف پا، انگشتان دست کس ديگري را مي‌ طلبد.
اين همه را گفتم، اين را هم بگويم: اين خط، اين نشان، چهار سال بعد، همين موقع بايد کلي بگردي تا مگر در لابه‌لاي محاسن دکتر، موي سياهي پيدا کني.
گفت: موي سپيد را فلکم رايگان نداد، اين رشته را به نقد جواني خريده‌ام. بدا به حال پيرمرداني که موي خود را در آسياب سفيد مي‌کنند؛ آن هم آسيابي که به جاي آب، سرشار از سراب است. درست حدس زدي؛ آسياب ضد انقلاب!‌

نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

همه ما شنيده‌ايم كه نوشابه‌های گازدار برای سلامتی مضر است،

 اما آيا می‌دانيد:

*در بسياری از ايالت‌های آمريكا، مامورين پليس راه دو گالن كوكاكولا در صندوق‌عقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك آن از جاده پاك كند.

*اگر تكه‌ای از گوشت گاو را در يك كاسه كوكاكولا قراردهيد، پس از دو روز ناپديد می‌شود.

*برای تميز كردن توالت: يك قوطی كوكاكولا را داخل كاسه توالت بريزيد و يك ساعت صبر كنيد، سپس با آب پر فشاربشوييد. اسيد سيتريك موجود در كوكاكولا لكه‌ها را از سطوح چينی می‌زدايد.

*برای برطرف‌كردن لكه‌های زنگ از سپر آب‌كرم كاری شده اتومبيل: سپر را با يك تكه كاغذ (فويل) آلومينيوم مچاله‌شده آغشته به كوكاكولا بساييد.

*برای تميز كردن فساد قطبهای باتری اتومبيل: يك قوطی كوكاكولا را روی قطبها بريزيد تا با غليان كردن، آن را تميز كند.

*برای شل كردن پيچ و مهره‌های زنگ زده: تكه‌ای پارچه را كه در كوكاكولا خيس شده است برای چند دقيقه بر روی پيچ و مهره قرار دهيد.

*برای پختن گوشت ران آبدار: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماهی‌تابه خالی كنيد، گوشت را لای كاغذ آلومينيوم بپيچيد; و داخل ماهی‌تابه بپزيد. سی دقيقه قبل از اتمام پخت، كاغذ آلومينيوم را باز كنيد، و آب گوشت را با كوكاكولای داخل ماهی‌تابه مخلوط كنيد تا سس قهوه‌ای رنگ عالی‌ای به دست آيد.

*برای پاك كردن چربی از لباسها: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماشين‌لباسشويی پر از لباسهای چرب خالی كنيد، پودر لباسشويی اضافه كنيد و ماشين را روی دور عادی روشن كنيد. كوكاكولا به تميز شدن لكه‌های چربی كمك می‌كند.

*كوكاكولا همچنين بخار آب را از روی شيشه جلوی اتومبيل تميز می‌كند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest درشمال ايالات متحده آمريكا، گاهی اوقات شيشه جلوی اتومبيل از بيرون بخار می‌كند كه با برف‌پاك‌كن پاك نمی‌شود.

 و جهت اطلاع شما:

*ماده موثر كوكاكولا اسيد فسفريك با PH برابر2.8 است. اسيد فسفريك ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل می‌كند. همچنين كلسيم را از استخوانها می‌زدايد و عامل اصلی افزايش روز‌آفزون پوكی استخوان است.

*برای حمل محلول كوكاكولا (محلول غليظ شده)، كاميونهای حامل بايد از علامتهای ويژه "مواد خطرناك" كه برای حمل مواد به‌شدت خوردنده در نظر گرفته شده است استفاده كنند. (يكی - دوماه قبل يك كاميون حامل محلول غليظ شده نوشابه در سد قشلاق اطراف سنندج كه آب شرب اين شهر را تامين می‌كند، سقوط كرد. )

نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

سیدی تنها به رنگ سبز نیست

 

هیچ دانی، مادر سادات کیست؟

 

سبزیعنی عاشق مولا شدن

 

پشت درب حیدری، زهرا شدن

 

سبزیعنی عشق تا شور و بلا

 

با حسین فاطمه در کربلا

 

طالب سبزم، نه این سبز ریا

 

سبز هم بازیچه شد، مهدی بیا

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

1 -  شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عيالتان را دوست داريد ؟!

الف) به اندازه تعداد سکه هاي مهريه اش !

ب) به اندازه تعداد قطعات جهيزيه اش !

ج) به اندازه تعداد صفر هاي جلوي مبلغ موجودي حساب بانکي اش !

د) به اندازه تمام ستاره هاي آسمان در روز !

 


 

2 -  چه عاملي سبب شد تا شما به خواستگاري عيالتان برويد ؟!

الف) جووني کردم !

ب) سادگي کردم !

ج) گول خوردم !

د) من که نرفتم خواستگاري ، اون اومد !


 

 


 

3 -  اگر خدايي ناکرده عيالتان فوت کند شما چه کار مي کنيد ؟!

الف) اول ناراحت و بعد خوشحال مي شويد !

ب) اول خرما و بعد شاباش مي دهيد !

ج) اول قبرستان و بعد محضر مي رويد !

د) انشاا... بقاي عمر ? تاي ديگر باشه !


 

 


 

4 -  ملاک شما در انتخاب عيالتان چه بوده است ؟!

الف) املاک پدرش !

ب) دارايي پدرش !

ج) املاک و دارايي پدرش !

د) همه موارد !


 

 


 

5 -  اگر عيالتان از شما بخواهد که براي کادوي تولدش يک گردنبد طلا بخريد چکار مي کنيد ؟!

الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور مي شويد !

ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مريضي مي زنيد !

ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن مي زنيد !

د) آدرس يک بدلي فروشي کار درست را از دوستتان مي گيريد !


 

 


 

6 -  محبت آميز ترين جمله ايکه به عيالتان گفته ايد چه بوده است ؟!

الف) عزيزم ، امروز صبحانه چي داريم ؟!

ب) عزيزم ، امروز ناهار چي داريم ؟!

ج) عزيزم ، امشب شام  چي داريم ؟!

د) من واقعا ... من واقعا عاشق .... من واقعا عاشق تو .... من واقعا عاشق تو روبچه با پنيرم !


 

 


 

7 -  در کارهاي منزل چقدر به عيالتان کمک مي کنيد ؟!

الف) در خوردن غذا با او همکاري مي کنيد !

ب) کانال هاي تلويزيون را شما با کنترل عوض مي کنيد !

ج) موقعي که عيالتان مشغول تميز کردن منزل يا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشويق مي کنيد !

د) گاهي اوقات  کارهاي شخصي تان را خودتان انجام مي دهيد !


 

 


 

8-  اگر عيالتان با شما قهر کند براي آشتي کردنش چه کار خواهيد کرد ؟!

الف) شما هم با او قهر مي کنيد تا زمانيکه خودش بيايد منت کشي !

ب) از طريق بکارگيري سيستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتي خواهيد داد !

ج) او را تهديد مي کنيد که اگر تا ?? بشماريد و آشتي نکند سريعا اقدام به اختيار نمودن همسر جديد مي نماييد !

د) حاضريد يک چيزي هم بدهيد اگر هميشه قهر باشد !


 

 


 

9 - نظرتان در مورد اين جمله چيست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )

الف) زيبا ترين جمله دنياست !

ب) با معنا ترين جمله دنياست !

ج) خوشحال کننده ترين جمله دنياست !

د) تخيلي ترين جمله عصر کنوني است !


 

 


 

10 -  در کل ، از زندگي با عيالتان راضي هستيد ؟!

الف) اگر نباشم چيکار کنم ؟!

ب) چاره اي جز اين ندارم !

ج) يک جوري داريم مي سازيم ديگه !

د) بله که راضي هستم البته تا زمانيکه بتوانم پول مهريه اش را جور کنم !

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

از اونجایی که خانومها به سالروز تولد حساس هستند در روز تولد همسرتان سعی کنید برخلاف میل او شمع به تعداد سالهای تولدش یا حتی چندتا بیشتر تهیه کنید

قبل از رفتن به ماموریت سیمهای تلفن را دستکاری کنید تا ارتباط تلفن قطع شود تا علاوه بر آزار، چند صد هزار تومونی صرفه جويي اقتصادی به دنبال داشته باشد

عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم ، چی بودم و چی شدم

در هنگام سرو شام در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید

در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید دیوانه هم این رنگ را میپسندد

هشدار: تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما'' قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

فردي در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده‌است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد.

سوالات را بخوانید:


1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف: 116 سال
ب: 99 سال
ج: 100سال
د: 150 سال
او نمی تواند به سوال جواب دهد.

2- کلاه‌های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف: برزیل
ب: شیلی
ج: پاناما
د: اکوادور
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می‌کند.

3- روس‌ها در چه ماهی انقلاب اكتبر را جشن می گیرند؟
الف: ژانویه
ب: سپتامبر
ج: اکتبر
د: نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند.

4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف: ادر
ب: آلبرت
ج: جرج
د: مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می‌کند.

5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف: قناری
ب: کانگارو
ج: توله‌سگ
د: موش

در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می‌دهد.


جواب‌ها:
اگر خیلی خودتان را گرفته‌اید که همه جواب‌ها را می‌دانید و به این دوست بنده خدا کلی خندیده‌اید، بهتر است اول جواب‌ها را مطالعه کنید:

1: جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید (۱۳۳۷-۱۴۵۳)

2: کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود.

3: انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.

4: اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد.

5: توله سگ، اسم لاتین آن Insularia Canaria است که یعنی جزایر توله سگ.



چیه ؟ تعجب کردید نه ؟
بابا اون بنده خدا حداقلش این بود که صفر درصد زد. شما بودید که ۳/۳۳- می زدید؟؟ ؟!!!!

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
 
 در بررسي نمادهاي متعلق به شيطان‌پرستي خط بسيار روشني از ارتباط صهيونيسم و شيطانيسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاوير بر روي دست‌بندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ،‌ ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ايران اسلامي نيز راه يافته است ، مورد بررسي و معرفي قرار مي‌گيرد :



ا گر نوشته وسط نماد يعني (Satanism) به معناي شيطان‌گرايي به همراه دايره حذف كنيم ، آن وقت يك ستاره پنج‌ضلعي بر جاي مي‌ماند كه همان نشانه ستاره صبح يا پنتاگرام (pentagram) باقي مي‌ماند .






اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ، با فرق اينكه انواع آن گاه پنج‌ضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو (Buphomet ) و به شكل در ميان نمادهاي شيطان‌پرستان به چشم مي‌خورد .




 برخي از شيطان‌گرايان محدوده جغرافيايي « تحت سلطه » اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطان‌گرايي را در نقشه ذيل توصيف مي‌نمايند . (محدوده در ايسلند و اروپا)

درميان پنتاگرا‌هاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده است كه اقدامي ضد مسيحي ، ‌به اين معناست كه مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون يك بره براي نجات ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان بز را نماد شيطان و در برابر بره مي‌دانند اين آرم را انتخاب كرده‌اند.



666 : يك سمبل با عنوان « شماره تلفن شيطان » توسط گروه‌هاي هوي متال وارد ايران اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطان‌پرستان تلقي مي‌شود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . »  از سال‌ها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور مشاهده مي‌شد .
 



صليب وارونه (upside down cross ) : اين نماد و حكايت از « وارونه شدن مسيحيت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين  است . صليب وارونه در گردن بندهاي بسياري مشاهده شده و خواننده‌هاي راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند .






نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگ‌هاي ديني همچون كتيبه‌هاي بر جاي مانده از بودايي‌ها و مقبره‌هاي سلتي و يوناني ديده شده‌است .

 لازم به توضيح است اين علامت سال‌ها بعد توسط هيتلر به كار رفت ،‌ لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطان‌پرستي كردند .





چشمي در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخي نمادهاي روشنفكري نيز به كار مي‌رود . اما شيطان‌پرستي اعتقاد دارند چشم در بالاي هرم « ‌چشم شيطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
 اين علامت در پيشگويي ،‌ جادوگري ، نفرين‌گري و كنترل‌هاي مخصوص جادوگري مورد استفاده قرار مي‌گيرد .گفتني است اين نماد بر روي دلار آمريكايي به كار رفته است .







اين نمادها به انگليسي (Ankh) انشاء‌مي‌شود و سمبل شهوت‌راني و باروري است .
 اين نمادها به معناي روح شهوت زنان نيز تعبير مي‌شود . امروزه نماد « فمنيسم » در واقع يك نماد برداشت شده دقيقا از سمبل‌هاي شيطاني است .



پرچم رژيم صهيونيستي
: قابل توجه جدي است كه رژيم صهيونيستي علاوه بر حمايت‌هاي آشكار و پنهان ،حتي از قرار گرفتن نماد رسمي كشور نامشروعش در كانون علائم شيطان‌گرايان نيز پرهيز ندارد .




ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اينكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار مي آمده است شيطان‌پرستان تبر رو به پايين را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پيمودن مسير تاريك انتخاب كرده‌اند .
 
همچنين گفتني است كه فمنيست‌ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر‌سالاري باستاني استفاده مي‌نمودند.



 
 
سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداي باروي مصر باستان) ، ‌بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني) اين يكي از راه‌هاي شيطان‌پرستان براي مسخره كردن مسيح است زيرا گفته مي‌شود كه مسيح مانند بره‌‌اي براي گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضيح نمادهاي اول اشاره شد ،‌اين نماد تصوير كاملي است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام . 


 
 
 
 
هرج و مرج (Anarchy) : اين نماد به معناي از بين بردن تمام قوانين است و دلالت بر اين امر دارد كه « هر چه تخريب كننده است تو انجام بده » اين نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌هاي هوي‌متال است .





چشم شيطان (Aye of satan) :  اين نماد نيز به معناي چشم « شيطان و نظارت و اقتدار » است و كمتر شناخته شده است .
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل


آقای سکسکه عمل کرده, میره سر کار و میاد و زندگیشو می کنه!

لفی دیگه از هیچی نمی ترسه!
آلیس
, شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان 50 متری ساده,

آن شرلی! ارایشگر معروفی شده تو جردن و چند تا محله بالا شهر شعبه زده حسابی جیب مردم و خالی میکنه به اسم گریم و رنگ موهای  عالی....
ای کیو سان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!
بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!... شلمان هنوزم خوابه!
پت پستچی بازنشسته شده و الانم تو خونه سالمندان منتظر مرگشه!
بنر رو یادته؟ پوستشو تو خیابون منوچهری 30 تومن می فروختن!
بالتازار و زبل خان آلزایمر گرفتن.
دامبو ، پلنگ صورتی, پسر شجاع, خانوم کوچولو, شیپورچی, یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن!
تام سایر حسابی با کلاس شده و موهاشو مدل  جوجه تیغی درس میکنه!
تام و جری دوتا دوست صمیمی شدن!
تن تن تو یه روزنامه خبرنگار بود, الان تو زندانه!(لابد به جرم آزادی اندیشه!!)
میگن خاله ریزه رفته مکه و حاج خانوم شده, تو مجالس زنونه روضه می خونه و خرج زندگی خودشو شوهر معلولشو ازین راه در می آره! قاشق سحر آمیز و جنگلی ام دیگه تو کار نیست!

جیمبو رو از رده خارج کردن(اینو دقیقن نمی دونم, شایدم اجاره دادنش به ایران ایر!!)
چوبین خیلی وقته که مادرش و پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!
حنا خانوم دکتر شده, مادرشم از آلمان برگشته کنارش!
خپل رو از باغ گلها انداختنش بیرون, اونجا یه برج 1000 طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش - خیلی لاغر شده!)
خانواده دکتر ارنست همسایه مونن, هر سه تا بچه اش رفتن, زن دکتر خیلی مریضه!
رابین هود رو تو اسلام شهر گرفتنش - به جرم شرارت!- هفته دیگه اعدامش می کنن!
سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن, خوب که چی؟!
کایوت, بالاخره رود رانر رو گرفت ولی از شانس بدش ! آنفولانزای مرغی گرفت و... اونم مرد!
هیشکی نفهمید گالیور عاشق فلورتیشیاست!
لوک خوش شانس ساقی محله مونه!
مارکو پولو تو میدون راه آهن یه میوه فروشی زده - میگن کارش خیلی گرفته!-
گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!
ملوان زبل تو کار قاچاق آدمه!
آقای پتی بل تو میدون شوش یه بنکدار کله گندس!
معاون کلانتر ارتقای شغلی پیدا کرده, داره میشه رئیس پلیس!
آقای نجار مرده و از وروجکم خبری نیست!
پت و مت حالا دیگه دوتا آقای مهندسن!
هایدی یه  پزشک ماهر  شده و چشمای مادر بزرگ و عمل کرد

نل  افسردگیش خوب شد و داستان زندگیشو به زودی چاپ میکنه!
راستی بابا لنگ دراز هپاتیت C داره... واسش دعا کنید!
بلفی و لی لی بیت رو با همدیگه گرفتن و سنگسار شون کردن!


نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
1-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید .


2-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه .


3-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید .


4-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است .


5- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه .


6-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید .


7-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!


8-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می­آد .


9- فقط شما میتونید برید استادیوم .


10- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید.


11-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید .


12- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید .


13- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید .


14- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید .


15- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره .


16- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید


17- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید .


18- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید .


19- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید


20- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟


21- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...


22- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید .


23- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید .


24- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید .


25- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید .


26- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید .


27- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید .


28- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید.


29- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه .


30- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد) .


31- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید .


32- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید .


33- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه .


34- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون .


35- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید .


36- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید .


37- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد) .


38- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره .


39- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست .


40- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید.


41- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند .


42- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید .


43- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد .


44- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید .


45- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه) .


46- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد .


47- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید .


48- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟) .


49- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)

نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
 

به نام آفريننده ي خليج هميشگي فارس

بوي بهار مي آيد. اين را از نم نم باران فهميدم. درختان شكوفه داده اند، گل ها لبخند مي زنند. بوي طبيعت، بوي طراوت و بوي شادابي همه جا را فرا گرفته است. در خيابان هاي شهر مردم به اين سو و آن سو مي روند. پيداست كه مي خواهند به بهترين شكل از بهار استقبال كنند. عدّه اي براي خريد لباس عيد آمده اند و عدّه اي براي تكميل ((سين)) هفت سينشان با دست فروشان چانه مي زنند.

همه مي خواهند مثل طبيعت، حيات خويش را از نو آغاز كنند. هر كس براي خود آرزو ها و براي سال جديد زندگي اش، برنامه هايي دارد. آري! اكنون فرصت مناسبي است براي عهد كردن با خود و اقدام براي اصلاح كردن خود؛ با ذكر مناجاتي از رابيندرانات تاگور - كه مي تواند سرمشقي براي همه ي ما در طول زندگي باشد -  به كلامم پايان مي دهم و سال نو را پيشاپيش تبريك مي گويم.

پروردگارا، دعايم به درگاه تو اين است:
بي نوايي و تنگ چشمي را از دلم ريشه كن ساز و از بيخ و بن بركن.
اندكي نيرويم بخش تا بتوانم بار شادي ها و غم ها را تحمّل كنم.
نيرويي به من ارزاني فرما تا عشق خود را در خدمت و كمك ثمر بخش سازم.
تواني به من  عطا فرما كه هيچ گاه چيزي از بي نوايي نستانم و در برابر گستاخ و مغرور زانوي دنائت خم نكنم.
قدرتي به من بخشا تا روح خود را از تعلّق به جيفه هاي ناچيز روزگار بي نياز كنم و از هرچه رنگ تعلّق پذيرد، آزادش سازم.
و نيرويي به من ده تا قدرت و توان خود را از روي كمال عشق و نهايت محبّت  تسليم خواسته ها و رضاي تو كنم.

 
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم!

پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!

بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!

موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!

شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!

ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!

ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!

ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!

ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!

ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده موتورسوار .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !

ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه! درضمن ما عاشق پرویز پرستویی هم هستیم!

ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اون هم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ غلط غولوط!

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل
مي خواستند سرش را ببرند. خودش اين را مي دانست. او معني كاسه ي آب و چاقو را مي فهميد و با مادرش هم همين كار را كردند. آبش دادند و سرش را بريدند. ترسيده بود. گردنش را گرفته بودند و مي كشيدند. قلب قرمزش تند تند مي زد. كمك مي خواست. فرياد مي زد و صدايش تا آسمان هفتم بالا مي رفت.
خدا فرشته اي فرستاد تا گوسفند بي تاب را آرام كند.
فرشته آمد و نوازشش كرد و گفت:«چه قدر قشنگ است اين كه قرار است خودت را ببخشي تا زندگي باز هم ادامه پيدا كند. آدم ها سپاسگزار تواند. قوت قدم هايشان از توست. تاب و تونشان هم. تو به قلب هايشان كمك مي كني تا بهتر بتپد ، قلب هايي كه مي توانند عشق بورزند. پس مرگ تو ، به عشق كمك مي كند. تو كمك مي كني تا آدم امانت بزرگي را كه خدا بر شانه هاي كوچكش گذاشته بر دوش كشد.
تو و گندم ، تو و پرنده و درخت همه كمك مي كنيد تا اين چرخ بچرخد ، چرخي كه نام آن زندگي است.»
گوسفند آرام شد و اجازه داد تا چاقو گلويش را ببوسد. او قطره قطره بر خاك چكيد ، اما هر قطره اش خشنود بود ، زيرا به خدا به عشق به زندگي كمك كرده بود.
نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

 

دقت كردید كه همه چیزهای خوب خانم هستند: خورشید خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم!

اما همه چیزهای بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه!

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

1. حاج منصور ارضی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 روضه حضرت علی (ع) 1,378 0:05:51

2. ملا باسم

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 قسماً بدمائک  یا حیدر 1,650 0:07:00
2 یا یوم اشوف اعتابک 1,664 0:07:04

3. حاج سعيد و محمد حسين حداديان

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 باز با يه كم نون و نمك ...  (روضه) 766 0:04:19

4. حاج مهدی سلحشور

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 بی تو از مدینه به سینه یک شعله دارم تا ابد 1,163 0:04:56

5. حاج محمد رضا طاهری

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 زداغت رشته ی جانم گسسته 866 0:03:40

6. حاج محمود کریمی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 اشك زينبت      مرهم سرت 1,845 0:10:28
2 علی ای همای رحمت    تو چه آیتی خدا را 293 0:01:37
3 شبايی که دلا رو غم می گيره 1,143 0:07:47
4 حیدر، اول، آخر، دائم، حاکم، عالم ... 859 0:03:38

7. حاج عبدالرضا هلالی

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حیدر بابا    ای شهریار عالم 719 0:03:02

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت توسط تيم سايبري قرارگاه كميل

تغيير تم سايت

تم های در دسترس

تحلیل آمار سایت و وبلاگ